فهرست مطالب
روش وایکوف چیست؟
روش وایکوف (Wyckoff Method) یکی از روشهای مهم در تحلیل تکنیکال است که به معاملهگران کمک میکند برای سرمایهگذاری در بازارهای مالی، تصمیمات درستی بگیرند. در حقیقت روش وایکوف به فرایندی اطلاق میشود که از آن برای تمرکز بر مرحله انباشت یک نمودار قیمت استفاده میگردد. معاملهگران با مطالعه الگوهای عرضه و تقاضا میتوانند به شاخص بازار دسترسی پیدا کرده تا به تحلیل آن بپردازند.
ریچارد وایکوف (Richard Wyckoff) در بین سالهای 1930 تا 1940 روش وایکوف را توسعه داد. او بیشتر زندگی خود را صرف آموزش کرد و عقاید او درباره بازار تاثیر چشمگیری بر تحلیلهای تکنیکال مدرن داشته است. بسیاری از معاملهگران سالها تحت تاثیر این روش بوده و در این حوزه به افراد موفقی تبدیل شدهاند. سرمایهگذاران امروزه روش وایکوف را روشی معتبر برای خواندن قیمتها میدانند که در کنار تئوری داو (Dow Theory) و تحلیل امواج الیوت (Elliot Waves) به خوبی عمل میکند.
وایکوف معتقد بود بازیگران بزرگ بازار و پولهای هوشمند (پولی که تحت کنترل نهادهای سرمایهگذاری است) در پس این بالا و پایین شدنها، اول سفارشهای خود را گذاشته و بعد قیمت را مطابق میل خود حرکت میدهند. هدف روش او این است که پولهای هوشمند را ردیابی کرده و با استفاده از الگوی نموداری قیمت، مسیر آن را پیدا کند.
برای داشتن یک برنامه معاملاتی موفق، پیشنهاد میکنیم این مقاله را مطالعه کنید.
سه قانون وایکوف
سرمایهگذاران قبل از آنکه بر اساس روش وایکوف برای معامله تصمیمگیری کنند، بایستی دانش کافی درباره قوانین آن داشته باشند. روش محاسباتی وایکوف بر سه قانون بنیادی (fundamental) استوار است:
- عرضه و تقاضا
- علت و معلول
- تلاش و نتیجه
در ادامه نگاهی به این قوانین پایه خواهیم انداخت:
قانون عرضه و تقاضا
قانون اول میگوید زمانی که تقاضا بیشتر از عرضه باشد، قیمتها افزایش مییابند و اگر این معادله برعکس باشد، کاهش مییابند. این قانون یکی از سادهترین اصول بازارهای مالی بوده و قطعا مختص روش وایکوف نیست. میتوانیم قانون اول را با سه معادله ساده نشان دهیم:
- تقاضا > عرضه = افزایش قیمت
- تقاضا < عرضه = کاهش قیمت
- تقاضا = عرضه = عدم مشاهده تغییرات چشمگیر در قیمت
به بیان دیگر، قانون اول وایکوف میگوید که پیشی گرفتن تقاضا بر عرضه سبب افزایش قیمتها میشود، زیرا تعداد خریداران از فروشندگان بیشتر است؛ اما در شرایطی که فروش از خرید بیشتر باشد، عرضه نیز از تقاضا بیشتر بوده و قیمت کاهش پیدا میکند. بسیاری از سرمایهگذارانی که دنبالهروی روش وایکوف هستند، برای آنکه تصویر بهتری از ارتباط میان عرضه و تقاضا داشته باشند، به مقایسه حرکت قیمت و حجم معاملات میپردازند. این کار اغلب تصویری کلی درباره حرکتهای بعدی بازار به آنها ارائه میکند.
قانون علت و معلول
قانون دوم میگوید تقاوتهای میان عرضه و تقاضا تصادفی نیستند، بلکه بعد از آماده شدن طی دورههای مختلف و در نتیجه یک رویداد خاص اتفاق میافتند. از نظر وایکوف یک دوره انباشت (علت) نهایتا به روند صعودی (معلول) ختم میشود. در مقابل نیز دوره توزیع (علت) روند نزولی (معلول) را در پی دارد.
وایکوف برای تخمین پتانسیل معلولهای یک علت، تکنیک منحصربهفردی را به کار گرفت. به بیان دیگر، او روشهایی ساخت که بتوان هدفهای معامله را بر اساس دورههای انباشت و توزیع تعیین کرد. این روش به وایکوف این امکان را میداد که بسط احتمالی یک روند را پس از شکست قیمت (Break out) از یک محدوده تثبیت قیمت یا محدوده ساید تخمین بزند.
قانون تلاش و نتیجه
سومین قانون وایکوف میگوید که تغییرات قیمتی، نتیجه یک تلاش است که با حجم معامله نشان داده میشود. در صورتی که حرکت قیمت متناظر با حجم معاملاتی باشد، روند شانس خوبی برای ادامه دارد، اما اگر واگرایی میان قیمت و حجم چشمگیر باشد احتمالا روند بازار متوقف شده و یا مسیر خود را تغییر میدهد.
به عنوان مثال فرض کنید که بازار بیتکوین بعد از یک روند خرسی طولانی، با حجم بالا شروع به تثبیت قیمت میکند. حجم بالا نشاندهنده تلاش بالاست اما حرکات ساید (کم نوسان) حاکی از نتیجهای کوچک است. بنابراین بیتکوینهای زیادی در حال جابجاییست اما هیچ کاهش قیمت قابلتوجهی دیده نمیشود. چنین شرایطی میتواند نشاندهنده آن باشد که روند نزولی احتمالا تمام شده و بازگشت روند نزدیک است.
چرخه قیمت وایکوف
طبق روش وایکوف معاملهگران میتوانند حرکات قیمت را بر اساس تحلیلهای دقیق عرضه و تقاضا که از مطالعه پرایس اکشن (Price action) و حجم و زمان حاصل میشود، پیشبینی کنند. وایکوف فعالیت معاملهگران موفق را مشاهده و آنها را در قالب نمودار ترسیم میکند. این روش نشان میدهد بازیگران بزرگ (که وایکوف مرد نامرئی مینامد)، چگونه بازار خرسی و گاوی را در یک چرخه قیمتی ایجاد میکنند.
عرضه و تقاضا
در چرخه قیمت وایکوف، مسیر بازار بر اساس تغییر در عرضه و تقاضا تنظیم شده است. این نکته اصلی روش وایکوف در سرمایهگذاری و معامله محسوب میشود. هنگامی که تقاضا از عرضه پیشی میگیرد، قیمتها بالا خواهند رفت و با برعکس شدن این معادله شاهد کاهش قیمت خواهیم بود. معاملهگران بایستی تغییرات عرضه و تقاضا را بررسی کرده و در طول زمان آن را با قیمت و حجم معامله مقایسه کنند. برای آنکه بتوانید عرضه و تقاضا را به طور دقیق از روی نمودار تعیین کنید، باید صبور باشید و تمرین کنید.
پرایس اکشن
پرایس اکشن فرایندی است که از آن برای پیشبینی مسیر قیمت یک مورد معاملاتی با مشاهده قیمت آن استفاده میشود. این کار روشی موثر برای پیشبینی قیمت است که در بازار رمزارزها نیز خوب کار میکند. اکثر معاملهگران از میان مولفههای مختلف پرایس اکشن، بیشتر از کندلها، خطوط روند (trend lines)، حمایت و مقاومت و جریان سفارشات استفاده میکنند.
ایده اصلی آن است که وقتی قیمت به بالای هر سطح مقاومتی شکسته شود، احتمال ادامه فشار گاوی آن بیشتر است. در چرخه وایکوف مرحله انباشت یک بازه قیمتی را نشان میدهد و هرگونه شکست قیمت با پرایس اکشن مناسب میتواند نشاندهنده حرکت گاوی مهمی باشد.
حجم معاملات
برای تشخیص حرکات احتمالی قیمت از منطقه انباشت وایکوف، تنها پرایس اکشن کافی نیست. حرکت گاوی از منطقه انباشت – یا حرکت خرسی از منطقه توزیع – تنها زمانی معتبر است که حجم معامله به سطح مشخصی رسیده باشد. به معاملهگران توصیه میشود برای اعتماد به حرکت قیمت، به دنبال یک استراتژی پرایس اکشن با حجم مناسب باشند.
تایم فریم
زمانبندی، مهمترین مولفه چرخه وایکوف است. چرخه بازار مدام در حال حرکت از بالا به سمت پایین است و بهترین پوزیشن خرید و فروش تنها زمانی معتبر است که زمانبندی درست باشد. زمانی که قیمت در بازه معاملاتی باقی بماند، معاملهگران میتوانند به تایم فریم پایینتر رفته تا ورودی بینقص به معامله داشته باشند. هدف نهایی این بخش آن است که وقتی انباشت تمام شد، پوزیشن خرید باز کرده و با اتمام توزیع، وارد پوزیشن فروش شویم.
مفهوم مرد نامرئی (Composite man)
وایکوف ایده مرد نامرئی را به عنوان هویت خیالی بازار ابداع کرد. او پیشنهاد کرد که سرمایهگذاران و معاملهگران، بایستی طوری به بازار نگاه کنند که گویی یک نهاد واحد کنترل آن را در دست دارد. این موضوع باعث میشود راحتتر با روندهای بازار کنار بیایند. در اصل مرد نامرئی نماینده سرمایهگذاران بزرگ بازار (اشخاص حقیقی و حقوقی) است. این شخص همیشه به نفع خودش عمل میکند تا مطمئن شود روی قیمت پایین خریده و با قیمت بالا میفروشد.
رفتار مرد نامرئی در خلاف جهت رفتار بیشتر سرمایهگذاران کوچک است، وایکوف در این مورد اغلب مشاهده کرده است که این سرمایهگذاران پول خود را از دست دادهاند. اما طبق روش وایکوف مرد نامرئی از یک استراتژی نسبتا قابل پیشبینی استفاده میکند که سرمایهگذاران میتوانند نکاتی را از آن یاد بگیرند. بگذارید با استفاده از مفهوم مرد نامرئی یک چرخه بازار ساده ترسیم کنیم. چنین چرخهای شامل 4 مرحله اصلیست: انباشت، روند صعودی، توزیع و روند نزولی.
انباشت
مرد نامرئی قبل از اکثریت سرمایهگذاران شروع به انباشت داراییها میکند. این مرحله معمولا با یک حرکت ساید نشان داده میشود. برای جلوگیری از تغییرات قابلملاحظه قیمت، انباشت به تدریج انجام میشود.
روند صعودی
مرد نامرئی وقتی به اندازه کافی سهم جمعآوری کرد و فشار فروش نیز کاهش یافت، شروع به هل دادن بازار میکند. این روند به طور طبیعی موجب جلب توجه سرمایهگذاران بیشتری شده و افزایش تقاضا را به دنبال دارد. لازم به ذکر است که در طی یک روند صعودی ممکن است مراحل انباشت متعددی وجود داشته باشد. ما به این بازه، بازانباشت میگوییم.
در مرحله بازانباشت، روند اصلی پیش از آنکه حرکت صعودی خود را از سرگیرد، متوقف شده و مدتی تثبیت قیمت میدهد. هرچه بازار بالاتر میرود، سرمایهگذاران دیگر نیز به خرید ترغیب میشوند. در نهایت حتی عموم افراد نیز مشتاق پیوستن به بازار شده و تقاضا بشدت بیشتر از عرضه خواهد شد.
توزیع
مرد نامرئی در قدم بعد شروع به توزیع داراییهای خود میکند. او پوزیشنهای سودآور خود را به کسانی که در مرحله آخر به بازار وارد میشوند میفروشد. مرحله توزیع معمولا با یک حرکت ساید نشان داده میشود که تا زمان وجود تقاضا ادامه دارد.
روند نزولی
بازار بعد از مرحله توزیع خیلی زود شروع به نزول میکند. به بیان دیگر، مرد نامرئی وقتی توانست سهام خود را به اندازه کافی بفروشد، شروع به پایین کشیدن بازار میکند. در نهایت عرضه از تقاضا پیشی گرفته و روند نزولی حاکم میشود.
روند نزولی نیز ممکن است مانند روند صعودی دارای مراحل بازانباشت باشد. این مراحل در اصل نواحی تثبیت قیمت بین افتهای شدید هستند. همچنین ممکن است شامل تلههای گاوی یا جهش گربه مرده (Dead Cat Bounces) باشند که برخی خریداران به امید بازگشت روند در آن گیر میافتند. وقتی روند خرسی کاملا پایان یافت، یک مرحله انباشت جدید آغاز میشود.
شماتیک کلی وایکوف
الگوهای انباشت و توزیع احتمالا محبوبترین بخش روش وایکوف هستند، حداقل در جامعه رمزارزها! این مدلها مراحل انباشت و توزیع را به بخشهای کوچکتری تقسیم میکنند. بخشهای مذکور در کنار رویدادهای متعدد وایکوف (Wyckoff Events) به پنج مرحله (A تا E) تقسیم میشوند که به طور خلاصه در ادامه توضیح داده شده است.
شماتیک انباشت
مرحله A
فشار فروش کاهش یافته و سرعت روند نزولی شروع به کاهش میکند. این مرحله معمولا با افزایش حجم معاملات قابل مشاهده است. حمایت ابتدایی (PS) نشان میدهد سروکله برخی خریداران پیدا شده است، اما تعداد آنها برای متوقف کردن حرکت نزولی هنوز کافی نیست. با پا پس کشیدن سرمایهگذاران و فروش شدید، قله فروش (SC) تشکیل میشود.
این نقطه اغلب نوسان بالایی داشته و فشار فروش کندلهای بزرگی را ایجاد میکنند. این ریزش شدید سریعا به پرش یا صعود خودکار (AR) تغییر میکند، زیرا عرضه بالا توسط خریداران شکار میشود. به طور کلی، بازه معاملاتی یک شماتیک انباشت، با فاصله میان نقطه پایین SC و نقطه بالای AR تعریف میشود.
تست ثانویه (ST) همانطور که از نامش پیداست، زمانی اتفاق میافتد که بازار در نزدیکی ناحیه SC ریزش کرده و بررسی میکند که آیا روند نزولی واقعا پایان یافته است یا خیر! حجم معاملات و نوسان بازار در این نقطه تمایل دارند پایینتر باشند. با آنکه کاهش ST نسبت به SC معمولا بیشتر است اما این مورد همیشه صدق نمیکند.
مرحله B
بر اساس قانون علت و معلول وایکوف میتوان مرحله B را علتی دانست که به یک معلول ختم میشود. در واقع مرحله B، مرحله تثبیت قیمت است که مرد نامرئی در آن بیشترین مقدار دارایی را انباشت میکند. بازار در طی این مرحله به تست سطوح حمایت و مقاومت بازه معاملاتی متمایل است. در طول مرحله B ممکن است تستهای مجدد زیادی وجود داشته باشد. این STها در برخی موارد ممکن است سقفهای بالاتر (تله گاوی) و کفهای پایینتر (تله خرسی) نسبت به SC و AR مرحله A ایجاد کنند.
مرحله C
مرحله C یک انباشت معمولی شامل بخشی به نام فنر قیمتی (Spring) است. این بخش اغلب آخرین تله خرسی بازار پیش از شروع کفهای بالاتر است. مرد نامرئی طی مرحله C اطمینان حاصل میکند که عرضه موجود در بازار کم است و کسانی که قصد فروش داشتهاند، فروختهاند. فنر اغلب سطوح حمایت را میشکند تا معاملهگران را خارج کرده و سرمایهگذاران را گمراه کند.
فنر قیمتی را میتوان تلاش آخر برای خرید سهام روی قیمت پایین، پیش از شروع روند صعودی دانست. تله خرسی سرمایهگذاران کوچک را وادار میکند داراییهای خود را بفروشند. البته در برخی موارد سطوح حمایت حفظ شده و فنر قیمتی اتفاق نمیافتد. به بیان دیگر ممکن است الگوهای انباشتی وجود داشته باشد که تمام مولفهها را داشته باشد اما فنر در آن دیده نشود. در این حالت الگوی کلی همچنان معتبر است.
مرحله D
مرحله D نشاندهنده ارتباط میان علت و معلول است. این مرحله بین منطقه انباشت (مرحله C) و شکست قیمت رنج معامله (مرحله E) قرار دارد و معمولا افزایش چشمگیری را در حجم معامله و نوسانات نشان میدهد. این مرحله دارای یک حمایت در آخرین نقطه صعودی (LPS) است که پیش از حرکت بازار به سمت بالاتر کف بالاتری ایجاد میکند.
LPS اغلب مقدم بر شکست قیمت از سطوح مقاومت است که سقفهای بالاتری میسازد. در این مورد مقاومتهای قبلی به حمایتهای جدید تبدیل شده و نشانههای تقویت (SOS) را بروز میدهد. علیرغم واژگان نسبتا گیجکننده ممکن است بیش از یک LPS در مرحله D باشد. آنها اغلب ضمن تست خطوط حمایتی جدید، حجم معاملاتی را افزایش میدهند. قیمت در برخی موارد ممکن است پیش از آنکه به رنج معاملاتی بالاتر شکسته و به مرحله E وارد شود، یک ناحیه تثبیت قیمت کوچک ایجاد کند.
مرحله E
مرحله E آخرین مرحله یک الگوی انباشت است. این مرحله با یک شکست قیمت واضح از بازه معاملاتی نشان داده میشود که حاصل افزایش تقاضای بازار است. مرحله E زمانیست که بازه معاملاتی به طور موثر شکسته شده و روند صعودی آغاز میشود.
شماتیک توزیع
شماتیک توزیع در اصل در جهت مخالف انباشت روش وایکوف اما با تفاوتهای کوچک عمل میکند.
مرحله A
مرحله اول زمانی اتفاق میافتد که یک روند صعودی به علت کاهش تقاضا، شروع به کند شدن میکند. عرضه ابتدایی (PSY) نشان میدهد که نیروی فروش ظاهر شده اما هنوز به اندازه کافی قوی نیست تا بتواند حرکت صعودی را متوقف کند. قله خرید (BC) در نتیجه یک خرید شدید حاصل میشد. این اتفاق معمولا در نتیجه خرید احساسی معاملهگران بیتجربه میافتد.
با جذب تقاضای بالا توسط بازارسازها حرکت صعودی بعدی موجب یک واکنش خودکار (AR) میشود. به بیان دیگر، مرد نامرئی شروع به توزیع داراییهای خود میان خریداران عقبمانده میکند. تست مجدد زمانی اتفاق میافتد که بازار ناحیه BC را مجددا میبیند و اغلب سقف پایینتری شکل میدهد.
مرحله B
مرحله B “توزیع” به عنوان منطقه تثبیت قیمت (علت) عمل میکند که بر روند نزولی (معلول) تقدم دارد. مرد نامرئی طی این مرحله به طور تدریجی داراییهای خود را فروخته و تقاضای بازار را جذب و ضعیف میکند. معمولا نواحی بالاتر و پایینتر بازه معاملاتی به دفعات متعدد تست میشود که میتواند شامل تلههای گاوی و خرسی شود. برخی اوقات بازار به بالای سطح مقاومتی که توسط BC ایجاد شده حرکت خواهد کرد که حاصل آن یک STست و میتوان آن را حرکت رو به بالا (UT) نیز خواند.
مرحله C
بازار در برخی موارد پیش از دوره تثبیت قیمت یک تله گاوی نهایی ارائه میکند که به آن حرکت صعودی کوتاهمدت (UTAD) گفته میشود. این مورد برعکس فنر مرحله انباشت است.
مرحله D
مرحله D “توزیع” از بسیاری جهات نقطه مقابل مرحله D “انباشت” است. این مرحله معمولا دارای یک نقطه عرضه نهایی (LPSY) در میانه رنج است که اوج پایینتری میسازد. از این نقطه LPSYهای جدید، در اطراف یا زیر منطقه حمایت، ایجاد میشوند. زمانی که بازار به زیر خط حمایت شکسته شود، نشانه تضعیف (SOW) مشهودی ظاهر میشود.
مرحله E
مرحله آخر، یک توزیع با شکست قیمت به زیر بازه معاملاتی است که نشان از آغاز یک روند نزولی دارد. این روند نزولی حاصل پیشی گرفتن عرضه بسیار بر تقاضاست.
رویکرد 5 مرحلهای وایکوف
وایکوف یک رویکرد 5 مرحلهای در مورد بازار طراحی کرد که مبتنی بر بسیاری از اصول و تکنیکهای خودش بود. به طور خلاصه این رویکرد را میتوان راهی برای عملی کردن آموزههای او دانست.
مرحله 1: تعیین روند – روند فعلی چیست و احتمالا به کدام سو خواهد رفت؟ رابطه میان عرضه و تقاضا چگونه است؟
مرحله 2: تعیین قدرت دارایی – قدرت دارایی نسبت به بازار چقدر است؟ آیا بازار و دارایی در مسیر یکسان هستند یا مسیر مخالف؟
مرحله 3: جستجو برای داراییهایی با علت قوی – آیا دلایل کافی برای ورود به یک پوزیشن وجود دارد؟ آیا علت به اندازه کافی قوی هست که سودهای بالقوه آن ارزش ریسک را داشته باشد؟
مرحله 4: تعیین احتمال حرکت – آیا دارایی آماده حرکت است؟ موقعیت آن در روند بزرگتر چگونه است؟ قیمت و حجم معامله چه چیزی را نشان میدهند؟ این مرحله اغلب شامل استفاده از تستهای خرید و فروش وایکوف میشود.
مرحله 5: تعیین زمان ورود – مرحله آخر تماما درباره زمانبندیست. این مرحله معمولا شامل تحلیل یک سهم در مقایسه با بازار کلی است.
به عنوان مثال یک معاملهگر میتواند پرایس اکشن یک سهم را با شاخص S&P 500 مقایسه کند. چنین تحلیلی بسته به پوزیشن آنها با استفاده از روش وایکوف میتواند دیدی کلی نسبت به حرکتهای بعدی دارایی بدهد. این کار در نهایت ایجاد یک پوزیشن ورود خوب را تسهیل میکند. لازم به ذکر است که این روش با داراییهایی که همراه با بازار یا شاخص کل حرکت میکنند، بهتر عمل میکند. از این رو در بازار رمزارزها این ارتباط همیشه مشهود نیست.
روش وایکوف چقدر قابل اطمینان است؟
روش وایکوف برای معاملهگرانی که به دنبال سود گرفتن از بخش اصلی یک روند هستند، موثر است. گرچه این روش همیشه تاثیرگذار نیست. به طور کلی افراد معمولا روی حمایت خریداری کرده و روی مقاومت میفروشند. اگر یک معاملهگر بداند مرحله انباشت و افزایش قیمت چه هستند، انجام معاملات با احتمال برد زیاد آسانتر است.
هدف تحلیلهای تکنیکال این است که آینده قیمت را بر اساس احتمالات مشخص کرده و حرکات بعدی قیمت را در بازار رمزارزها پیشبینی کند. روش وایکوف میتواند به معاملهگران کمک کند احتمال تحلیل هدفهای قیمتی و جهتهای محتمل را افزایش دهند. با این حال روش وایکوف نیز مانند دیگر ابزارهای معاملاتی محدودیاتهایی دارد. در معاملات مالی هیچ ابزاری نمیتواند تضمین سود 100 درصدی را به شما یدهد.
توجه کنید که بازار همواره در حرکت است و هیچ تضمینی وجود ندارد که گام به گام با روش وایکوف پیش برود. شما حتی اگر تمام مراحل وایکوف را روی یک قیمت پیاده کنید، باز هم نمیتوان اطمینان داشت که به سود میرسید. از این رو میزان اطمینان به روش وایکوف به نحوه تمرین شما و دنبال کردن تمام قوانین آن ضمن استفاده از یک سیستم مدیریت سرمایه قوی بستگی دارد.
نتیجهگیری
با آنکه تقریبا یک قرن از خلق روش وایکوف میگذرد، این روش امروزه به طور گستردهای مورد استفاده قرار میگیرد. از آنجایی که این روش شامل اصول، تئوریها و تکنیکهای معامله بسیاری است، یقینا بیشتر از یک اندیکاتور تکنیکال حرف برای گفتن دارد. روش وایکوف در اصل به سرمایهگذاران اجازه میدهد به جای آنکه با احساساتشان رفتار کنند، تصمیمات منطقیتری بگیرند.
تلاشهای وایکوف برای معاملهگران و سرمایهگذاران، یک سری ابزار فراهم میاورد که ریسکها را کاهش داده و شانس آنها را برای موفقیت بالا میبرد. همچنان باید گفت که در سرمایهگذاری، هیچ تکنیک 100 درصدی وجود ندارد. افراد همیشه باید نسبت به ریسکها آگاه باشند، بخصوص در بازارهای رمزارز که نوسانات زیادی دارند.
منبع: academy.binance , learn.bybit