بایگانی‌های ترید و تحلیل روند | صفحه 2 از 3 | ولمارت | بلاگ

سیستم‌های معاملاتی متفاوتی در بازارهای مالی وجود دارد که معامله‌گران بسته به اهداف و استراتژی‌ها مورد نظر، روش یا روش‌های معاملاتی مناسب برای خود را انتخاب می‌کنند. معاملات آپشن یا اختیار معامله (Options Trading) در کنار معاملات اسپات، مارجین و فیوچرز، یکی دیگر از سیستم‌های معاملاتی در بازارهای مالی از جمله بازار کریپتو کارنسی است. معاملات آپشن گاها با معاملات فیوچرز اشتباه گرفته می‌شوند که در این مقاله به بررسی تفاوت‌های آن‌ها و تعریف کامل اختیار معامله، انواع آن، استراتژی‌ها، مزایا و معایب آن را بررسی می‌کنیم. قرارداد آپشن یا اختیار معامله چیست؟ اختیار معامله یا آپشن در واقع قراردادی است که به معامله‌گر حق خرید یا فروش یک دارایی، با قیمت از پیش تعیین شده در تاریخ معین را اعطا می‌کند. همانطور که از اسم این نوع معاملات پیداست، در این نوع از قراردادها طرفین موظف به انجام قرارداد نیستند و می‌توانند تسویه نهایی را انجام ندهند. ممکن است این مفهوم کمی پیچیده بنظر برسد ولی در ادامه با بررسی ساد‌ه‌تر و مثال‌های متفاوت، بطور کامل با اختیار معامله آشنا خواهید شد. انواع قرارداد اختیار معامله قراردادهای اختیار معامله در واقع ۲ نوع هستند و سرمایه گذاران یکی از این دو نوع قرارداد را می‌توانند برای معامله انتخاب کنند: قرارداد اختیار خرید (Call) و قرارداد اختیار فروش (Put). قرارداد اختیار خرید (Call Option) قرارداد اختیار خرید، قراردادی است که به خریدار حق خرید یک دارایی را در زمان و قیمت مشخص شده می‌دهد. زمانی که معامله‌گران انتظار افزایش قیمت یک دارایی را در آینده دارند این قرارداد را خریداری می‌کنند. قرارداد اختیار فروش (Put Option) قرارداد اختیار فروش، قراردادی است که به خریدار آن، حق فروش یک دارایی را در یک قیمت و زمان از پیش تعیین شده اعطا می‌کند. زمانی که معامله‌گران احتمال کاهش قیمت یک دارایی را در آینده می‌دهند، این قرارداد را خریداری می‌کنند. ساختار قرارداد آپشن ساختار بندی قراردادهای اختیار معامله شامل ۴ شاخص می‌شود. اندازه (Size): مقدار دارایی درج شده برای خرید یا فروش در قرارداد. مانند: 10 عدد اتریوم، ۵ بشکه نفت یا ..تاریخ سررسید (Expiration Date): تاریخی که معامله در آن به پایان رسیده و منقضی می‌شود. تا این تاریخ امکان انجام یا عدم انجام معامله وجود دارد.قیمت توافقی (Strike Price): قیمت توافقی در واقع قیمتی است که در ابتدای قرارداد ذکر می‌شود تا در انتها و در تاریخ سررسید دارایی، در صورتی که تمایل به انجام معامله وجود داشته باشد در آن قیمت خرید یا فروخته شود.قیمت قرارداد اختیار یا وجه تضمین (Premium): وجه تضمین یا قیمت قرارداد اختیار در واقع مبلغی است که خریدار یک قرارداد آپشن، برای داشتن حق اختیار خرید یا فروش می‌پردازد. خریدار با پرداخت این مبلغ به فروشنده‌ی قرارداد حق اختیار را بدست می‌آورد. گفتنی است که این قیمت ثابت نبوده و با نزدیک شدن به تاریخ انقضا تغییر می‌کند. مثال برای اختیار معامله خرید علی یک معامله‌گر است که پیش بینی می‌کند قیمت بیت کوین تا ۳ ماه آینده به بالای ۶۰ هزار دلار می‌رسد، در حالی که قیمت فعلی بیت کوین ۴۵ هزار دلار است. علی می‌تواند در حال حاضر از بازار اسپات یک بیت کوین خریداری کند و 3 ماه آینده با سود یا ضرر از معامله خارج شود. اما برای مدیریت ریسک، علی با توجه به تحلیل صعودی که دارد از بازار آپشن یک قرارداد اختیار خرید با شرایط زیر خریداری می‌کند: اندازه: یک بیت کوینتاریخ سررسید: ۳ ماه بعدقیمت فعلی بیت کوین: ۴۵ هزار دلارقیمت توافقی یا قیمت اعمال: ۶۰ هزار دلارقیمت قرارداد اختیار یا وجه تضمین: ۶۰۰ دلار حالا علی با پرداخت ۶۰۰ دلار یک قرارداد اختیار خرید بیت کوین با قیمت ۶۰ هزار دلار دارد. در صورتی که قیمت به بالای ۶۰ هزار دلار (مثلا ۶۵ هزار دلار) برسد، علی با پرداخت قیمت توافق شده، یک بیت کوین با قیمت ۶۰ هزار دلار خرید کرده و با قیمت فعلی یعنی ۶۵ هزار دلار بفروش می‌رساند. اگر وجه تضمین ابتدایی را هم حساب کنیم در نتیجه علی در این معامله ۴۴۰۰ دلار سود می‌کند.  اگر در زمان سر رسید قیمت زیر ۶۰ هزار دلار باشد، علی به قرارداد عمل نمی‌کند و تنها همان ۶۰۰ دلاری که در ابتدا پرداخت کرده است را ضرر می‌کند. (این اعداد صرفا بعنوان مثال استفاده شده‌اند) مثال برای اختیار معامله فروش فرض کنید قیمت فعلی بیت کوین ۴۵ هزار دلار است. علی پیش بینی می‌کند که بیت کوین تا ۳ ماه دیگر به زیر قیمت ۴۰ هزار دلار می‌رسد و یک قرارداد اختیار فروش با مشخصات زیر خریداری می‌کند: اندازه: یک بیت کوینتاریخ سررسید: ۳ ماه بعدقیمت فعلی بیت کوین: ۴۵ هزار دلارقیمت توافقی یا قیمت اعمال: ۴۲ هزار دلارقیمت قرارداد اختیار یا وجه تضمین: ۵۰۰ دلار حال در صورتی که قیمت طبق تحلیل به زیر ۴۰ هزار دلار برسد علی می‌تواند یک بیت کوین از بازار خریده و آن را با قیمت ۴۲ هزار دلار بفروش برساند. اگرهم قیمت طبق پیش بینی عمل نکرده بود او می‌تواند به قرارداد عمل نکرده و با ۵۰۰ دلار ضرر که برای وجه تضمین پرداخت شده است از معامله خارج شود. نکته‌ی مهم در مورد قراردادهای آپشن این است که فروشندگان ریسک بیشتری را نسبت به خریداران متحمل می‌شوند. خریدار یک قرارداد اختیار خرید، حق انتخاب دارد که به قرارداد عمل کند یا نه، ولی در صورتی که تصمیم به اجرای قرارداد بگیرد فروشنده باید دارایی تعیین شده را به او بفروشد. در قرارداد اختیار فروش نیز به همین شکل است، دارنده یک قرارداد اختیار فروش حق انتخاب در مورد اجرای قرارداد دارد و در صورتی که به قرارداد عمل کند، فروشنده موظف است که دارایی تعیین شده را از او خریداری کند. تفاوت معاملات آپشن و فیوچرز قراردادهای اختیار معامله و آتی شباهت‌هایی به هم دارند. برای مثال هر دو از ابزارهای مشتقه هستند، برای افزایش سود و ریسک معاملات از آنها استفاده می‌شوند و پیچیدگی‌های بیشتری نسبت به اسپات تریدینگ [1] دارند. اما علی‌رغم شباهت‌ها تفاوت‌هایی با هم دارند. بزرگترین تفاوت معاملات آپشن و فیوچرز در نحوه تسویه قرارداد است. در قراردادهای آتی معامله‌گر موظف است که در تاریخ سررسید قرارداد را اجرا کند اما در قراردادهای آپشن، خریدارِ قرارداد اختیار، حق انتخاب در انجام یا عدم انجام معامله در تاریخ سررسید یا قبل از آن را دارد. در صورتی که خریدار تصمیم به انجام معامله بگیرد، فروشنده موظف به معامله‌ی دارایی تعیین شده در قرارداد است. این اتفاق باعث می‌شود که ریسک معاملات آپشن کمتر از معاملات فیوچرز باشد. از آن‌جایی که در معاملات آپشن از اهرم استفاده نمی‌شود، ریسک این دست از معاملات از معاملات فیوچرز کمتر است. معاملات آپشن بطور کلی ریسک و سود کمتری نسبت به معاملات فیوچرز دارند و بیشتر برای پوشش ریسک از آن‌ها استفاده می‌شود. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره معاملات آتی یا فیوچرز، پیشنهاد می‌کنیم این مطلب [2] را مطالعه کنید. قرارداد آپشن: آمریکایی یا اروپایی؟ قراردادهای اختیار معامله آمریکایی و اروپایی به دلیل یک تفاوت مهم با یکدیگر متفاوت شناخته می‌شوند. قرارداد اختیار آمریکایی نوعی از قراردادهای آپشن است که به معامله‌گر اجازه می‌دهد هر زمانی تا قبل از تاریخ سررسید قرارداد را اجرا کند. در آن سو قرارداد اختیار اروپایی تنها در زمان سررسید قابل اجرا است و قبل از آن امکان اجرایی شدن ندارد. این نوع قراردادها بدون توجه به اسمی که بر روی آن ها گذاشته شده‌اند در سراسر دنیا معامله می‌شوند. روش‌های معامله‌ی آپشن در کل به 4 صورت می‌توان قراردادهای آپشن را معامله کرد. در صورت پیش‌بینی افزایش قیمت یک دارایی در آینده، معامله‌گر می‌تواند یک قرارداد اختیار خرید را خریداری کرده یا یک قرارداد اختیار فروش را بفروشد. در صورتی که معامله‌گر پیش‌بینی می‌کند قیمت‌ها دچار کاهش شود می‌تواند یک قرارداد اختیار خرید را بفروش رسانده یا یک قرارداد اختیار فروش را خریداری کند. خرید قرارداد اختیار خرید (Call) در صورت پیش‌بینی افزایش قیمت قرارداد اختیار خرید وقتی خریداری می‌شود که معامله‌گر انتظار افزایش قیمت را دارد. در این صورت اگر قیمت‌ها افزایش یابد می‌تواند به قرارداد عمل کرده و در غیر این صورت با ضرر کمی که بعنوان وجه تضمین پرداخت شده است از قرارداد خارج می‌شود. این روش نسبت به خرید یک دارایی در اسپات تریدینگ کم ریسک‌تر است اما در عین حال سود آن را در صورت درست بودن پیش بینی‌ها نیز کم می‌کند. (مثال مربوط به اختیار معامله خرید در مورد همین روش معامله است) فروش قرارداد اختیار فروش (Put) در صورت پیش‌بینی افزایش قیمت این روش نیز مانند استراتژی قبل، در صورتی انجام می‌شود که معامله‌گر انتظار افزایش قیمت‌ها را داشته باشد اما ریسک این معامله بیشتر از قبلی است، به این دلیل که اگر قیمت طبق تحلیل حرکت نکند و قیمت دارایی در زمان سررسید، از قیمت توافقی کمتر باشد و طرف دیگر قرارداد بخواهد به آن عمل کند، معامله‌گر موظف است تا دارایی را قیمت توافقی خریداری کند. این روش زمانی برای معامله‌گر سودده است که قیمت دارایی در زمان سررسید بالاتر از قیمت توافقی باشد. فروش قرارداد اختیار خرید (Call) در صورت پیش‌بینی کاهش قیمت در صورتی که معامله‌گران انتظار کاهش قیمت از یک دارایی را داشته باشند، می‌توانند قرارداد اختیار خرید (Call) آن را بفروشند. در این صورت معامله‌گر توافق می‌کند در صورت افزایش قیمت دارایی و تمایل خریدارِ قرارداد به انجام آن، دارایی را با قیمت توافقی بفروشد. در صورتی که قیمت‌ها کاهش پیدا کند فروشنده قرارداد اختیار خرید با سود به اندازه وجه تضمین از قرارداد خارج می‌شود. خرید قرارداد اختیار فروش (Put) در صورت پیش‌بینی کاهش قیمت در صورتی که انتظار کاهش قیمت دارایی‌ها را داشته باشیم می‌توانیم از این روش برای کسب سود استفاده کنیم. معامله‌گر با خرید یک قرارداد اختیار فروش بر روی قیمت آینده دارایی شرط‌بندی می‌کند و در صورتی که قیمت در روز سررسید از قیمت توافقی پایینتر باشد، خریدار می‌تواند معامله را انجام دهد و دارایی را با قیمت بالاتری به فروش برساند. در صورتی که قیمت در خلاف جهت انتظارات حرکت کند، معامله‌گر تنها با ضرری به اندازه وجه تضمین از معامله خارج می‌شود. (مثال برای اختیار معامله فروش که بالاتر ذکر شده مربوط به همین روش معاملاتی است) کاربرد معاملات آپشن قراردادهای اختیار در اکثر مواقع برای کارهایی از جمله پوشش ریسک توسط سازمان‌ها، شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران یا انجام معاملات ریسکی توسط معامله‌گران انجام می‌شود که در ادامه با جزییات بیشتری این دو روش را بررسی می‌کنیم. پوشش ریسک یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین کاربردهای قراردادهای اختیار معامله پوشش ریسک (Hedging) است. معامله‌گران یا شرکت‌ها برای دارایی‌هایی که در اختیار دارند، قرارداد اختیار فروش خریداری می‌کنند تا به اصطلاح دارایی‌های خود را بیمه کنند. در صورت کاهش قیمت و در نتیجه پایین آمدن ارزش دارایی ها، تسویه قراردادهای اختیار فروش می‌تواند در کاهش ضرر کمک کند. فرض کنید معامله‌گری ۱۰ توکن از یک ارز دیجیتال با قیمت فرضی ۵۰۰ دلار خریداری می‌کند تا با افزایش قیمت دارایی به سود برسد. از طرفی برای پوشش ریسک، در صورت عدم تحقق پیش‌بینی، قرارداد اختیار فروش با قیمت توافقی ۴۸۰ دلار خریداری کرده و در ازای هر توکن ۲۰ دلار وجه تضمین پرداخت می‌کند. در صورتی که قیمت به پایین‌تر از ۴۸۰ دلار برسد معامله‌گر می‌تواند قراردادها را اجرا کرده و به همان قیمت ۴۸۰ دلار بفروش برساند. در صورتی که قیمت دارایی رشد کرده باشد، نیازی به اجرای قرارداد نیست و معامله‌گر فقط ۲۰ دلار به ازای هر توکن ضرر می‌کند.  معاملات ریسکی دیگر کاربرد قراردادهای اختیار معامله استفاده در معاملات ریسکی (Speculation) است. معامله‌گری که پیش بینی می‌کند که دارایی در آینده افزایش قیمت را تجربه می‌کند، می‌تواند قرارداد اختیار خرید، خریداری کند و در صورتی که قیمت دارایی از قیمت توافقی بالاتر برود معامله‌گر می‌تواند قرارداد خود را اجرا کند و دارایی را با قیمتی پایین‌تر از قیمت فعلی بازار خریداری کند. زمانی که قیمت دارایی از قیمت توافقی بالاتر برود قرارداد وارد سود شده و از اصطلاح "In-The-Money" برای آن استفاده می‌شود. در صورتی که قیمت دارایی پایین‌تر از قیمت توافقی باشد به اصطلاح قرارداد "Out-The-Money" شده و وارد ضرر می‌شود. زمانی هم که قیمت دارایی با قیمت توافقی یکی شود قرارداد سر به سر یا "At-The-Money" می‌شود.  مزایا و معایب اختیار معامله قراردادهای آپشن نیز مانند باقی سبک‌های معاملاتی از جمله مارجین تریدینگ [3] و فیوچرز مزایا و معایبی دارند که در ادامه آنها را مشاهده می‌کنیم: مزایا انعطاف بیشتر در معاملات ریسکیپوشش ریسک معاملاتامکان ترکیب قراردادها و استراتژی‌های مختلفامکان کسب سود در بازارهای صعودی، نزولی و خنثیمناسب برای کاهش هزینه ورود به معاملهامکان انجام چندین معامله بصورت همزمان معایب محاسبات پیچیده در طرز کار و محاسبه قیمت اختیارریسک بالا برای فروشندگان قرارداداستراتژی‌های معاملاتی پیچیده‌تر نسبت به باقی بازارهاحجم معاملات و نقدشوندگی پایین‌تر نسبت به بقیه بازارهانوسان بالای قیمت قراردادهای اختیار و کاهش قیمت با نزدیک شدن به تاریخ سررسید جمع‌بندی معاملات آپشن یا اختیار معامله حق خرید یا فروش یک دارایی را در آینده به معامله‌گر اهدا می‌کند، بدون آنکه توجهی به قیمت فعلی دارایی داشته باشد. از معاملات آپشن برای پوشش ریسک دارایی‌ها و همینطور بالا بردن سود و ریسک معاملات استفاده می‌شود. قراردادهای اختیار معامله از دسته مشتقات است و مانند قراردادهای فیوچرز یا مارجین تریدینگ از ریسک بالایی برخوردار است. برای انجام معاملات آپشن نیاز است تا در ابتدا به طور کامل با نحوه کار آن آشنا شده و سپس با سرمایه کم در آن کسب تجربه کرد. آشنایی و کسب اطلاعات از استراتژی‌های مختلف قراردادهای آپشن و ترکیبات قراردادهای اختیار فروش و خرید نیز از دیگر الزامات معامله‌گران قبل از شروع معاملات آپشن است. همچنین استفاده از مدیریت ریسک و سرمایه، تحلیل فاندامنتال و تحلیل تکنیکال در محدود کردن ریسک معامله و افزایش احتمال به سود رسیدن موثر است. منبع: Coindesk [4] , Binance [5] [1] https://blog.valmart.net/%d8%a7%d8%b3%d9%be%d8%a7%d8%aa-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d8%af%db%8c%d9%86%da%af-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [2] https://blog.valmart.net/%d9%85%d8%b9%d8%a7%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d8%aa%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%81%db%8c%d9%88%da%86%d8%b1%d8%b2-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [3] https://blog.valmart.net/%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%ac%db%8c%d9%86-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d8%af%db%8c%d9%86%da%af-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [4] https://www.coindesk.com/markets/2021/03/05/crypto-options-trading-explained/ [5] https://www.binance.com/en/blog/futures/crypto-futures-vs-options--how-do-they-differ-421499824684902074

دی ۱۴۰۰ 8 دقیقه 4

معاملات آتی یا فیوچرز (Futures Trading) یکی از محبوب‌ترین روش‌های معاملاتی در تمامی بازارهای مالی است. این نوع معاملات سالیان زیادی است که در بازارهای سهام و کالا انجام می‌شود اما در بازار ارزهای دیجیتال از سال ۲۰۱۷ شروع به کار کرده است. معاملات آتی به دلیل دو طرفه بودن بازار (امکان کسب سود از تمام حرکات قیمتی) و امکان استفاده از اهرم (Leverage)، معامله‌گران زیادی را به استفاده از این روش معاملاتی علاقمند کرده است. از آنجا که این نوع معاملات با معاملات آپشن اشتباه گرفته می‌شوند، در این مقاله قصد داریم بصورت کامل معاملات فیوچرز یا آتی، انواع قراردادهای آن، مفاهیم مورد نیاز و مزایا و معایب و همینطور تفاوت آن با معاملات اسپات را بررسی کرده و نحوه انجام معاملات آتی را آموزش دهیم. معاملات فیوچرز یا آتی چیست؟ معامله آتی در واقع یک قرارداد بین دو طرف برای خرید یا فروش یک دارایی، در یک تاریخ و قیمت از پیش تعیین شده است. این نوع قراردادها بر روی یک دارایی مالی مثل کالا، سهام یا ارز دیجیتال و تحرکات قیمتی دارایی مورد نظر در آینده انجام می‌شوند. قراردادهای آتی در ابتدا بر روی انواع کالاها، مثل موادغذایی یا فلزات و همینطور نفت مورد استفاده قرار می‌گرفتند اما در ادامه برای استفاده در بازار رمزارزها، شامل تغییراتی شدند که آن‌ها را از دسته بندی معاملات آپشن جدا می‌کند. در واقع قراردادهای فیوچرز، آپشن‌ها، سواپ‌ها و قراردادهای CFD، همگی جزو دسته بندی ابزار مالی‌ای به نام مشتقات هستند. برای جا افتادن بهتر مطلب، اجازه دهید در ادامه معاملات فیوچرز را به زبان ساده‌تری بیان معرفی کنیم.  معاملات فیوچرز به زبان ساده معاملات فیوچرز یکی از روش‌های معاملاتی در بازار رمزارزها است که در آن می‌توانید بر روی افزایش یا کاهش قیمت یک رمزارز شرط‌بندی کنید، بدون آن‌ که مالک آن باشید! در واقع در معاملات آتی شما طبق تحلیلی که انجام داده‌اید، مقداری از سرمایه خود را با استفاده از تکنیک‌های مدیریت سرمایه، بر روی قیمت آینده یک دارایی ریسک می‌کنید. در نهایت در صورتی که قیمت دارایی به اهداف مورد نظر برسد شما قرارداد خود را با سود می‌بندید و در غیر اینصورت با ضرر از معامله خارج می‌شوید. در طی این پروسه رمزارزی به کیف پول شما وارد یا خارج نمی‌شود. معاملات فیوچرز به دلیل در اختیار نداشتن دارایی واقعی، ساده و انعطاف‌پذیر است و همینطور امکانات مارجین تریدینگ [1]، مانند لوریج های بالا را نیز فراهم می‌کند. برای فهم بهتر مطلب به یک مثال رجوع می‌کنیم. تصور کنید علی و حسین بر روی بیت کوین 50 هزار دلاری یک معامله فیوچرز باز می‌کنند، علی یک پوزیشن لانگ / خرید و حسین یک پوزیشن شورت / فروش. حال در ادامه و پس از سررسید قرارداد، بیت کوین به قیمت 60 هزار دلار رسیده است. در این صورت علی به مقدار 10 هزار دلار سود و حسین نیز 10 هزار دلار ضرر کرده است.  انواع قراردادها برای معاملات آتی معاملات فیوچرز دامنه‌ی وسیعی دارند و شامل چندین نوع قرارداد می‌شوند که هرکدام ویژگی‌های مخصوص به خود را دارند که در ادامه 3 نوع آن را بررسی می‌کنیم. قرارداد آتی استاندارد یک قرارداد آتی استاندارد مانند قراردادهای فیوچرز در بازارهای سنتی، مواردی مانند سررسید و تاریخ انقضا را رعایت می‌کند. شرکت CME Group اولین صرافی معاملات آتی است که قراردادهای فیوچرز بیت کوین را در سال 2017 راه اندازی کرد که باعث افزایش قیمت بیت کوین در آن زمان شد. در حال حاضر این شرکت قراردادهای آتی استاندارد بیت کوین با سررسیدهای متفاوت ارائه می‌دهد که حجم معاملات بالایی دارند و گاها برروی قیمت بیت کوین نیز تاثیر گذار هستند. صرافی‌های بایننس و بای‌بیت (Bybit) نیز قراردادهای فیوچرز استاندارد را ارائه می‌دهند که بصورت فصلی و با تسویه حساب 3 ماه یک بار است. نکته مهم در مورد قراردادهای آتی استاندارد این است که تمامی آن‌ها در تاریخ سررسید با دلار آمریکا تسویه می‌شوند. قرارداد آتی با تحویل فیزیکی این دسته از قراردادهای آتی هم دارای تاریخ انقضا هستند و تنها تفاوت آن‌ها با معاملات فیوچرز استاندارد، تحویل رمزارز در زمان سررسید بجای تسویه حساب با دلار آمریکا است. صرافی Bakkt تنها ارائه دهنده‌ی قراردادهای آتی با تحویل فیزیکی است و زمانی که تاریخ انقضای قرارداد فرا برسد، بیت کوین‌ها را برای خریدار ارسال می‌کند. قراردادهای دائمی قراردادهای فیوچرز دائمی یا پرپچوال (Perpetual Contract)، نوعی از قراردادهای آتی هستند که تاریخ انقضا ندارند و اکثر معامله‌گران کوتاه مدت بازار کریپتوکارنسی از این نوع قرارداد برای معاملات خود استفاده می‌کنند. در این نوع معاملات نیاز است تا صرافی‌ها با استفاده از مکانیسمی به نام فاندینگ ریت، قیمت‌های بازار پرپچوال را به بازار اسپات نزدیک نگه دارند که نیازمند کارمزد گرفتن از کسانی است که در بازار پرپچوال در حال معامله هستند. این نوع از قراردادهای فیوچرز در حال حاضر در صرافی‌های محبوب و بزرگی مانند بایننس، کوکوین و ... در حال انجام است. تفاوت معاملات اسپات و فیوچرز اصلی‌ترین تفاوتی که معاملات آتی با معاملات اسپات دارند، عدم مالکیت واقعی بر روی دارایی است که در حال معامله‌ی آن هستند. شما در معاملات فیوچرز می‌توانید بر روی اتریوم و حرکات قیمتی آینده آن معامله کنید، بدون اینکه در کیف پول صرافی خود اتریوم داشته باشید در حالی که همچین اتفاقی در معاملات اسپات امکان پذیر نیست. استفاده از اهرم و چندین برابر کردن سرمایه وارد شده به معامله، از امکاناتی است که معاملات فیوچرز برای معامله‌گران فراهم می‌کند. اتفاقی که می‌تواند باعث چندین برابر شدن سود و در عین حال ضرر معامله شود، اتفاقی که در بازار اسپات ممکن نیست. یکی از ویژگی‌های جذاب بازار فیوچرز نسبت به اسپات، دو طرفه بودن آن است. در بازار فیوچرز سود گرفتن از افزایش قیمت دارایی و همینطور کاهش قیمت آن، امکان پذیر است در حالی که در بازار اسپات تنها از بالا رفتن قیمت می‌توان سود کسب کرد. برای آشنایی کامل با معاملات اسپات، پیشنهاد می‌کنیم این مقاله [2] را مطالعه نمایید. مفاهیم اصلی معاملات فیوچرز در بازار ارزهای دیجیتال برای انجام معاملات فیوچرز بجز تجربه‌ی کافی، به یادگیری مفاهیم پایه مربوط به این دسته از معاملات هم نیاز داریم که در ادامه مهم ترین‌های آن را بررسی می‌کنیم. مارجین اولیه و مارجین نگهداری  مارجین اولیه (Initial Margin) بخشی از یک قرارداد آتی است که برای انجام معامله فیوچرز باید با پول نقد یا یک دارایی مالی قابل معامله تامین شود. در آن سو مارجین نگهداری (Maintenance Margin) به حداقل مقدار مورد نیاز برای باز نگه داشتن معامله فیوچرز گفته می‌شود. در صورتی که مارجین نگهداری، از یک حد مشخص پایین‌تر برود معامله لیکویید می‌شود که چیزی شبیه به کال مارجین در مارجین تریدینگ است. اهرم  اهرم یا لوریج (Leverage) یکی دیگر از مفاهیم مربوط به مارجین تریدینگ است که در معاملات آتی نیز کاربرد دارد. معامله‌گران با استفاده از اهرم می‌توانند نسبت به سرمایه‌ای که در اختیار دارند از صرافی وام بگیرند تا با سرمایه بیشتری وارد معامله شوند. اینکار باعث می‌شود که امکان سود گرفتن و همینطور ضرر معامله بیشتر شده و احتمال لیکویید شدن معامله و ضرر 100 درصدی در معامله نیز وجود داشته باشد. رنج اهرم‌های ارائه شده بسته به صرافی، متفاوت بوده و بین 1x تا 125x متغیر است. برای مثال، اگر معامله‌گر با اهرم 20x و سرمایه اولیه 10 دلار ، وارد یک معامله شود در واقع 200 دلار سرمایه در حال معامله است که 190 دلار آن از صرافی وام گرفته شده است. اهرم‌ها در فیوچرز به منظور چند برابر کردن سود یا ضرر یک معامله استفاده می‌شوند اما در مارجین تریدینگ با اهرم‌های ثابت، نسبت به سرمایه‌ای که در حساب مارجین موجود است، می‌توانید طی یک مدت تعیین شده از صرافی پول قرض گرفته و در آینده پول وام گرفته شده را به همراه کارمزد به صرافی پس دهید. فاندینگ ریت  از آنجایی که قراردادهای پرپچوال مانند قراردادهای آتی استاندارد، تاریخ سررسید و عملیات تسویه ندارند، صرافی‌ها با استفاده از مکانیسمی به نام فاندینگ ریت (Funding Rate) در تلاش هستند تا قیمت بازارهای آتی و اسپات را به یکدیگر نزدیک نگه دارند.  فاندینگ ریت از اختلاف قیمت بین بازار آتی و اسپات محاسبه می‌شود و معامله‌گران با توجه به پوزیشن‌های باز، کارمزدهای مربوط به فاندینگ ریت را پرداخت یا دریافت می‌کنند. بعضا پیش می‌آید که کارمزدها بالا رفته و کار معامله‌گران برای پرداخت کارمزد سنگین فاندینگ ریت سخت می‌شود. لیکویید شدن زمانی که پوزیشن باز معامله‌گر، به حدی از ضرر برسد که سرمایه اولیه صفر شود، معامله توسط صرافی بسته شده و معامله‌گر اصطلاحا لیکویید می‌شود. این اتفاق شبیه به کال مارجین در معاملات مارجین است و زمانی که اتفاق می‌افتد معامله‌گر دچار %100 ضرر شده است. هرچه مقدار اهرم معامله بالاتر باشد احتمال لیکویید شدن نیز بالاتر می‌رود. تصور کنید یک معامله‌گر با اهرم 5x و سرمایه اولیه 10 دلار وارد پوزیشن لانگ می‌شود یعنی در واقع با 50 دلار سرمایه وارد یک معامله شده است. زمانی که این معامله %20 وارد ضرر شود و معامله‌گر 10 دلار ضرر کند، صرافی 40 دلار از پولی که به معامله‌گر قرض داده را بلافاصله به فروش می‌رساند و معامله‌گر تمام سرمایه اولیه خود را از دست داده و از معامله بیرون می‌آید.  سود باز  نرخ سود باز (Open Interest) نشان‌دهنده‌ی حجم پوزیشن‌های باز فیوچرز است. این شاخص با حجم معاملات آتی رابطه‌ی مستقیم دارد و در صورتی که سرمایه وارد بازار فیوچرز شود این شاخص افزایش پیدا می‌کند و بالعکس. شاخص سود باز، با قیمت بیت کوین و نرخ رشد آن در ارتباط است. با بررسی شاخص OI و قیمت بیت کوین، مشخص می‌شود که افزایش معاملات باز و ورود پول به بازار آتی بیت کوین، نشان‌دهنده‌ی افزایش علاقه معامله‌گران به خرید است و در نتیجه باعث افزایش قیمت بیت کوین می‌شود. آموزش انجام معاملات فیوچرز در حال حاضر اکثر صرافی‌ها از معاملات فیوچرز پیشتیبانی می‌کنند ولی ممکن است برای کسانی که احراز هویت نکرده‌اند قابل دسترسی نباشد. قبل از ثبت نام در صرافی برای انجام معاملات آتی، حتما در مورد صرافی و نوع سرویس دهی معاملات فیوچرز تحقیق کنید. پس از پیدا کردن پلتفرم دلخواه، در ابتدا نیاز است تا یک حساب فیوچرز برای خود افتتاح کنید. وارد بخش Futures Account شده و پس از مطالعه قرارداد که قوانین و ریسک‌های مربوط به معاملات فیوچرز در آن ذکر شده، آن را تایید کرده و وارد بخش اصلی انجام معاملات آتی می‌شوید. Transfer: در این بخش می‌توانید حساب فیوچرز را شارژ کرده و با آن معاملاتتان را انجام دهید.Stop/Limit: در معاملات آتی توانایی سفارش‌گذاری به دو صورت Limit  و Stop را دارید که می‌توانید در مقاله‌ی ا [3]سپات تریدینگ توضیح کامل این دو نوع سفارش‌گذاری را مشاهده کنید.TP/SL: در این قسمت توانایی ثبت حد سود (Take Profit)  و حد ضرر (Stop-Loss) برای معاملات فیوچرز تعبیه شده است.Leverage: انتخاب اهرم مورد نظر برای معاملهBuy/Sell: انتخاب بین پوزیشن لانگ / خرید و شورت / فروش برای مثال، می‌خواهیم یک سفارش خرید فیوچرز بر روی بیت کوین با اهرم 5 باز کنیم. قیمتی که تمایل به خرید داریم 40 هزار دلار است و در نظر داریم به مقدار یک بیت کوین در این قیمت خریداری کنیم. حد ضرر و حد سود طبق تحلیل، به ترتیب روی 35 و 50 هزار دلار در قسمت مربوطه ثبت می‌کنیم. نحوه سفارش‌گذاری مربوط به این معامله را در تصویر زیر مشاهده می‌کنید. مزایا و معایب معاملات فیوچرز معاملات آتی نیز مانند تمامی روش‌های معاملاتی در بازار رمزارزها، به دلیل تفاوت‌های موجود، مزایا و معایبی نسبت به باقی روش‌ها دارد که در ادامه آنها را بررسی می‌کنیم. مزایای معاملات فیوچرز سود چند برابری  با استفاده از قابلیت اهرم در معاملات آتی، می‌توان سود چندین برابری نسبت به حالت عادی و معامله در بازار اسپات کسب کرد. هرچند که نباید فراموش کرد زمانی که معاملات در خلاف جهت حرکت کنند، ضرر معامله نیز چندین برابر می‌شود. سادگی با انجام معاملات فیوچرز، شما می‌توانید حد سود و حد ضرر تعیین کرده، درصد سود یا ضرر خود را در لحظه مشاهده کرده و در صورت عدم رضایت از پوزیشن، می‌توانید آن را ببندید. از آنجایی که معاملات فیوچرز بصورت قراردادی است و نیاز به نگه‌داری رمزارز در کیف پول نیست، انجام آن ساده‌تر بوده و امنیت بالایی نیز دارند. این یکی از دلایلی است که معامله‌گران روزانه و کوتاه مدت معاملات آتی را به معاملات اسپات ترجیح می‌دهند. بازار دو طرفه امکان کسب سود از کاهش قیمت دارایی‌ها، علاوه بر کسب سود از افزایش قیمت، یکی دیگر از مزایای معاملات در بازار آتی است. شما می‌توانید حتی در روندهای نزولی نیز از بازار سود کسب کنید. معایب معاملات فیوچرز خطر لیکویید شدن  همانطور که امکان کسب سود سنگین در معاملات آتی به سبب استفاده از اهرم بالاست، امکان ضرر و همینطور لیکویید شدن نیز وجود دارد. در بازار اسپات احتمال ضرر صد درصدی به مراتب پایین‌تر است. شما در صورتی که 1 واحد اتریوم [4] داشته باشید، در صورتی که قیمت ریزش سنگینی را تجربه کند شما کماکان 1 واحد اتریوم دارید، اما در معاملات فیوچرز با خطر از دست دادن کل سرمایه‌ی درگیر در معامله روبرو هستید. عدم شفافیت صرافی‌ها در تلاشند تا قیمت‌های بازار آتی و اسپات را به یکدیگر نزدیک نگه دارند اما بارها اتفاق افتاده است که قیمت‌های فیوچرز علی الخصوص در روندهای نزولی یا صعودی سنگین، اختلافات چند ده درصدی با قیمت بازار اسپات دارند! تا امروز چندین بار اثبات شده است که صرافی‌های مختلف با یکدیگر همکاری کرده و در تلاشند تا با دستکاری بازار و خرید و فروش‌های سنگین برنامه ریزی شده، حد ضرر معامله‌گران فیوچرز را زده و آن‌ها را لیکویید کنند. جمع بندی معاملات فیوچرز، در کنار معاملات مارجین و اسپات یکی دیگر از محبوب‌ترین روش‌های معاملاتی در بازارهای مالی، از جمله بازار رمزارزهاست. هر دسته از معامله‌گران با توجه به میزان سابقه و نوع استراتژی و ترید پلن خود می‌توانند یک یا چند روش معاملاتی را انتخاب کرده و بر طبق آن تریدهای خود را انجام دهند. برای مثال معامله‌گران روزانه معاملات فیوچرز را ترجیح می‌دهند در حالی که برای معامله‌گران سویینگ (Swing) و سرمایه‌گذاران بلند مدت معاملات فیوچرز یا مارجین توصیه نمی‌شود. فراموش نکنید، برای انجام هرکدام از این روش‌های معاملاتی، یادگیری تحلیل تکنیکال، مدیریت ریسک و سرمایه نیاز بوده و در ابتدا توصیه می‌شود با استفاده از اکانت‌های دمو و پول غیر واقعی (Paper Trading) تجربه کسب کرده و سپس با میزان سرمایه‌ی کم و ریسک منطقی معاملات فیوچرز را تجربه کنند. منبع: Decrypt [5] , Bybit [6] , Binance [7] [1] https://blog.valmart.net/%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%ac%db%8c%d9%86-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d8%af%db%8c%d9%86%da%af-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [2] https://blog.valmart.net/%d8%a7%d8%b3%d9%be%d8%a7%d8%aa-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d8%af%db%8c%d9%86%da%af-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [3] https://blog.valmart.net/%d8%a7%d8%b3%d9%be%d8%a7%d8%aa-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d8%af%db%8c%d9%86%da%af-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [4] https://blog.valmart.net/%d8%a7%d8%b1%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%ac%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%88%d9%85-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [5] https://decrypt.co/resources/what-are-bitcoin-futures-how-do-they-work [6] https://learn.bybit.com/trading/what-is-futures-trading-in-crypto/ [7] https://www.binance.com/en/blog/futures/crypto-futures-trading-for-beginners-heres-a-5step-plan-to-get-started-421499824684902619

دی ۱۴۰۰ 9 دقیقه 7

مارجین تریدینگ در کنار اسپات تریدینگ، معاملات فیوچرز و آپشن یکی از روش‌های معاملاتی قابل انجام در بازار رمزارزها است که با قابلیت‌هایی مانند وام گرفتن پول از شخص ثالث برای انجام معامله و اضافه کردن اهرم به معامله، امکان رسیدن به سود و همین طور ریسک بیشتری را برای معامله‌گر فراهم می‌کند. در ادامه‌ با معاملات مارجین، نحوه انجام آن، انواع روش‌های معاملات مارجین و مزایا و معایب آن آشنا خواهیم شد. مارجین تریدینگ چیست؟ معاملات مارجین یا مارجین تریدینگ یکی دیگر از روش‌های انجام معاملات در بازارهای مالی از جمله بازار ارزهای دیجیتال است. این روش دو نکته متمایز نسبت به سایر روش‌های معاملاتی دارد که این دست از معاملات را برای معامله‌گران جذاب می‌کند. قرض گرفتن پول از شخص ثالث: معامله‌گر می‌تواند در صرافی‌ای که معاملات مارجین انجام می‌دهد، حساب مارجین افتتاح کرده و برای انجام معامله خود پول قرض بگیرد و در انتهای معامله، مبلغ وام گرفته شده را به‌همراه کارمزد به صرافی برگرداند.استفاده از اهرم (Leverage): معامله‌گر با استفاده از اهرم می‌تواند با چند برابر پولی که در اختیار دارد، وارد معامله شود تا سود و همینطور ریسک معامله‌ی خود را چند برابر کند. اهرم معمولا با یک نسبت تعیین می‌شود مثلا یک به پنج (1:5) یعنی معامله با پنج برابر سرمایه‌ای که در اختیار معامله‌گر قرار دارد. برای مثال، شما با موجودی 40 هزار دلار و تحلیل صعود قیمت بیت کوین از 40 هزار به 60 هزار دلار، یک معامله با اهرم 3 بر روی بیت کوین 40 هزار دلاری باز می‌کنید. در حالت عادی و در اسپات تریدینگ شما با این شرایط می‌توانید تنها یک بیت کوین خریداری کنید اما در مارجین تریدینگ با شرایط ذکر شده، شما در واقع وارد معامله‌ای شده‌اید که در آن 3 عدد بیت کوین در اختیار دارید. حال اگر بیت کوین به اهداف مورد نظر برسد، سود شما سه برابر می‌شود و در نهایت و با پایان معامله پولی که از صرافی وام گرفته‌اید را به آن پس می‌دهید. فراموش نکنید در صورتی که بیت کوین خلاف جهت معامله‌ی شما حرکت کند نیز ضرر شما سه برابر شده و صرافی پول خود را پس می‌گیرد، حتی اگر نیاز به باز پس گیری تمام سرمایه شما باشد! کال مارجین (Margin Call) در صورتی که معامله مارجین بر خلاف انتظار معامله‌گر پیش برود و در جهت عکس حرکت کند، زمانی که ضرر معامله به اندازه وجه تضمین ابتدایی برسد معامله توسط صرافی بسته شده و اصطلاحا کال مارجین می‌شود. برای مثال، شما با سرمایه 10 دلار و با اهرم 10 بر روی اتریوم با هدف بالا رفتن قیمت، معامله مارجین باز می‌کنید یعنی در واقع با 100 دلار سرمایه که 90 دلار آن از صرافی وام گرفته شده و 10 دلار آن متعلق به خودتان است، وارد معامله بر روی اتریوم می‌شوید. حال در صورتی که قیمت 10 درصد به سمت پایین و بر خلاف معامله مارجین شما حرکت کند، در واقع سرمایه 100 دلاری وارد شده در معامله به 90 دلار تبدیل شده است و 10 دلاری که شما به عنوان تضمین ارائه داده‌اید از دست رفته است. در این شرایط صرافی ریسکی را متحمل نشده و تمام پولی که به شما وام داده است را بلافاصله از معامله خارج می‌کند و سرمایه اولیه شما (10 دلار) صفر می‌شود. در این حالت شما کال مارجین شده‌اید. انواع معاملات مارجین برخلاف معاملات اسپات که تنها روش کسب سود در آن از حرکت قیمت به سمت بالا و در واقع "خرید در قیمت پایین و فروش در قیمت های بالا" است، در مارجین تریدینگ می‌توان از حرکت قیمت در دو طرف، چه به سمت پایین، چه به سمت بالا سود کسب کرد. در واقع مارجین تریدینگ یک بازار دو طرفه است. خرید استقراضی (Long Position) خرید استقراضی یا Long Position در معاملات مارجین، شبیه به خرید دارایی در معاملات عادی است. شما در قیمت‌های پایین‌تر خرید می‌کنید و در قیمت‌های بالا دارایی خود را بفروش رسانده و سود کسب می‌کنید. این قسمت با گزینه "Buy/Long" در صفحه‌ی اکثر معاملات صرافی‌ها نشان داده می‌شود. فروش استقراضی (Short Position) فروش در معاملات مارجین کمی پیچیده‌تر از معاملات خرید است. در این نوع معاملات، فرض بر این است که شما دارایی‌ای را خرید می‌کنید که حدس می‌زنید در ادامه به سمت پایین حرکت کند و دچار کاهش قیمت شود. یعنی در قیمت‌های بالاتر می‌فروشید و در قیمت پایین‌تر آن را می‌خرید. این قسمت با گزینه "Sell/Short" در صفحه‌ی معاملات اکثر صرافی‌ها نشان داده می‌شود. درک این نوع از معاملات کمی سخت بنظر می‌رسد، در این نوع معاملات شما در واقع از صرافی دارایی مورد نظر را قرض گرفته و آن را به‌ فروش می‌رسانید، در ادامه با پایین رفتن قیمت، دارایی مورد نظر را باز خرید کرده و به صرافی پس می‌دهید و پول خود را به‌ همراه سود دریافت می‌کنید. آموزش انجام معاملات مارجین سفارش‌گذاری در معاملات مارجین نیز شبیه به سفارش‌گذاری در معاملات اسپات شامل سه نوع می‌شود که در ادامه بصورت کوتاه هر مورد را توضیح می‌دهیم اما برای آشنایی بیشتر با این سه نوع سفارش‌گذاری پیشنهاد می‌شود ابتدا مقاله اسپات تریدینگ [1] را مطالعه کنید. Limit: ثبت سفارش خرید و فروش در قیمت دلخواهMarket: ثبت سفارش خرید و فروش بر روی قیمت فعلی بازارStop-Limit: ثبت سفارش خرید و فروش با قیمت دلخواه و یک شرط اضافی  برای انجام مارجین تریدینگ نیاز است تا در ابتدا یک "Margin Account" در صرافی‌ای که امکان انجام معاملات مارجین در آن وجود دارد، بسازید. از آنجایی که معاملات مارجین ریسک بالایی دارند، معمولا صرافی‌ها یک قرارداد که شامل توضیحاتی در مورد ریسک‌های این چنین معاملاتی است، در اختیار شما قرارمی‌دهد. حتما در ابتدا این متن را مطالعه کرده و سپس در صورت تمایل آن را تایید کنید. در ادامه پس از افتتاح حساب مارجین، نیاز است در اولین مرحله با انتقال (Transfer) ارز به کیف پول مارجین، حساب مارجین خود را شارژ کنید تا امکان معامله‌کردن و وام گرفتن از صرافی را داشته باشید. حالا می‌توانید با گزینه‌ی Borrow، نسبت به وجه واریز شده در کیف پول مارجین، از صرافی پول قرض بگیرید. برای قرض گرفتن اولیه و انجام معامله از Borrow و پس از اتمام معامله و برای پس دادن مبلغ وام به صرافی از گزینه Repay استفاده می‌کنیم. برای مثال، تصور کنید پیش‌بینی شما این است که قیمت اتریوم [2] در ادامه بالا خواهد رفت و مقداری بیت کوین نیز در حساب Spot خود دارید. بیت کوین خود را پس از انتقال به حساب مارجین، به صرافی سپرده و در ازای آن اتریوم قرض می‌گیرید. حال اگر قیمت اتریوم بالا رفت، می‌توانید آن را فروخته و بدهی خود را به صرافی پس داده و سود خود را نیز کسب نمایید. سود معامله در مارجین تریدینگ، چندین برابر سود معامله در اسپات تریدینگ است و لازم به ذکر است، در صورتی که بازار خلاف جهت تحلیل شما حرکت کند، ضرر شما نیز چند برابر معاملات اسپات است. مزایا و معایب مارجین تریدینگ معاملات مارجین، شبیه به دیگر روش‌های معاملاتی مانند اسپات تریدینگ یا معاملات فیوچرز [3]، مزایا و معایب مخصوص به خودش را دارد. مارجین تریدینگ معامله‌گرانی که به دنبال سود بیشتری هستند را به خود جذب می‌کند و از آنجایی که ریسک بسیار بالایی دارد برای معامله‌گران آماتور مناسب بنظر نمی‌رسد. مزایای مارجین تریدینگ امکان کسب سود بیشتر: مارجین تریدینگ با استفاده از ابزاری به نام اهرم، برای معامله‌گران با تجربه‌ای که به تحلیل خود اعتماد زیادی دارند می‌تواند سودهای بیشتری نسبت به روش معاملاتی اسپات تریدینگ به ارمغان بیاورد.معامله با سرمایه اضافی: در معاملات مارجین، شما می‌توانید تا چندین برابر سرمایه‌ای که در اختیار دارید را قرض گرفته و با آن معامله کنید. در واقع شما با سرمایه‌ای چند برابری نسبت به پولی که در اختیار داشتید امکان انجام معاملات در مارجین تریدینگ دارید. معایب مارجین تریدینگ ریسک بالا: همانطور که امکاناتی مانند اهرم یا قرض گرفتن پول از صرافی، امکان کسب سود شما را بالاتر می‌برد، به همان اندازه نیز ریسک معاملات شما را چند برابر می‌کند. در مارجین تریدینگ ممکن است شما تمام سرمایه خود و حتی بیشتر از آن را نیز از دست بدهید!کارمزد سرمایه وام گرفته شده: به نسبت میزان سرمایه‌ای که از صرافی وام گرفته شده و همینطور تایمی که این سرمایه در اختیار معامله‌گر قرار گرفته، صرافی از شما کارمزد دریافت می‌کند که نیاز است قبل از انجام معامله تمام این موارد در نظر گرفته شود.دستکاری بازار: بعضی از صرافی‌ها برای جمع آوری کارمزد مارجین تریدینگ و کال مارجین مشتریان، باهم همکاری کرده و با در دست گرفتن عرضه و تقاضا، قیمت‌ها را به سمت حد ضرر معاملات برده و بازار را دچار سردرگمی و شرایط بحرانی می‌کنند. جمع بندی مارجین تریدینگ یکی از پر ریسک ترین روش‌های معاملاتی در بازارهای مالی است. با توجه به نوسان‌های شدید بازار ارزهای دیجیتال، معاملات مارجین در بازار کریپتوکارنسی بسیار خطرناک است. استفاده از اهرم و چند برابر کردن سود و ضرر و همینطور قرض گرفتن مبلغ چند برابری نسبت به سرمایه اولیه، امکاناتی است که مارجین تریدینگ در اختیار معامله‌گران قرار می‌دهد تا آنها را به انجام معاملاتشان با این روش ترغیب کند. انجام معاملات به این روش آن قدر خطرناک است که می‌توان آن را به قمار کردن تشبیه کرد. شما ممکن است با یک معامله، کل سرمایه خود و حتی بیشتر از آن را از دست بدهید! توصیه می‌شود این روش تنها توسط معامله‌گران بسیار باتجربه مورد استفاده قرار گیرد تا توانایی مدیریت سرمایه و همچنین مدیریت معامله، در صورتی که بر خلاف جهت تحلیل حرکت کند را داشته باشند. منبع: CryptoPotato [4], CoinMarketCap [5], Binance [6] [1] https://blog.valmart.net/%d8%a7%d8%b3%d9%be%d8%a7%d8%aa-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d8%af%db%8c%d9%86%da%af-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [2] https://blog.valmart.net/%d8%a7%d8%b1%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%ac%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%88%d9%85-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [3] https://blog.valmart.net/%d9%85%d8%b9%d8%a7%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d8%aa%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%81%db%8c%d9%88%da%86%d8%b1%d8%b2-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [4] https://cryptopotato.com/bitcoin-and-crypto-margin-trading-exchanges-and-guide-for-beginners/ [5] https://coinmarketcap.com/alexandria/article/spot-trading-vs-margin-trading [6] https://www.binance.com/en/support/faq/c-3?navId=3#16

دی ۱۴۰۰ 6 دقیقه 13

معامله‌گران برای تحلیل چارت رمزارزها و پیش‌بینی عملکرد آنها از اندیکاتورهای مختلفی استفاده می‌کنند. اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال می‌توانند مبتنی بر نوسان، ممنتوم، حجم معاملات و در اغلب موارد روندها باشند. یکی از اندیکاتورهای تشخیص روند محبوب در میان سرمایه‌گذاران کریپتو، شاخص ترس و طمع است. اما در این مورد بخصوص یک اندیکاتور روند داریم که شاخص هم هست؛ یعنی برای پیش‌بینی قیمت، طیف متنوعی از داده‌ها را با هم ترکیب می‌کند. در شاخص ترس و طمع ترکیب پارامترهای بنیادی و احساسات، تصویر اجمالی از ترس و طمع بازار بدست می‌دهد. این اندیکاتور به شما کمک می‌کند تا احساسات کلی حاکم بر بازار رمزارزها را بفهمید، گرچه برای معامله نباید فقط به یک اندیکاتور بسنده کرد. شاخص چیست؟ معامله‌گران هنگام ارزیابی ارزش فعلی یا آینده یک رمزارز، معمولا به داده‌های تکنیکال قوی متکی هستند. تعداد منابع و داده‌هایی که یک نفر می‌تواند انتخاب کند، تقریبا بی‌نهایت است. در نتیجه فعالان بازار با استفاده از شاخص‌ها دیگر نیازی ندارند ساعت‌ها وقت را صرف جمع‌آوری اطلاعات کنند. یک شاخص معمولا بخش‌های متعددی از داده‌ها را جمع‌آوری کرده و آن‌ها را در یک معیار آماری واحد ترکیب می‌کند. احتمالا تاکنون نام شاخص میانگین صنعتی داو جونز (DJIA) به گوشتان خورده است، یک شاخص معروف که بازار سهام را دنبال می‌کند. DJIA یک ترکیب وزنی قیمت از 30 شرکت بزرگ است که در صرافی‌های سهام بزرگ ایالات متحده لیست شده‌اند. معامله‌گران و سرمایه‌گذاران می‌توانند با خریداری DJIA، ترکیبی از سهام این شرکت‌‌ها داشته باشند. شاخص ترس و طمع نیز یک معیار وزنی از داده‌های بازار است، اما این تنها شباهت این شاخص با DJIA است. شاخص ترس و طمع یک ابزار مالی و یا چیزی که بتوانید خریداری کنید نیست، تنها یک اندیکاتور بازار است که می‌تواند مکمل تحلیل‌هایتان باشد. شاخص ترس و طمع چیست؟ شاخص ترس و طمع در اصل توسط CNNMoney برای تحلیل احساسات بازار سهام ساخته شد. مجموعه Alternative.me پس از آن نسخه اصلی را اصلاح کرد و آن را با بازار کریپتو منطبق نمود. شاخص ترس و طمع مجموعه‌ای از روندها و اندیکاتورهای مختلف بازار را تحلیل می‌کند تا تعیین نماید که آیا فعالان بازار احساس ترس دارند یا طمع! رتبه 0 نشان‌دهنده ترس شدید و 100 نشان‌دهنده طمع شدید است. عدد 50 نشان می‌دهد بازار تقریبا در حالت خنثی به سر می‌برد. یک بازار سرشار از ترس می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که ارزش رمزارزها کمتر از مقدار واقعی آن است. ترس زیاد در بازار می‌تواند منجر به فروش بیش از حد شده و هیجانات افراطی شود. ترس لزوما بدین معنا نیست که بازار وارد روند خرسی طولانی‌مدت شده است. در عوض شما باید این نشانه را یک مبنای کوتاه یا میان‌مدت درباره احساسات کلی بازار تلقی کنید. پیشنهاد می‌شود مقاله فومو یا ترس از دست دادن در بازار رمزارزها [1] را مطالعه کنید. طمع در بازار به موقعیت برعکس ترس گفته می‌شود. اگر سرمایه‌گذاران و معامله‌گران طمع کنند، احتمال حباب و بالا رفتن ارزش رمزارزها وجود دارد. موقعیتی را تصور کنید که در آن فومو (FOMO) یا همان "ترس از دست دادن" باعث می‌شود سرمایه‌گذاران بازارها را پامپ کرده و قیمت بیت‌کوین [2] را بیش از حد بالا ببرند. به بیان دیگر، طمع زیاد ممکن است تقاضای مفرط به دنبال داشته و تورم مصنوعی برای قیمت ایجاد کند. درک احساسات بازار به سرمایه‌گذاران این فرصت را می‌دهد که از این موقعیت سود ببرند. وارن بافت (Warren Buffet)، سرمایه‌گذار معروف، در این باره می‌گوید: «وقتی دیگران طمع می‌کنند بترس و وقتی می‌ترسند طمع کن.» نحوه عملکرد شاخص ترس و طمع در رمزارزها به لحاظ تئوری شما می‌توانید شاخص ترس و طمع خودتان را طراحی کنید. پیش‌نیاز چنین امری این است که اطلاعات استفاده شده هم درست باشد و هم درست استفاده شود. به عنوان مثال بایستی به یک دانش معین از وقایع و واکنش‌های بازار دسترسی داشت تا بتوان تاثیر وقایع را به طور واقعی تشخیص داد. بررسی وزن فاکتورهای حقیقی نیز نقش مهمی در این تحلیل‌ها بازی می‌کند. شاخص ترس و طمع اینگونه اندازه‌گیری می‌شود: 0-24 = ترس شدید25-49 = ترس50-74 = طمع75-100 = طمع شدید در نمودار این شاخص ترس (0 تا 49) نشان‌دهنده کم شدن ارزش بازار کریپتو است و طمع (50 تا 100) حاکی از ارزش‌گذاری بالای رمزارزها و یک حباب بالقوه دارد. شاخص ترس و طمع از ساعت 00:00 (UTC) هر 8 ساعت بروز می‌شود. برای تعیین ارزش این شاخص باید اشاره کرد که اطلاعات ترس و طمع از شش منبع مختلف به دست می‌آید که در ادامه آورده شده‌اند. نحوه اندازه‌گیری شاخص ترس و طمع شاخص ترس و طمع از 6 فاکتور زیر با درصد وزنی متفاوت تشکیل شده است: نوسان (25%) نوسانات شدید در قیمت رمزارزها نشان‌دهنده یک بازار مضطرب است، درحالیکه رنج زدن قیمت به معنای ثبات بیشتر است. شاخص ترس و طمع، نوسان فعلی بازار را اندازه‌گیری کرده و آن را به ترتیب با میانگین‌های 30 و 90 روز گذشته مقایسه می‌کند. بدین ترتیب نوسان غیرعادی و شدید مستقیما روی قیمت تاثیر گذاشته و واکنش‌های زنجیره‌ای را سبب می‌شود. ممنتوم و حجم معاملات بازار (25%) ممنتوم بازار به نرخ شتاب کل برای اندازه‌گیری احساسات بازار گفته می‌شود. ممنتوم بازار می‌تواند در روند صعودی یا نزولی حرکت کند که تغییر حجم معاملات می‌تواند تاییدگر آن باشد. این بدان معناست که هرچه حجم معاملات بازار بیشتر باشد، معامله‌گران بیشتری در حال مشارکت‌اند. این فاکتور را می‌توان از حجم معاملات فعلی بازار با استفاده از میانگین 30 یا 90 روز گذشته محاسبه کرد. هرچه حجم خرید در یک بازار مثبت بیشتر باشد، شاخص طمع بالاتر است. حجم بازار همچنین با نرخ put-call (کاهش-افزایش) نیز قابل ارزش‌گذاریست. این فرمول با تقسیم کل تعداد گزینه‌های put (پوزیشن شورت) بر کل تعداد گزینه‌های call (پوزیشن لانگ) محاسبه می‌شود. اگر ارزش حاصل بیشتر از 1 باشد، گزینه‌های put حاکم بوده و اکثر فعالان بازار با احساسات منفی آن را ارزیابی می‌کنند (پیش‌بینی می‌کنند قیمت کاهش یابد). شبکه‌های اجتماعی (15%) شبکه‌های اجتماعی محل خوبی برای نظر دادن درباره معاملات بیت‌کوین و رمزارزهاست. بخصوص در توییتر، یک کامیونیتی قوی به طور پیوسته ناظر بازار بوده و مستقیما به آن واکنش نشان می‌دهد. با محاسبه هشتگ‌های معین و تعداد هشتگ‌های مربوط به بیت‌کوین در یک بازه خاص، می‌توان وضعیت را تقریبا دقیق تجزیه و تحلیل کرد. هرچه درخواست‌ها و اشتیاق بیشتر باشد، فاکتور طمع بالاتر است. شبکه‌های اجتماعی محرک پامپ و دامپ‌های بزرگ نیز هستند. به عنوان مثال پست‌های آنلاین ممکن است حاوی اطلاعات باارزشی بوده و انگیزه خرید یک رمزارز بخصوص باشند. به محض آنکه فومو پخش شده و هیاهوی خریداران ارزش آن دارایی را بالا ببرد، کسانی که پست گذاشته بودند، می‌توانند سهم‌های خود را فروخته و قیمت را به طور چشم‌گیری کاهش دهند. این افراد سپس می‌توانند با خرید مجدد رمزارزها سود کنند. نظرسنجی‌ها (15%) نظرسنجی‌ مستقیم درباره وضعیت فعالان بازار و دیگر ذینفعان گزینه مناسبی است. برای انجام آن، از تعداد کمی وبسایت واسطه معتبر استفاده می‌شود تا در فواصل زمانی مرتب آن‌ها را در جامعه آماری مناسبی اجرا کنند. نظرسنجی‌ به ما کمک می‌کند احساسات کلی بازار را تخمین بزنیم چرا که جامعه آماری انتخاب شده نماینده گروهی از معامله‌گران و سرمایه‌گذاران کریپتو هستند. کمپین‌های تبلیغاتی اغلب برای معرفی بهتر محصول خود از این روش استفاده می‌کنند. رای‌ها به طور خاص خریداری شده و نظرسنجی‌ها تنها نقش بازاریابی دارند. جاستین سان (Justin Sun)، موسس پلتفرم ترون [3]، بابت استفاده از این روش برای تبلیغ پلتفرم خود مورد انتقاد قرار گرفته بود. دامیننس بیت‌کوین (10%) بیت‌کوین در بازار رمزارزها پادشاه است. دامیننس این رمزارز در سهم آن از کل سرمایه بازار منعکس می‌شود. سرمایه بازار رمزارزها معیاری برای ارزش بازار است. دامیننس بالای بیت‌کوین می‌تواند نشان‎دهنده یک بازار مردد باشد، زیرا بسیاری از سرمایه‌گذاران سرمایه‌های خود را از آلت‌کوین‌های پرریسک به بیت‌کوین منتقل کرده‌اند. در چنین مواردی بیت‌کوین یک بهشت به‌شمار می‌آید که از سرمایه‌گذاران در برابر سقوط شدید قیمت محافظت می‌کند. البته این فاکتور را می‌توان به شکل متفاوتی نیز معنا کرد، مقدار زیاد سرمایه‌گذاری روی بیت‌کوین می‌تواند نشان‌دهنده فضای امن بازار نیز باشد. گوگل ترند (10%) Google Trends یک ابزار بسیار قدرتمند برای تحلیل اشتیاق کاربران است. این ابزار امکان ارزیابی مقدار جستجوی یک عبارت مشخص در موتور گوگل را فراهم می‌آورد. به عنوان مثال به محض افزایش توجه‌ها به بیت‌کوین، صف جستجوها و قیمت به طور همزمان بیشتر می‌شود. به لحاظ تاریخی افزایش جستجوها در گوگل برای بیت‌کوین با نوسانات هیجانی قیمت منطبق بوده است. آیا می‌توان از شاخص ترس و طمع برای پیش‌بینی بازار رمزارزها استفاده کرد؟ شاخص ترس و طمع یک اندیکاتور عالی برای پیش‌بینی زمانیست که کف موضعی قیمت‌ شکل گرفته و یک رالی قیمتی محتمل است. از سوی دیگر این اندیکاتور ابزاری ارزشمند برای زمان‌بندی تغییر در احساسات بازار و بازگشت بعدی قیمت‌هاست. قیمت با نزدیک شدن به ناحیه ترس شدید گرایش به برگشت دارد. این لحظه‌ایست که ترس اولین نشانه‌های تغییر به طمع را پیش از ورود کامل به منطقه طمع از خود نشان می‌دهد. شاخص ترس و طمع می‌تواند ابزاری کارآمد برای کنترل کردن تغییرات احساسات بازار باشد. پیش از آنکه بقیه بازار روند را منعکس کنند، نوسانات بزرگ می‌توانند نشان‌دهنده فرصتی برای ورود یا خروج باشند. آیا می‌توان از این شاخص برای تحلیل‌های بلندمدت استفاده کرد؟ این اندیکاتور در تحلیل‌های بلندمدت چرخه بازار کریپتو خوب عمل نمی‌کند. در یک رالی گاوی یا خرسی، سیکل‌های متعددی از ترس و طمع وجود دارد که برای نوسان‌گیری سودده هستند. با این حال پیش‌بینی تغییر بازار از گاوی به خرسی فقط از روی این شاخص برای سرمایه‌گذارانی که قصد هولد دارند دشوار خواهد بود. برای آنکه دید بلندمدتی داشته باشید، بایستی ابعاد دیگر بازار را نیز تحلیل کنید. توصیه همیشگی ما این است که به یک اندیکاتور یا سبک تحلیل متکی نباشید. قبل از هر سرمایه‌گذاری تحقیقات خود را انجام دهید و فقط مقداری از دارایی خود را سرمایه‌گذاری کنید که اگر از بین رفت آسیبی نبینید. جمع ‌بندی با آنکه شاخص ترس و طمع می‌تواند ابزاری بسیار مهم و کارآمد در تحلیل رمزارزها باشد، اما استفاده از آن به تنهایی هرگز کافی نیست. در تعیین قیمت همیشه فاکتورهای متعددی نقش دارند و باید آن‌ها را در نظر گرفت. به عنوان مثال شاخص ترس و طمع تنها به تحلیل احساسات بازار مربوط است، در حالی که تحلیل‌های تکنیکال و فاندامنتال مستقل از احساسات هستند. شاخص ترس و طمع به دلیل نوسان‌های موجود عموما برای پیش‌بینی‌های کوتاه و میان‌مدت به کار گرفته می‌شود. از آنجایی که این شاخص مستعد تغییرات سریع بوده و به راحتی تحت‌تاثیر پارامترهای جدید قرار می‌گیرد، استفاده از آن برای پیش‌بینی‌های بلندمدت قیمت‌ توصیه نمی‌شود. منبع: academy.shrimpy [4] , academy.binance [5] , learn.bybit [6] [1] https://blog.valmart.net/%d9%81%d9%88%d9%85%d9%88-%db%8c%d8%a7-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [2] https://blog.valmart.net/%d8%a7%d8%b1%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%ac%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%84-%d8%a8%db%8c%d8%aa-%da%a9%d9%88%db%8c%d9%86-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [3] https://blog.valmart.net/%d8%a7%d8%b1%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%ac%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%86-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [4] https://academy.shrimpy.io/post/what-is-the-crypto-fear-and-greed-index [5] https://academy.binance.com/en/articles/what-is-the-crypto-fear-and-greed-index [6] https://learn.bybit.com/trading/crypto-fear-and-greed-index/

دی ۱۴۰۰ 7 دقیقه 6

حوزه دیفای برای پیشرفت و رسیدن به هدف نهایی خود، یعنی جایگزینی اقتصاد سنتی فعلی، نیاز به تکنولوژی‌های بخصوصی دارد تا به این هدف نزدیک‌تر شود. بازارساز خودکار یا Automated Market Maker که به اختصار با عنوان AMM نیز شناخته می‌شود، یکی از مهمترین ابداعات حوزه دیفای است که در موارد مهمی مانند صرافی‌های غیرمتمرکز و ییلد فارمینگ [1]، ابزاری کاربردی به حساب می‌رود. بازارساز خودکار به نوعی یاری کننده‌ صرافی‌های غیرمتمرکز [2] است تا به‌عنوان جایگزین برای دفتر ثبت سفارشات یا (Order Book) در صرافی‌های متمرکز استفاده شود و کاربران را به سمت پلتفرم‌های غیرمتمرکز جذب کند. (پیشنهاد می‌کنیم برای آشنایی با دفتر ثبت سفارشات، مقاله راهنمای جامع معاملات اسپات [3] را مطالعه کنید.) در این مقاله تصمیم داریم ابتدا بازارساز را توضیح داده و سپس بازارساز خودکار و نحوه عملکرد آن به طور کامل بررسی کنیم. بازارساز (Market Maker) چیست؟ برای درک عمیق‌تر از بازارساز خودکار، بهتر است در ابتدا به صورت کوتاه با مفهوم بازارسازی آشنا شویم. بازارسازی به ترکیبی از فرآیندهایی گفته می‌شود که حاصل آن، تامین نقدینگی و تعیین قیمت یک دارایی مالی است. برای مثال دفتر ثبت سفارشات و سیستم تطبیق معاملات بین خریدار و فروشنده، تسویه حساب و تحویل ارز به کیف پول معامله‌گر، همگی سیستم‌هایی هستند که صرافی‌های غیرمتمرکز را در تامین نقدینگی مورد نیاز برای معاملات ارزهای‌ دیجیتال و تعیین قیمت آن‌ها همراهی می‌کند. عدم وجود خریدار و فروشنده‌ی کافی و در نتیجه عدم تامین نقدینگی مناسب موجب می‌شود که بعضی از صرافی‌های ارز دیجیتال، برای تامین نقدینگی دائمی و جلوگیری از نوسانات قیمتی شدید، با نهادهای مالی بزرگ و بانک‌ها وارد همکاری شوند تا نقدینگی مورد نیاز صرافی‌ها را تامین کنند. این عمل بازارسازی نامیده می‌شود و سازمان‌های تامین‌ کننده نقدینگی بازارساز نامیده می‌شوند. لازم به ذکر است که نوع بازارسازی در صرافی‌های متمرکز بعضی مواقع، باعث رخ دادن نوسانات عمدی توسط تامین کنندگان نقدینگی و دستکاری بازار می‌شود. پس از آشنایی با بازارسازی و بازارسازها در صرافی‌های متمرکز و بررسی ایراد اصلی آن، حال با بازارساز خودکار آشنا می‌شویم.‍ بازارساز خودکار چیست؟ بازارساز خودکار یا AMM نیز در واقع نوعی بازارساز است که برای صرافی‌های غیرمتمرکز مانند یونی‌سواپ (Uniswap) [4]، پنکیک سواپ (Pancake Swap) [5] و سوشی‌سواپ (Sushiswap [6]) به‌ صورت هوشمند و در قالب قرارداد هوشمند، نقدینگی و قیمت دارایی را تعیین می‌کند. در این روش دیگر خبری از دفتر ثبت سفارشات، سیستم‌های گوناگون تطبیق سفارشات و تسویه حساب نیست. بازارساز خودکار با استفاده از استخر نقدینگی (Liquidity Pool) و تامین‌کنندگان نقدینگی (Liquidity Provider)، به کاربران عادی نیز اجازه‎‌ی بازارسازی داده و باعث انجام فرآیند بازارسازی بصورت غیرمتمرکز و خودکار می‌شود. این عوامل سبب می‌شوند تا اشخاص ثالث از این فرآیندها حذف شده و معامله‌گران با استفاده از کیف پول شخصی خود به صورت مستقیم معاملات خود را انجام دهند. بدین صورت امنیت نگهداری ارزها نسبت به استفاده از صرافی‌های متمرکز، بالاتر رفته و از طرفی احتمال دستکاری در بازار، توسط تامین کنندگان نقدینگی قدرتمند پایین می‌آید. بازارساز خودکار با استفاده از فرمول‌های ریاضی، قیمت‌گذاری جفت ارزهای مختلف را انجام می‌دهد که در ادامه به صورت کامل نحوه کار بازارساز خودکار را بررسی می‌کنیم. بازارساز خودکار چگونه کار می‌کند؟ صرافی‌های غیرمتمرکز وابستگی به سازمان خاصی ندارند و صرفا قراردادهای هوشمندی هستند که روی بلاک‌چین ثبت شده‌اند. از این رو صرافی‌های غیرمتمرکز برای تامین نقدینگی و تعیین قیمت دارایی‌ها به بازارساز خودکار نیازمند هستند. با استفاده از بازارساز خودکار، شما در صرافی‌های غیرمتمرکز در واقع با قرارداد هوشمند معامله می‌کنید نه یک شخص! همانطور که قبل‌تر نیز ذکر شد، شما می‌توانید تنها با اتصال کیف پول خود به صرافی، ارزهای مورد نظر خود را به قرارداد هوشمند فروخته یا از آن خرید کنید. بازارساز خودکار در واقع مانند رباتی است که با الگوریتم‌هایی از پیش تعیین شده در تلاش است تا قیمت لحظه‌ای یک ارز در برابر ارز دیگر را محاسبه کرده و به شما پیشنهاد دهد. پلتفرم‌های مختلف، بازارساز خودکار مخصوص به خود را دارند و از فرمول‌های متفاوتی برای تعیین قیمت استفاده می‌کنند که برخی از آن‌ها مانند یونی سواپ فرمول ساده‌ای دارند و برخی مانند بالانسر از فرمول‌های پیچیده‌ای برای محاسبه قیمت استفاده می‌کنند. یونی سواپ از فرمول ساده‌ی X * Y = K استفاده می‌کند که X و Y نشان‌دهنده تعداد واحد موجودی دو ارز دیجیتال متفاوت در استخر نقدینگی و K همیشه یک عدد ثابت است که نشان‌دهنده‌ی حجم کل استخر نقدینگی است. بازارساز خودکار همیشه به گونه‌ای قیمت دو ارز X و Y را تعیین می‌کند که K ثابت بماند. محاسبه قیمت در بازارساز خودکار برای مثال، فرض می‌کنیم استخر نقدینگی BTC/USDT را با موجودی 100BTC و 2,000,000USDT داریم در این حالت X را تعداد موجودی BTC و Y را تعداد موجودی USDT در نظر می‌گیریم. K = X*Y = 100*2,000,000 = 200,000,000 X/Y = 2,000,000 / 100 = 20,000 با توجه به ثابت بودن قیمت تتر، قیمت بیت کوین در این استخر نقدینگی 20 هزار تتر است. حال فرض می‌کنیم که فردی مقدار 2 بیت کوین از این استخر نقدینگی خرید می‌کند. با استفاده از ثابت بودن K، می‌توان تعداد موجودی تتر و بیت کوین را پس از انجام معامله حساب کرد. (برای سادگی محاسبات در این مثال کارمزد معامله محاسبه نمی‌شود) BTC = 100 – 2 = 98 USDT = K / BTC = 200,000,000 / 98 ~ 2,040,816 شاهدیم که پس از خرید بیت کوین از استخر نقدینگی، تعداد بیت کوین‌ها کاهش پیدا کرده و در مقابل تعداد تترهای استخر افزایش پیدا کرده. بازارساز خودکار در این مرحله، محاسبه قیمت را برای بیت کوین انجام می‌دهد که نحوه محاسبه آن را در مثال زیر می‌بینید. BTC/USDT = 2,040,816 / 98 ~ 20,824 با توجه به قانون عرضه و تقاضا طبیعتا پس از کاهش تعداد بیت کوین، قیمت آن افزایش پیدا خواهد کرد که در محاسبه بالا شاهد رخ دادن این اتفاق هستید. نوسانات قیمتی به هنگام خرید و فروش در صرافی‌های غیرمتمرکز امری طبیعی است و اصطلاحا با عنوان لغزش قیمت (Price Slippage) شناخته می‌شود. هر چقدر حجم نقدینگی استخر بالاتر باشد لغزش قیمتی هم کمتر می‌شود و بعضی مواقع صرافی‌های غیرمتمرکز با ثبت سفارشات خرید و فروش سنگین لغزش قیمتی شدیدی را تجربه می‌کند که این عامل سبب می‌شود تا آربیتراژگران از این فرصت استفاده کنند. آربیتراژگران کسانی هستند که از اختلاف قیمت بین دو بازار برای کسب سود استفاده می‌کنند. برای مثال آربیتراژگران از استخر نقدینگی که در آن لغزش قیمتی منفی برای اتریوم رخ داده، مقدار قابل توجهی از این ارز خرید کرده و در صرافی دیگری با قیمت بالاتر می‌فروشند. برای کسب اطلاعات بیشتر پیشنهاد می‌کنیم، مقاله آربیتراژ ارز دیجیتال [7] را مطالعه کنید. استخر نقدینگی چیست؟ همانطور که گفته شد در صرافی‌های غیرمتمرکز معاملات بصورت شخص به شخص نیستند و در واقع بصورت شخص به قرارداد انجام می‌شوند. بازارساز خودکار در واقع قرارداد هوشمندی است که برای حذف شخص ثالث از معاملات و استفاده از کاربران پلتفرم به عنوان بازارساز، از استخر نقدینگی و تامین کننده نقدینگی بهره می‌گیرد. برای مثال، شما برای اینکه بخواهید ارز بیت کوین خود را بفروشید و تتر دریافت کنید، نیاز است تا قرارداد هوشمندی که با آن در حال معامله هستید به مقدار کافی ارز تتر در استخر نقدینگی خود داشته باشد. استخرهای نقدینگی در واقع توسط تامین کنندگان نقدینگی (LP) تامین می‌شوند. اتفاقاتی مثل لغزش قیمت، اگرچه برای عده‌ای از افراد فعال در بازار مانند آربیتراژگران خوش یُمن است اما برای کاربران عادی یک صرافی غیرمتمرکز اتفاق خوبی نیست. از این رو صرافی‌های غیرمتمرکز به دنبال جذب نقدینگی بیشتر به استخرهای خود، برای کاهش احتمال رخداد عواملی مانند لغزش قیمتی هستند. صرافی‌های غیرمتمرکز تامین کنندگان نقدینگی را در کارمزد بدست آمده از استخرهای نقدینگی شریک می‌کنند و همین عامل سبب می‌شود تا تامین کنندگان نقدینگی برای انجام این کار انگیزه داشته باشند. برای مثال، وقتی شما قصد تامین نقدینگی در استخر جفت ارز BNB/USDT دارید در ابتدا باید از هر دو ارز به میزانی مساوی در استخر واریز کنید. اگر ۱۰۰۰ دلار BNB به استخر واریز می‌کنید، باید به اندازه ۱۰۰۰ دلار تتر نیز به استخر واریز کنید. در ادامه به همان اندازه که در این استخر تامین نقدینگی کردید، به شما توکن BNB-USDT LP پرداخت می شود که نشان‌دهنده‌ی میزان سهم شما از آن استخر نقدینگی است. کارمزدهای معاملات بصورت اتوماتیک به استخرها منتقل شده و شما براساس میزان سهمی که از استخر دارید، کارمزد دریافت خواهید کرد. در ادامه هر موقع که خواستید می‌توانید توکن‌های LP خود را به استخر برگردانده و توکن‌های اصلی خود را پس بگیرید. لازم به ذکر است که درصد سود استخرهای نقدینگی و درصد کارمزد معاملات صرافی‌های غیرمتمرکز با یکدیگر متفاوت بوده و برای شرکت در فرآیند تامین نقدینگی، نیاز به تحقیق و بررسی صرافی‌ها و استخرهای مختلف است. ضرر ناپایدار چیست؟ ضرر ناپایدار (Impermanent Loss) در صرافی‌های غیرمتمرکز زمانی رخ می‌دهد که شما ارزی که نقدینگی آن را در استخر تامین کردید دچار نوسان قیمتی شود. هرچقدر فاصله قیمت فعلی، از قیمتِ زمانی که شما نقدینگی ارز را تامین کرده‌اید بیشتر باشد، ضرر ناپایدار شما نیز بیشتر است. از آنجایی که استیبل کوین‌ها نوسانات قیمتی بسیار پایینی دارند، گزینه‌ی بسیار خوبی برای تامین نقدینگی در استخرها و کسب سود از کارمزدهای معاملات پلتفرم محسوب می‌شوند. برای مثال اگر شما بیت‌کوین را در قیمت ۴۰ هزار به استخر BTC/USDT برای تامین نقدینگی وارد کنید، پس از افزایش قیمت بیت کوین به ۶۰ هزار، آربیتراژگران از این استخر نقدینگی بیت کوین ارزان قیمت خریداری کرده و در سایر صرافی‌ها با قیمت بالاتر می‌فروشند.  این کار تا حدی ادامه پیدا می‌کند که قیمت بیت کوین در این استخر نقدینگی با قیمت بیت کوین در صرافی‌های دیگر یکی شود. در پایان معاملات مداوم آربیتراژگران، موجودی بیت کوین‌های استخر کاهش و موجودی تترها افزایش یافته‌اند. پس، از بیت کوین ها سپرده‌گذاری شما در استخر کم شده و به تترهای شما افزوده می‌شود. در این صورت بنظر می‌رسد اگر شما بیت کوین و تترهای خود را به جای تامین نقدینگی در این استخر در کیف پول خود نگه می‌داشتید سود بیشتری می‌کردید. البته فراموش نکنید که ممکن است کارمزدهای جمع آوری شده، ضرر ناپایدار را پوشش دهد اما در کل تامین نقدینگی برای استخرهای صرافی‌های غیرمتمرکز کاری پر ریسک است و نیازمند علم و تجربه بالا در این زمینه است. جمع‌بندی بازارساز خودکار یکی از مهمترین اجزای کاربردی حوزه دیفای است. صرافی‌های غیرمتمرکز با AMMهای خود در حال رقابت با صرافی‌های متمرکز و سیستم قدیمی Order Book هستند و نکته‌ی مهم این است که در مدت زمان کم توانسته‌اند پیشرفت چشمگیری از لحاظ سرمایه در گردش داخل پلتفرم و همینطور رفع نقص‌های مربوط به بازارساز خودکار داشته باشند. بازارسازهای خودکار از لحاظ تکنولوژی نیز پیشرفت کرده‌اند. صرافی‌های غیرمتمرکزی مانند بالانسر و کرو فاینن [8]س [9] از بازارسازهای خودکار با الگوریتم‌های پیچیده‌ای استفاده می‌کنند که به آنها اجازه داشتن استخرهای نقدینگی شامل چندین رمزارز را می‌دهد. اما در نظر داشته باشید به دلیل نوظهور بودن، این تکنولوژی در حال حاضر بی نقص نیست. عواملی مانند کارمزد بالا، نقدینگی کم و لغزش قیمتی‌های شدید باعث می‌شوند تا اعتماد کاربران به‌صورت کامل جلب نشود. اما در مجموع بازارساز خودکار یکی از مهمترین ابزارهای حوزه دیفای و صرافی‌های غیرمتمرکز است و ما را یک قدم دیگر به حذف عوامل متمرکز در معاملات، نزدیک خواهد کرد. منبع: Coinmarketcap [10], Binance Academy [11], Coin98 [12] [1] https://blog.valmart.net/%db%8c%db%8c%d9%84%d8%af-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86%da%af-%db%8c%d8%a7-%da%a9%d8%b4%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d8%af-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [2] https://blog.valmart.net/%d8%af%da%a9%d8%b3-%db%8c%d8%a7-%d8%b5%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c-%d8%ba%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%aa%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [3] https://blog.valmart.net/%d8%a7%d8%b3%d9%be%d8%a7%d8%aa-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d8%af%db%8c%d9%86%da%af-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [4] https://blog.valmart.net/%d8%b5%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c-%db%8c%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%be-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [5] https://blog.valmart.net/%d8%b1%d8%a7%d9%87%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%b5%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c-%d9%be%d9%86%da%a9%db%8c%da%a9-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%be/ [6] https://blog.valmart.net/%d8%b1%d8%a7%d9%87%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%b5%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c-%d8%b3%d9%88%d8%b4%db%8c-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%be/ [7] https://blog.valmart.net/%d8%a2%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%aa%d8%b1%d8%a7%da%98-%d8%a7%d8%b1%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%ac%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%84-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [8] https://blog.valmart.net/%d8%b1%d8%a7%d9%87%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%b5%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%b1%d9%88-%d9%81%d8%a7%db%8c%d9%86%d9%86%d8%b3/ [9] https://blog.valmart.net/%d8%b1%d8%a7%d9%87%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%b5%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%b1%d9%88-%d9%81%d8%a7%db%8c%d9%86%d9%86%d8%b3/ [10] https://coinmarketcap.com/alexandria/article/what-are-automated-market-makers [11] https://academy.binance.com/en/articles/what-is-an-automated-market-maker-amm [12] https://coin98insights.com/what-is-amm

دی ۱۴۰۰ 7 دقیقه 15

قبل از آن که معاملات اسپات یا اسپات تریدینگ را به صورت کامل بررسی کنیم، نیاز است یک تعریف کلی از آن داشته باشیم. معاملات اسپات به عنوان ساده‌ترین روش معامله و سرمایه‌گذاری شناخته شده و احتمالا اولین تجربه‌ی شما برای سرمایه‌گذاری در بازار ارزهای‌ دیجیتال مربوط به این روش معاملاتی می‌شود. برای مثال خرید بیت کوین به قیمت بازار و نگهداری آن در کیف پول [1]، نوعی از معاملات اسپات محسوب می‌شود. معاملات اسپات برای دارایی‌های مختلفی از جمله ارزهای فیات در فارکس، کالاها، اوراق قرضه، سهام و ارزهای‌ دیجیتال وجود دارد و از آنجایی که بازارهایی مثل بورس NASDAQ آمریکا و بورس ایران از اسپات تریدینگ استفاده می‌کنند، به احتمال زیاد با این نوع معامله تا حدی آشنایی دارید اما در صورت عدم آشنایی، در پایان این مقاله به صورت کامل با معاملات اسپات و نحوه‌ی انجام آن آشنا خواهید شد. بازار اسپات چیست؟ بازار اسپات (Spot Market) یک بازار مالی و آزاد برای عموم است که مهم‌ترین ویژگی آن، مبادله‌ی فوری و در لحظه‌ی دارایی‌هاست. در این روش خریدار با ارزهای فیات، دیجیتال یا هر دارایی ارزشمند قابل معامله، از فروشنده دارایی مورد نظر خود را خریداری می‌کند. برای مثال تصور کنید قیمت بیت کوین 42,200 دلار است، شما با ثبت سفارش خرید در بازار اسپات بلافاصله بعد از انجام معامله، به مقدار خریداری شده بیت کوین دریافت خواهید کرد که از کیف پول فروشنده به کیف پول شما ارسال شده است. (این پروسه اغلب توسط واسطه‌هایی مانند صرافی‌های متمرکز و غیرمتمرکز [2] انجام می‌شود) اسپات تریدینگ چیست؟ در معاملات اسپات برخلاف معاملات فیوچرز، خرید و فروش‌ها و تسویه‌حساب در لحظه و به صورت آنی انجام می‌شود نه به صورت قراردادی و در آینده. به همین دلیل تعداد زیادی از معامله‌گران، علاقمند به استفاده از این روش برای انجام معاملات خود هستند. از آنجایی که معاملات اسپات بدون اهرم (Leverage) هستند، کسب سود از این نوع معاملات نیاز به مدت زمان بیشتری دارد. به همین دلیل اسپات تریدینگ بیشتر مورد استفاده‌ی سرمایه‌گذاران بلندمدت و معامله‌گرانی که در تایم فریم‌های بالاتر مانند روزانه و چهارساعته فعالیت دارند، قرار می‌گیرد. معاملات اسپات زمانی بصورت کامل انجام می‌شوند که فردی دیگر، سفارشی با قیمت موردنظر و با حجم هم‌اندازه یا بیشتر از سفارش شما ثبت کند. برای مثال شما سفارشی برای خرید 3 بیت کوین در قیمت 45 هزار دلار ثبت می‌کنید، در سمت فروشندگان فردی دیگر سفارشی در همان قیمت به اندازه 1.5 بیت کوین ثبت می‌کند. در این صورت 50% از سفارش شما انجام شده و به کیف پول شما ارسال می‌شود ولی سفارش شما وقتی تکمیل می‌شود که 1.5 بیت کوین دیگر در همان قیمت برای فروش گذاشته شود. معمولا در صرافی‌هایی با حجم معاملات بالا مانند بایننس یا کوکوین، مشکلاتی از این قبیل صورت نمی‌گیرد. تفاوت بین معاملات اسپات و فیوچرز همانطور که اشاره کردیم، معاملات اسپات اغلب به صورت لحظه‌ای انجام می‌شوند و پروسه‌ی تحویل به صورت فوری است. اما معاملات فیوچرز به شکل قراردادی بوده و با ذکر شروطی، پرداخت هزینه قرارداد در تاریخی مشخص انجام می‌گیرد. قراردادهای فیوچرز از امکاناتی مانند اهرم نیز بهره‌مند هستند که باعث جذب و علاقمندی معامله‌گران روزانه و کوتاه‌مدت شده است. فراموش نکنیم که معاملات فیوچرز همانطور که می‌توانند سودهای بزرگی را برای معامله‌گران به ارمغان بیاورند، می‌توانند ضررهای سنگینی نیز به آن‌ها وارد کنند. در نتیجه این دست از معاملات ریسک بالایی را به همراه دارند. برای آشنایی کامل با معاملات فیوچرز، پیشنهاد می‌کنیم این مقاله [3] را مطالعه کنید. دفتر ثبت سفارشات در اسپات تریدینگ بازارهای اسپات معمولا شامل سه بخش می‌شوند: خریداران (Buyers)، فروشندگان (Sellers) و دفتر ثبت سفارشات یا اوردربوک (Order Book) که خریداران و فروشندگان با ثبت سفارشات خود، باعث به‌وجود آمدن آن می‌شوند. این لیست دائما در حال تغییر است و حاوی سفارشات خرید و فروش یک دارایی به همراه قیمت‌های پیشنهادی و حجم‌های مورد نیاز است. برای مثال تصویری از دفتر ثبت سفارشات بیت کوین [4] می‌بینید که در ستون سبز، لیست سفارشات پیشنهادی برای خرید بیت کوین از بیشترین به کمترین قیمت و در ستون قرمز، لیست سفارشات پیشنهادی برای فروش بیت کوین از کمترین به بیشترین قیمت ثبت شده‌اند. انواع سفارشات در معاملات اسپات Market Order (سفارش به قیمت بازار)  Market Order ساده‌ترین نوع سفارش‌گذاری در اسپات تریدینگ است. در این نوع سفارش‌گذاری نیاز به قیمت‌گذاری نیست و فقط کافیست جفت‌ارز و حجم مورد نظر برای خرید یا فروش را تعیین کنید و سپس سفارش شما طبق قیمتِ همان لحظه‌ی بازار معامله می‌شود. Limit Order (سفارش با قیمت مشخص) این روش محبوب‌ترین نوع سفارش‌گذاری در اسپات تریدینگ محسوب می‌شود و شبیه به Market Order می‌باشد، با این تفاوت که در این روش علاوه بر حجم، می‌توانید قیمت مورد نظر سفارش خود را تعیین کنید. برای مثال قیمت بیت کوین در حال حاضر 47 هزار دلار است و شما می‌خواهید در صورتی که قیمت کاهش پیدا کرد روی 45 هزار دلار بیت کوین خریداری کنید. تنظیمات سفارش را در تصویر مشاهده می‌کنید. Stop-Limit Order (سفارش با شرایط و قیمت مشخص) این نوع از سفارش، نسبت به دو نوع قبلی پیچیده‌تر بوده و بیشتر مورد توجه معامله‌گران حرفه‌ای قرار می‌گیرد. سفارش Stop-Limit در واقع همان سفارش Limit است با این تفاوت که از یک شرط برای سفارش‌گذاری استفاده می‌کند که به آن Stop گفته می‌شود. برای مثال قیمت بیت کوین در حال حاضر 48 هزار دلار است و شما به این نتیجه رسیده‌اید که بیت کوین پس از شکست مقاومت 50 هزار دلاری به سمت بالا حرکت می‌کند. شما می‌خواهید سفارشی تنظیم کنید که شرط آن عبور قیمت از 50 هزار دلار باشد. طبق عکس زیر در قسمت Stop قیمت 50 هزار دلار و در قسمت Limit عدد مورد نظر خود برای خرید بیت کوین را ثبت می‌کنید. لازم به ذکر است سفارش شما وقتی ثبت شده و وارد لیست سفارشات می‌شود که قیمت بیت کوین از 50 هزار دلار عبور کند. OCO (سفارش دو طرفه) OCO مخفف کلمه One Cancel the other است و پیچیده‌ترین نوع سفارش‌گذاری در اسپات تریدینگ به حساب می‌اید. این نوع سفارش ترکیبی از Limit و Stop-Limit بوده و برای آشنایی بهتر با این نوع سفارش بهتر است با یک مثال آن را بررسی کنیم. تصور کنید قیمت بیت کوین در محدوده 48 هزار دلار قرار دارد و تحلیل شما به این شکل است که در محدوده 45 هزار یک حمایت و در محدوده 50 هزار یک مقاومت وجود دارد و پس از رسیدن به حمایت یا شکست مقاومت شما قصد خرید دارد. در بخش Price عدد 45 هزار را وارد کرده، در قسمت Amount نیز حجم مورد نظر خود را وارد می‌کنید. در قسمت Stop عدد ‌‌50 هزار را وارد کرده و در Limit عدد مورد نظر برای خرید را در صورت شکست مقاومت 50 هزار دلار وارد می‌کنید. پس از ثبت این سفارش، در ابتدا یک سفارش در قیمت 45 هزار دلار برای شما ثبت می‌شود، در صورتی که قیمت به مقاومت 50 هزار دلار برسد و آن را رد کند، سفارش قبلی شما حذف شده و سفارش 50 هزار دلار شما معامله می‌شود. لازم به ذکر است که این نوع سفارش‌گذاری در تمامی صرافی‌ها قابل انجام نیست. نحوه انجام معاملات اسپات برای شروع معاملات اسپات ابتدا یک حساب کاربری در صرافی ایجاد کرده، سپس از منوی Trade وارد بخش Spot Trading شوید. در بخش اسپات تریدینگ، قسمت‌های مختلفی وجود دارد که آنها را باهم بررسی می‌کنیم. 1- در این بخش شما می‌توانید جفت ارزهای مورد نظر خود را پیدا کنید و معاملات اسپات را بر روی آن انجام دهید. برای مثال BTC/USDT, ETH/BUSD, MATIC/USDC. همچنین اطلاعات مختصری در مورد جفت‌ارز مورد نظر مثل حجم روزانه را می‌توانید در این قسمت مشاهده کنید. 2- در این قسمت داده‌های آماری جفت‌ارز انتخاب شده، به صورت نموداری در اختیار کاربران قرارگرفته است. در این قسمت ابزارهای مختلف Trading view که برای تحلیل تکنیکال مورد استفاده قرار می‌گیرد نیز قرار دارد. 3- دفتر ثبت سفارشات را مشاهده می‌کنید که آن را در بخش مختص به خود، به صورت کامل بررسی کردیم. سفارشات فروش با رنگ قرمز و سفارشات خرید با رنگ سبز قابل مشاهده است. 4- در این قسمت شما می‌توانید سفارشات خرید و فروش خود را در بازار اسپات ثبت کنید. در بازار اسپات سفارش‌گذاری به سه روش Market ،Limit و Stop-Limit انجام می‌شود که در بخش "انواع سفارشات در معاملات اسپات" هر سه روش را به صورت کامل بررسی کرده‌ایم. مزایا و معایب اسپات تریدینگ معاملات اسپات نسبت به معاملات فیوچرز یا مارجین شامل مزایا و معایبی می‌شود که در ادامه با بررسی کامل هر دو مورد، تصمیم‌گیری برای استفاده از اسپات تریدینگ یا انواع دیگر معاملات برای شما راحت‌تر خواهد شد. مزایا شفافیت قیمت: برخلاف بازارهای فیوچرز که نوسانات قیمت به عواملی غیر از عرضه و تقاضا مانند نرخ تامین مالی (Funding Rate) بستگی دارد، نوسانات بازارهای اسپات فقط به عرضه و تقاضا متکی است.سادگی معاملات: از آنجا که قوانین در معاملات اسپات مشخص و ساده هستند، با توجه به قیمت ورود و حد سود و حد ضرر مشخص شده، محاسبه‌ی سود و ریسک به راحتی انجام می‌شود.آرامش ذهنی: در اسپات تریدینگ، شما نگرانی برای لیکوئید شدن یا کال مارجین (Margin Call) ندارید. می‌توانید هر زمان که خواستید وارد معامله شده و در هر زمان که خواستید دارایی‌های خودتان را به فروش بگذارید. معایب ریسک نگهداری: پس از معامله در اسپات، ارزهای خریداری شده در اختیار شما قرار خواهند گرفت و شخص ثالث (صرافی های متمرکز) مسئولیتی در قبال حفظ امنیت آنها بر عهده نمی‌گیرد. بهتر است که ارزهای دیجیتال خود را در کیف پول‌های سرد یا گرم معتبر و امن نگهداری کنید تا از خطر هک شدن و به‌سرقت رفتن دارایی‌های خود جلوگیری کنید.سودهای کوچک: اسپات تریدینگ نسبت به معامله در بازارهای فیوچرز و مارجین با توجه به عدم استفاده از اهرم، سود کمتری را برای معامله‌گران به ارمغان می‌آورد که با توجه به ریسک کمتر، قابل چشم‌پوشی است. جمع‌بندی در این مقاله تلاش کردیم اسپات تریدینگ را به شما معرفی کرده و نحوه ثبت سفارش و مزایا و معایب آن را بصورت کامل بررسی کنیم تا شما بتوانید به مقایسه بین بازارهای اسپات، مارجین و فیوچرز پرداخته و معاملات‌ خود را در بازار مورد نظرتان انجام دهید. در نظر داشته باشید که شیوه‌ی معاملاتی شما در انتخاب بازار مناسب برای انجام معاملات، بسیار مهم است. یک سرمایه‌گذار بلندمدت از معاملات اسپات استفاده می‌کند اما یک معامله‌گر روزانه بازار فیوچرز را به اسپات ترجیح می‌دهد. انتخاب شیوه و سبک معاملاتی و در ادامه انتخاب بازار مورد نظر برای انجام معاملات برای یک معامله‌گر نیاز بوده و بعد از بررسی‌ها و تحقیقات لازم، معامله‌گران می‌توانند در بازارهای متفاوت از جمله فیوچرز و اسپات، با معاملات کم حجم کسب تجربه نمایند تا برای معاملات اصلی خود در آینده آماده شوند.  منبع: Binance Academy [5] , CoinMarketCap [6] , Bybit [7] [1] https://blog.valmart.net/%d8%b1%d8%a7%d9%87%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c-%da%a9%db%8c%d9%81-%d9%be%d9%88%d9%84-%d8%a7%d8%b1%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%ac%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%84/ [2] https://blog.valmart.net/%d8%af%da%a9%d8%b3-%db%8c%d8%a7-%d8%b5%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c-%d8%ba%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%aa%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [3] https://blog.valmart.net/%d9%85%d8%b9%d8%a7%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d8%aa%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%81%db%8c%d9%88%da%86%d8%b1%d8%b2-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [4] https://blog.valmart.net/%d8%a7%d8%b1%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%ac%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%84-%d8%a8%db%8c%d8%aa-%da%a9%d9%88%db%8c%d9%86-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [5] https://academy.binance.com/en/articles/what-is-a-stop-limit-order [6] https://coinmarketcap.com/alexandria/article/what-is-spot-trading [7] https://learn.bybit.com/trading/what-is-a-spot-market-and-spot-trading/

آذر ۱۴۰۰ 7 دقیقه 24

موارد مطرح شده می‌تواند اهمیت قابل توجهی برای رشد رمزارزها در سال جدید باشد. موافقت SEC با ایجاد یک ETF معاملات اسپات بیت کوین کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا خیلی تمایلی به تایید ETF بیت کوین به دلیل نگرانی از دستکاری بازار نشان نداده است. اما روز به روز فشار بر کمیسیون بورس و اوراق بهادار در حال افزایش است. لارک دیویس (Lark Davis) معتقد است که یک ETF بیت کوین به احتمال زیاد در سال 2022 راه اندازی خواهد شد و تا آن زمان بازار همچنان صعودی خواهد بود. در عین حال او هشدار می‌دهد که چرخه نزولی بلافاصله پس از آن شروع می‌شود. راه اندازی یک صندوق قابل معامله (ETF) اسپات بیت کوین می‌تواند باعث ورود چشمگیر سرمایه به این بازار شود. طولانی تر شدن چرخه صعودی دیویس اعتقاد دارد که چرخه‌های روند صعودی با بلوغ بازار ارزهای دیجیتال و ورود پول و سرمایه سازمان‌ها و شرکت‌های می‌تواند طولانی‌تر شود. برخلاف چرخه‌های قبلی که 1 تا 1.5 سال به طول انجامید، این چرخه می‌تواند تا سال 2022 ادامه یابد. ارتقاء شبکه اتریوم انتقال شبکه اتریوم از Proof-of-Work (PoW) به Proof-of-Stake (PoS) که پیش بینی می‌شود، در اواسط سال 2022 اتفاق بیفتد که می تواند انتظارات نسبت به بازار رمزارزها را بالا ببرد. همچنین به روز رسانی‌های دیگر می‌تواند تراکنش‌ها را در بلاک چین اتریوم 3 تا 4 برابر افزایش دهد. رشد رقبای اتریوم رقبای اتریوم مانند پولکادات (DOT) و کاردانو (ADA) می‌توانند نیازهای بازار را برطرف کنند. علاوه بر اینها، پروژه‌های دیگری مانند Polygon، ETH L2، Avalanche و Solana به رشد خود ادامه خواهند داد و می‌توان در آینده جایگاه ویژه‌ای برای آنها در نظر گرفت. گسترش بیشتر بازار NFT امسال همراه با DeFi، توکن‌های غیرمثلی (NFT) به بازار ارزهای دیجیتال هجوم آوردند و توجه سرمایه گذاران زیادی را به خود جلب کردند. برخی ازاتریوم برندهای بزرگ جهانی اخیراً به شدت از قدرت NFT ها استفاده کرده اند. دیویس معتقد است که NFT ها می‌توانند اولین نقطه دسترسی میلیون ها نفر برای ورود به دنیای رمزارزها باشند. گسترش بازی‌های بلاک چینی و متاورس به نظر می رسد بازی و دنیای متاورس دو صنعت بزرگ دهه آینده باشند. پروژه‌های رمزارزی که در این فضا فعالیت می‌کنند، با گذشت زمان همچنان شاهد پذیرش عمده‌ای از سازمان‌های بزرگ و همچنین مردم عادی خواهند بود. ورود سرمایه کلان به بازار رمزارزها به گفته دیویس، سرمایه نهادی که به ارزهای دیجیتال سرازیر می‌شود همچنان به افزایش خود ادامه می‌دهد زیرا آنها متوجه شده‌اند که این بهترین سرمایه‌گذاری فناوری در دهه آینده است. با این حال، با رشد ثابت تورم، آنها هیچ گزینه ای جز سرمایه گذاری در ارزهای دیجیتال نخواهند داشت. منبع: coingape [1] [1] https://coingape.com/7-reasons-why-the-bitcoin-and-crypto-bull-run-will-stretch-well-into-2022/

آذر ۱۴۰۰ 2 دقیقه 2

تحلیلگران تکنیکال در بازارهای مالی در تلاشند تا حرکات مهم قیمتی را قبل از رخ دادن با ابزارهای مختلف پیش‌بینی کرده و بتوانند از آن کسب سود کنند. یکی از ابزارهایی که به جهت محاسبات پیچیده و دقیقی که انجام می‌دهد مورد توجه معامله‌گران قرار گرفته، اندیکاتور مکدی (MACD) است. در این مقاله قصد داریم تا باهم نگاهی به این اندیکاتور، تاریخچه‌ و نحوه محاسبات آن بیندازیم و در ادامه استراتژی‌های مهم و نحوه استفاده از این اندیکاتور را بررسی کنیم. تاریخچه‌‌ی اندیکاتور MACD MACD یا Moving Average Convergence Divergence، یکی از پرکاربردترین اندیکاتورها در تحلیل تکنیکال است. در اکثر مواقع از آن برای تشخیص نوع روند، قدرت و شتاب روند و دریافت سیگنال‌های خرید و فروش استفاده می شود ولی همانطور که از اسم کامل آن پیداست، می‌توان از همگرایی‌ (Convergence) و واگرایی (Divergence) نیز برای دریافت سیگنال استفاده کرد. این اندیکاتور در سال 1970 توسط جرالد اپل، محقق و فیزیکدان ساخته شد و 16 سال بعد بخش دیگری به نام "هیستوگرام" به آن اضافه شد که در ادامه اجزای این اندیکاتور را کامل بررسی خواهیم کرد. اجزای تشکیل دهنده‌ی اندیکاتور MACD MACD در واقع از ترکیب دو اندیکاتور متفاوت تشکیل شده است که همین اتفاق باعث دقیق‌تر بودن و در ادامه محبوبیت آن بین معامله گران می‌شود. این اندیکاتور از 3 بخش تشکیل شده : در ابتدا MACD از دو میانگین متحرک (MA) با تنظیمات متفاوت برای تشخیص روند استفاده می‌کند، سپس با اندازه‌گیری اختلاف بین این دو میانگین متحرک "خط مکدی" (MACD Line) در نمودار پدیدار می‌شود و با گرفتن یک میانگین متحرک نمایی (EMA) از آن دو میانگین متحرک، "خط سیگنال" (Signal Line) به وجود می‌آید. برای آشنایی بیشتر با اندیکاتور میانگین متحرک، پیشنهاد می‌کنیم این مطلب [1] را مطالعه کنید.  در ادامه، با اندازه گیری اختلاف بین دو خط مکدی و سیگنال، سومین جز از اندیکاتور یعنی "هیستوگرام" تشکیل می‌شود که بالا یا پایین صفر قرار دارد و برای تشخیص صعودی یا نزولی بودن روند از آن استفاده می‌شود. خط مکدی به مراتب پرشتاب و پرنوسان تر از خط سیگنال است که در تصویر زیر بصورت واضح مشاهده خواهید کرد. محاسبه‌ی MACD نیز نسبتا ساده است و شما با دانستن فرمول آن می‌توانید تنظیمات خود را اعمال کنید تا بتوانید حتی سیگنال‌های بهتری هم دریافت کنید. فرمول محاسبه‌ی آن به این شکل است : MACD Line: 12-day EMA - 26-day EMA Signal Line: 9-day EMA of MACD Line MACD Histogram: MACD Line - Signal Line استراتژی‌ها اندیکاتور MACD بصورت کلی معامله‌گران و تحلیلگران بازارهای مالی ازاین اندیکاتور برای دریافت سه نوع سیگنال معاملاتی استفاده می‌کنند که هر 3 استراتژی را بصورت کامل در ادامه بررسی خواهیم کرد : 1 – تقاطع خطوط مکدی و سیگنال رایج ترین استراتژی اندیکاتور MACD، استراتژی "تقاطع خطوط مکدی و سیگنال" است. اکثرا معامله‌گران برای بالابردن درصد موفقیت معاملاتشان از ترکیب این استراتژی با استراتژی‌های دیگر مانند پرایس اکشن استفاده می‌کنند. همانطور که در ابتدای مقاله ذکر کردیم، خط سیگنال در واقع از محاسبه میانگین متحرک‌های خط مکدی به‌وجود می‌آید و به همین دلیل است که همیشه خط سیگنال نسبت به خط مکدی، کمی تاخیر دارد و نسبت به آن شتاب کمتری دارد. به همین سبب زمان‌هایی که در اندیکاتور خط مکدی، خط سیگنال را به سمت پایین یا بالا قطع می‌کند می‌تواند خبر از یک تغییر روند یا شروع یک حرکت در نمودار بدهد. یادگیری این نوع استراتژی کار چندان سختی نیست اما درک و تشخیص قدرت روند و همینطور تشخیص سیگنال‌های غلط نیاز به مهارت و تجربه‌ی کار با این اندیکاتور دارد. به طور کلی دو نوع سیگنال "تقاطع بین خطوط" داریم : اولین نوع سیگنال، سیگنال صعودی‌ست که به ما خبر از بالا رفتن قیمت می‌دهد قبل از آنکه در نمودار قابل مشاهده باشد. این سیگنال وقتی صادر می‌شود که خط مکدی، خط سیگنال را از پایین به سمت بالا قطع کند. دومین نوع سیگنال، سیگنال نزولی‌ست که دقیقا برعکس نوع اول است. سیگنال نزولی وقتی صادر می‌شود که خط مکدی، خط سیگنال را از بالا به سمت پایین قطع کند. مثال‌هایی از سیگنال‌های صعودی و نزولی این استراتژی را در نمودار روزانه MATIC مشاهده می‌کنید. 2 – تقاطع با خط صفر این استراتژی بسیار شبیه به استراتژی قبلی است که مورد بررسی قرار دادیم. سیگنال‌های معاملاتی این استراتژی زمانی صادر می‌شود که خط مکدی، خط صفر را به سمت بالا یا پایین قطع کند. سیگنال صعودی این استراتژی در اندیکاتور MACD زمانی رخ می‌دهد که خط مکدی، خط صفر را به سمت بالا قطع کند و از منفی به مثبت رفته باشد. سیگنال نزولی هم برعکس آن، به این شکل رخ می‌دهد که خط مکدی، خط صفر را از بالا به پایین قطع کند و از مثبت به سمت منفی رفته باشد. مثال‌هایی از هر دو نوع سیگنال این استراتژی را در نمودار روزانه اتریوم مشاهده می‌کنید. این استراتژی مانند دو استراتژی دیگر اندیکاتور MACD معتبر نیست و کمتر مورد استفاده‌ی معامله‌گران قرار می‌گیرد. 3 – واگرایی واگرایی یکی دیگر از استراتژی‌های اندیکاتور MACD است که به سبب اعتبار و درصد موفقیت (WinRate) بالا مورد علاقه‌ی معامله‌گران حرفه‌ای بازارهای مالی است. سیگنال‌های واگرایی معمولا در انتهای روند صادر می‌شوند و خبر از تغییر روند می‌دهند و این یکی دیگر از دلایل بالا بودن اهمیت این نوع استراتژی است. واگرایی به زبان ساده وقتی رخ می‌دهد که خط مکدی با نمودار قیمتی هم جهت نباشد. در نظر داشته باشید دو نوع واگرایی در این اندیکاتور وجود دارد : واگرایی نزولی و واگرایی صعودی برای مثال، سیگنال واگرایی نزولی در اندیکاتور MACD وقتی صادر می‌شود که قیمت در روند صعودی خود در حال افزایش و ثبت قله‌های بالاتر است، در حالی که خط مکدی در حال کاهش و ثبت قله‌های پایین‌تر می‌باشد. در این حالت اندیکاتور سیگنال واگرایی نزولی صادر کرده و خبر از کاهش قیمت در آینده می‌دهد. سیگنال واگرایی صعودی هم دقیقا برعکس واگرایی نزولی است؛ به این صورت که وقتی قیمت در حال کاهش و ثبت کف‌های متوالی است، خط مکدی در حال افزایش و ثبت قله‌های بلندتر است. در این حالت اندیکاتور سیگنال واگرایی صعودی صادر کرده و خبر از افزایش قیمت در آینده می‌دهد. واگرایی ها در کل نسبت به "تقاطع خطوط مکدی و سیگنال" کمتر رخ می‌دهد اما از نظر بالاتر بودن درصد موفقیت، این استراتژی نسبت به استراتژی اول قوی‌تر است. بصورت کلی واگرایی شبیه رخ دادن یک اشتباه است، وقتی نمودار و اندیکاتور باهم هم‌جهت نباشند در ادامه نمودار قیمت تلاش می‌کند تا شبیه به اندیکاتور رفتار کند. جمع‌بندی  از آنجایی که اندیکاتور MACD از میزان دقت بالایی برخوردار است، جدا از استراتژی‌هایی که می‌توان از آن برای معاملات بهره گرفت، این اندیکاتور برای تحلیل نوع روند و حتی قدرت و شتاب روند نیز مناسب بنظر می‌رسد. البته استراتژی های این اندیکاتور هم مانند هر استراتژی دیگری سیگنال‌های اشتباه و غلط هم صادر می‌کنند و شما با ترکیب این اندیکاتور با استراتژی‌های دیگر و همینطور کسب تجربه بیشتر در استفاده از این اندیکاتور، می‌توانید ضریب خطای استراتژی خود را پایین‌تر بیاورید. در کل MACD یکی از پراستفاده‌ترین اندیکاتورها در بین معامله‌گران بوده و برای کسانی که علاقه‌مند به یادگیری تحلیل تکنیکال هستند، یادگیری ابتدایی از این ابزار پیشنهاد می‌شود اما فراموش نکنید استفاده عملی از هر اندیکاتوری نیاز به زمان و کسب تجربه دارد. اگر علاقمند به آشنایی با سایر اندیکاتورها هستید، پیشنهاد می‌کنیم مقاله راهنمای اندیکاتور RSI [2] را مطالعه کنید. منبع: Tradingview [3], incredible charts [4], Fidelity [5] [1] https://blog.valmart.net/%d8%b1%d8%a7%d9%87%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%da%a9%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%aa%d8%ad%d8%b1%da%a9/ [2] https://blog.valmart.net/%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84-%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%da%a9%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1-rsi/ [3] https://www.tradingview.com/scripts/macd [4] https://www.incrediblecharts.com/indicators/macd.php [5] https://www.fidelity.com/learning-center/trading-investing/technical-analysis/technical-indicator-guide/macd

آذر ۱۴۰۰ 5 دقیقه 1

روش وایکوف چیست؟ روش وایکوف (Wyckoff Method) یکی از روش‌های مهم در تحلیل تکنیکال است که به معامله‌گران کمک می‌کند برای سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی، تصمیمات درستی بگیرند. در حقیقت روش وایکوف به فرایندی اطلاق می‌شود که از آن برای تمرکز بر مرحله انباشت یک نمودار قیمت استفاده می‌گردد. معامله‌گران با مطالعه الگوهای عرضه و تقاضا می‌توانند به شاخص بازار دسترسی پیدا کرده تا به تحلیل آن بپردازند. ریچارد وایکوف (Richard Wyckoff) در بین سالهای 1930 تا 1940 روش وایکوف را توسعه داد. او بیشتر زندگی خود را صرف آموزش کرد و عقاید او درباره بازار تاثیر چشمگیری بر تحلیل‌های تکنیکال مدرن داشته است. بسیاری از معامله‌گران سالها تحت تاثیر این روش بوده و در این حوزه به افراد موفقی تبدیل شده‌اند. سرمایه‌گذاران امروزه روش وایکوف را روشی معتبر برای خواندن قیمت‌ها می‌دانند که در کنار تئوری داو (Dow Theory) و تحلیل‌ امواج الیوت (Elliot Waves) به خوبی عمل می‌کند. وایکوف معتقد بود بازیگران بزرگ بازار و پول‌های هوشمند (پولی که تحت کنترل نهادهای سرمایه‌گذاری است) در پس این بالا و پایین شدن‌ها، اول سفارش‌های خود را گذاشته و بعد قیمت را مطابق میل خود حرکت می‌دهند. هدف روش او این است که پول‌های هوشمند را ردیابی کرده و با استفاده از الگوی نموداری قیمت، مسیر آن را پیدا کند. برای داشتن یک برنامه معاملاتی موفق، پیشنهاد می‌کنیم این مقاله [1] را مطالعه کنید. سه قانون وایکوف سرمایه‌گذاران قبل از آنکه بر اساس روش وایکوف برای معامله تصمیم‌گیری کنند، بایستی دانش کافی درباره قوانین آن داشته باشند. روش محاسباتی وایکوف بر سه قانون بنیادی (fundamental) استوار است: عرضه و تقاضاعلت و معلولتلاش و نتیجه در ادامه نگاهی به این قوانین پایه خواهیم انداخت: قانون عرضه و تقاضا قانون اول می‌گوید زمانی که تقاضا بیشتر از عرضه باشد، قیمت‌ها افزایش می‌یابند و اگر این معادله برعکس باشد، کاهش می‌یابند. این قانون یکی از ساده‌ترین اصول بازارهای مالی بوده و قطعا مختص روش وایکوف نیست. می‌توانیم قانون اول را با سه معادله ساده نشان دهیم: تقاضا > عرضه = افزایش قیمتتقاضا < عرضه = کاهش قیمتتقاضا = عرضه = عدم مشاهده تغییرات چشمگیر در قیمت به بیان دیگر، قانون اول وایکوف می‌گوید که پیشی گرفتن تقاضا بر عرضه سبب افزایش قیمت‌ها می‌شود، زیرا تعداد خریداران از فروشندگان بیشتر است؛ اما در شرایطی که فروش از خرید بیشتر باشد، عرضه نیز از تقاضا بیشتر بوده و قیمت کاهش پیدا می‌کند. بسیاری از سرمایه‌گذارانی که دنباله‌روی روش وایکوف هستند، برای آنکه تصویر بهتری از ارتباط میان عرضه و تقاضا داشته باشند، به مقایسه حرکت قیمت و حجم معاملات می‌پردازند. این کار اغلب تصویری کلی درباره حرکت‌های بعدی بازار به آن‌ها ارائه می‌کند. قانون علت و معلول قانون دوم می‌گوید تقاوت‌های میان عرضه و تقاضا تصادفی نیستند، بلکه بعد از آماده شدن طی دوره‌های مختلف و در نتیجه یک رویداد خاص اتفاق می‌افتند. از نظر وایکوف یک دوره انباشت (علت) نهایتا به روند صعودی (معلول) ختم می‌شود. در مقابل نیز دوره توزیع (علت) روند نزولی (معلول) را در پی دارد. وایکوف برای تخمین پتانسیل معلول‌های یک علت، تکنیک منحصربه‌فردی را به کار گرفت. به بیان دیگر، او روش‌هایی ساخت که بتوان هدف‌های معامله را بر اساس دوره‌های انباشت و توزیع تعیین کرد. این روش به وایکوف این امکان را می‌داد که بسط احتمالی یک روند را پس از شکست قیمت (Break out) از یک محدوده تثبیت قیمت یا محدوده ساید تخمین بزند. قانون تلاش و نتیجه سومین قانون وایکوف می‌گوید که تغییرات قیمتی، نتیجه یک تلاش است که با حجم معامله نشان داده می‌شود. در صورتی که حرکت قیمت متناظر با حجم معاملاتی باشد، روند شانس خوبی برای ادامه دارد، اما اگر واگرایی میان قیمت و حجم چشمگیر باشد احتمالا روند بازار متوقف شده و یا مسیر خود را تغییر می‌دهد. به عنوان مثال فرض کنید که بازار بیت‌کوین [2] بعد از یک روند خرسی طولانی، با حجم بالا شروع به تثبیت قیمت می‌کند. حجم بالا نشان‌دهنده تلاش بالاست اما حرکات ساید (کم نوسان) حاکی از نتیجه‌ای کوچک است. بنابراین بیت‌کوین‌های زیادی در حال جابجاییست اما هیچ کاهش قیمت قابل‌توجهی دیده نمی‌شود. چنین شرایطی می‌تواند نشان‌دهنده آن باشد که روند نزولی احتمالا تمام شده و بازگشت روند نزدیک است. چرخه قیمت وایکوف طبق روش وایکوف معامله‌گران می‌توانند حرکات قیمت را بر اساس تحلیل‌های دقیق عرضه و تقاضا که از مطالعه پرایس اکشن (Price action) و حجم و زمان حاصل می‌شود، پیش‌بینی کنند. وایکوف فعالیت معامله‌گران موفق را مشاهده و آن‌ها را در قالب نمودار ترسیم می‌کند. این روش نشان می‌دهد بازیگران بزرگ (که وایکوف مرد نامرئی می‌نامد)، چگونه بازار خرسی و گاوی را در یک چرخه قیمتی ایجاد می‌کنند. عرضه و تقاضا در چرخه قیمت وایکوف، مسیر بازار بر اساس تغییر در عرضه و تقاضا تنظیم شده است. این نکته اصلی روش وایکوف در سرمایه‌گذاری و معامله محسوب می‌شود. هنگامی که تقاضا از عرضه پیشی می‌گیرد، قیمت‌ها بالا خواهند رفت و با برعکس شدن این معادله شاهد کاهش قیمت خواهیم بود. معامله‌گران بایستی تغییرات عرضه و تقاضا را بررسی کرده و در طول زمان آن را با قیمت و حجم معامله مقایسه کنند. برای آنکه بتوانید عرضه و تقاضا را به طور دقیق از روی نمودار تعیین کنید، باید صبور باشید و تمرین کنید. پرایس اکشن پرایس اکشن فرایندی است که از آن برای پیش‌بینی مسیر قیمت یک مورد معاملاتی با مشاهده قیمت آن استفاده می‌شود. این کار روشی موثر برای پیش‌بینی قیمت است که در بازار رمزارزها نیز خوب کار می‌کند. اکثر معامله‌گران از میان مولفه‌های مختلف پرایس اکشن، بیشتر از کندل‌ها، خطوط روند (trend lines)، حمایت و مقاومت و جریان سفارشات استفاده می‌کنند. ایده اصلی آن است که وقتی قیمت به بالای هر سطح مقاومتی شکسته شود، احتمال ادامه فشار گاوی آن بیشتر است. در چرخه وایکوف مرحله انباشت یک بازه قیمتی را نشان می‌دهد و هرگونه شکست قیمت با پرایس‌ اکشن مناسب می‌تواند نشان‌دهنده حرکت گاوی مهمی باشد. حجم معاملات برای تشخیص حرکات احتمالی قیمت از منطقه انباشت وایکوف، تنها پرایس اکشن کافی نیست. حرکت گاوی از منطقه انباشت – یا حرکت خرسی از منطقه توزیع – تنها زمانی معتبر است که حجم معامله به سطح مشخصی رسیده باشد. به معامله‌گران توصیه می‌شود برای اعتماد به حرکت قیمت، به دنبال یک استراتژی پرایس اکشن با حجم مناسب باشند. تایم فریم زمان‌بندی، مهم‌ترین مولفه چرخه وایکوف است. چرخه بازار مدام در حال حرکت از بالا به سمت پایین است و بهترین پوزیشن خرید و فروش تنها زمانی معتبر است که زمان‌بندی درست باشد. زمانی که قیمت در بازه معاملاتی باقی بماند، معامله‌گران می‌توانند به تایم‌ فریم پایین‌تر رفته تا ورودی بی‌نقص به معامله داشته باشند. هدف نهایی این بخش آن است که وقتی انباشت تمام شد، پوزیشن خرید باز کرده و با اتمام توزیع، وارد پوزیشن فروش شویم. مفهوم مرد نامرئی (Composite man) وایکوف ایده مرد نامرئی را به عنوان هویت خیالی بازار ابداع کرد. او پیشنهاد کرد که سرمایه‌گذاران و معامله‌گران، بایستی طوری به بازار نگاه کنند که گویی یک نهاد واحد کنترل آن را در دست دارد. این موضوع باعث می‌شود راحت‌تر با روندهای بازار کنار بیایند. در اصل مرد نامرئی نماینده سرمایه‌گذاران بزرگ بازار (اشخاص حقیقی و حقوقی) است. این شخص همیشه به نفع خودش عمل می‌کند تا مطمئن شود روی قیمت پایین خریده و با قیمت بالا می‌فروشد. رفتار مرد نامرئی در خلاف جهت رفتار بیشتر سرمایه‌گذاران کوچک است، وایکوف در این مورد اغلب مشاهده کرده است که این سرمایه‌گذاران پول خود را از دست داده‌اند. اما طبق روش وایکوف مرد نامرئی از یک استراتژی نسبتا قابل پیش‌بینی استفاده می‌کند که سرمایه‌گذاران می‌توانند نکاتی را از آن یاد بگیرند. بگذارید با استفاده از مفهوم مرد نامرئی یک چرخه بازار ساده ترسیم کنیم. چنین چرخه‌ای شامل 4 مرحله اصلیست: انباشت، روند صعودی، توزیع و روند نزولی. انباشت مرد نامرئی قبل از اکثریت سرمایه‎‌‌‎‌گذاران شروع به انباشت دارایی‌ها می‌کند. این مرحله معمولا با یک حرکت ساید نشان داده می‌شود. برای جلوگیری از تغییرات قابل‌ملاحظه قیمت، انباشت به تدریج انجام می‌شود. روند صعودی مرد نامرئی وقتی به اندازه کافی سهم جمع‌آوری کرد و فشار فروش نیز کاهش یافت، شروع به هل دادن بازار می‌کند. این روند به طور طبیعی موجب جلب توجه سرمایه‌گذاران بیشتری شده و افزایش تقاضا را به دنبال دارد. لازم به ذکر است که در طی یک روند صعودی ممکن است مراحل انباشت متعددی وجود داشته باشد. ما به این بازه،‌ بازانباشت می‌گوییم. در مرحله بازانباشت، روند اصلی پیش از آنکه حرکت صعودی خود را از سرگیرد، متوقف شده و مدتی تثبیت قیمت می‌دهد. هرچه بازار بالاتر می‌رود، سرمایه‌گذاران دیگر نیز به خرید ترغیب می‌شوند. در نهایت حتی عموم افراد نیز مشتاق پیوستن به بازار شده و تقاضا بشدت بیشتر از عرضه خواهد شد. توزیع مرد نامرئی در قدم بعد شروع به توزیع دارایی‌های خود می‌کند. او پوزیشن‌های سودآور خود را به کسانی که در مرحله آخر به بازار وارد می‌شوند می‌فروشد. مرحله توزیع معمولا با یک حرکت ساید نشان داده می‌شود که تا زمان وجود تقاضا ادامه دارد. روند نزولی بازار بعد از مرحله توزیع خیلی زود شروع به نزول می‌کند. به بیان دیگر، مرد نامرئی وقتی توانست سهام خود را به اندازه کافی بفروشد، شروع به پایین کشیدن بازار می‌کند. در نهایت عرضه از تقاضا پیشی گرفته و روند نزولی حاکم می‌شود. روند نزولی نیز ممکن است مانند روند صعودی دارای مراحل بازانباشت باشد. این مراحل در اصل نواحی تثبیت قیمت بین افت‌های شدید هستند. همچنین ممکن است شامل تله‌های گاوی یا جهش گربه مرده (Dead Cat Bounces) باشند که برخی خریداران به امید بازگشت روند در آن گیر می‌افتند. وقتی روند خرسی کاملا پایان یافت، یک مرحله انباشت جدید آغاز می‌شود. شماتیک کلی وایکوف الگوهای انباشت و توزیع احتمالا محبوب‌ترین بخش روش وایکوف هستند، حداقل در جامعه رمزارزها! این مدل‌ها مراحل انباشت و توزیع را به بخش‌های کوچک‌تری تقسیم می‌کنند. بخش‌های مذکور در کنار رویدادهای متعدد وایکوف (Wyckoff Events) به پنج مرحله (A تا E) تقسیم می‌شوند که به طور خلاصه در ادامه توضیح داده شده‌ است. شماتیک انباشت مرحله A فشار فروش کاهش یافته و سرعت روند نزولی شروع به کاهش می‌کند. این مرحله معمولا با افزایش حجم معاملات قابل مشاهده است. حمایت ابتدایی (PS) نشان می‌دهد سروکله برخی خریداران پیدا شده است، اما تعداد آن‌ها برای متوقف کردن حرکت نزولی هنوز کافی نیست. با پا پس کشیدن سرمایه‌گذاران و فروش شدید، قله فروش (SC) تشکیل می‌شود. این نقطه اغلب نوسان بالایی داشته و فشار فروش کندل‌های بزرگی را ایجاد می‌کنند. این ریزش شدید سریعا به پرش یا صعود خودکار (AR) تغییر می‌کند، زیرا عرضه بالا توسط خریداران شکار می‌شود.  به طور کلی، بازه معاملاتی یک شماتیک انباشت، با فاصله میان نقطه پایین SC و نقطه بالای AR تعریف می‌شود. تست ثانویه (ST) همانطور که از نامش پیداست، زمانی اتفاق می‌افتد که بازار در نزدیکی ناحیه SC ریزش کرده و بررسی می‌کند که آیا روند نزولی واقعا پایان یافته است یا خیر! حجم معاملات و نوسان بازار در این نقطه تمایل دارند پایین‌تر باشند. با آنکه کاهش ST نسبت به SC معمولا بیشتر است اما این مورد همیشه صدق نمی‌کند. مرحله B بر اساس قانون علت و معلول وایکوف می‌توان مرحله B را علتی دانست که به یک معلول ختم می‌شود. در واقع مرحله B، مرحله تثبیت قیمت است که مرد نامرئی در آن بیشترین مقدار دارایی را انباشت می‌کند. بازار در طی این مرحله به تست سطوح حمایت و مقاومت بازه معاملاتی متمایل است. در طول مرحله B ممکن است تست‌های مجدد زیادی وجود داشته باشد. این STها در برخی موارد ممکن است سقف‌های بالاتر (تله گاوی) و کف‌های پایین‌تر (تله خرسی) نسبت به SC و AR مرحله A ایجاد کنند. مرحله C مرحله C یک انباشت معمولی شامل بخشی به نام فنر قیمتی (Spring) است. این بخش اغلب آخرین تله خرسی بازار پیش از شروع کف‌های بالاتر است. مرد نامرئی طی مرحله C اطمینان حاصل می‌کند که عرضه موجود در بازار کم است و کسانی که قصد فروش داشته‌اند، فروخته‌اند. فنر اغلب سطوح حمایت را می‌شکند تا معامله‌گران را خارج کرده و سرمایه‌گذاران را گمراه کند. فنر قیمتی را می‌توان تلاش آخر برای خرید سهام روی قیمت پایین‌، پیش از شروع روند صعودی دانست. تله خرسی سرمایه‌گذاران کوچک را وادار می‌کند دارایی‌های خود را بفروشند. البته در برخی موارد سطوح حمایت حفظ شده و فنر قیمتی اتفاق نمی‌افتد. به بیان دیگر ممکن است الگوهای انباشتی وجود داشته باشد که تمام مولفه‌ها را داشته باشد اما فنر در آن دیده نشود. در این حالت الگوی کلی همچنان معتبر است. مرحله D مرحله D نشان‌دهنده ارتباط میان علت و معلول است. این مرحله بین منطقه انباشت (مرحله C) و شکست قیمت رنج معامله (مرحله E)  قرار دارد و معمولا افزایش چشمگیری را در حجم معامله و نوسانات نشان می‌دهد. این مرحله دارای یک حمایت در آخرین نقطه صعودی (LPS) است که پیش از حرکت بازار به سمت بالاتر کف بالاتری ایجاد می‌کند. LPS اغلب مقدم بر شکست قیمت از سطوح مقاومت است که سقف‌های بالاتری می‌سازد. در این مورد مقاومت‌های قبلی به حمایت‌های جدید تبدیل شده و نشانه‌های تقویت (SOS) را بروز می‌دهد. علیرغم واژگان نسبتا گیج‌کننده ممکن است بیش از یک LPS در مرحله D باشد. آن‌ها اغلب ضمن تست خطوط حمایتی جدید، حجم معاملاتی را افزایش می‌دهند. قیمت در برخی موارد ممکن است پیش از آنکه به رنج معاملاتی بالاتر شکسته و به مرحله E وارد شود، یک ناحیه تثبیت قیمت کوچک ایجاد کند. مرحله E مرحله E آخرین مرحله یک الگوی انباشت است. این مرحله با یک شکست قیمت واضح از بازه معاملاتی نشان داده می‌شود که حاصل افزایش تقاضای بازار است. مرحله E زمانیست که بازه معاملاتی به طور موثر شکسته شده و روند صعودی آغاز می‌شود. شماتیک توزیع شماتیک توزیع در اصل در جهت مخالف انباشت روش وایکوف اما با تفاوت‎های کوچک عمل می‌کند. مرحله A مرحله اول زمانی اتفاق می‌افتد که یک روند صعودی به علت کاهش تقاضا، شروع به کند شدن می‌کند. عرضه ابتدایی (PSY) نشان می‌دهد که نیروی فروش ظاهر شده اما هنوز به اندازه کافی قوی نیست تا بتواند حرکت صعودی را متوقف کند. قله خرید (BC) در نتیجه یک خرید شدید حاصل می‌شد. این اتفاق معمولا در نتیجه خرید احساسی معامله‌گران بی‌تجربه می‌افتد. با جذب تقاضای بالا توسط بازارسازها حرکت صعودی بعدی موجب یک واکنش خودکار (AR) می‌شود. به بیان دیگر، مرد نامرئی شروع به توزیع دارایی‌های خود میان خریداران عقب‌مانده می‌کند. تست مجدد زمانی اتفاق می‌افتد که بازار ناحیه BC را مجددا می‌بیند و اغلب سقف پایین‌تری شکل می‌دهد. مرحله B مرحله B "توزیع" به عنوان منطقه تثبیت قیمت (علت) عمل می‌کند که بر روند نزولی (معلول) تقدم دارد. مرد نامرئی طی این مرحله به طور تدریجی دارایی‌های خود را فروخته و تقاضای بازار را جذب و ضعیف می‌کند. معمولا نواحی بالاتر و پایین‌تر بازه معاملاتی به دفعات متعدد تست می‌شود که می‌تواند شامل تله‌های گاوی و خرسی شود. برخی اوقات بازار به بالای سطح مقاومتی که توسط BC ایجاد شده حرکت خواهد کرد که حاصل آن یک STست و می‌توان آن را حرکت رو به بالا  (UT) نیز خواند. مرحله C بازار در برخی موارد پیش از دوره تثبیت قیمت یک تله گاوی نهایی ارائه می‌کند که به آن حرکت صعودی کوتاه‌مدت (UTAD) گفته می‌شود. این مورد برعکس فنر  مرحله انباشت است. مرحله D مرحله D "توزیع" از بسیاری جهات نقطه مقابل مرحله D "انباشت" است. این مرحله معمولا دارای یک نقطه عرضه نهایی (LPSY) در میانه رنج است که اوج پایین‌تری می‌سازد. از این نقطه LPSYهای جدید، در اطراف یا زیر منطقه حمایت، ایجاد می‌شوند. زمانی که بازار به زیر خط حمایت شکسته شود، نشانه تضعیف (SOW) مشهودی ظاهر می‌شود. مرحله E مرحله آخر، یک توزیع با شکست قیمت به زیر بازه معاملاتی است که نشان از آغاز یک روند نزولی دارد. این روند نزولی حاصل پیشی گرفتن عرضه بسیار بر تقاضاست. رویکرد 5 مرحله‌ای وایکوف وایکوف یک رویکرد 5 مرحله‌ای در مورد بازار طراحی کرد که مبتنی بر بسیاری از اصول و تکنیک‌های خودش بود. به طور خلاصه این رویکرد را می‌توان راهی برای عملی کردن آموزه‌های او دانست. مرحله 1: تعیین روند - روند فعلی چیست و احتمالا به کدام سو خواهد رفت؟ رابطه میان عرضه و تقاضا چگونه است؟ مرحله 2: تعیین قدرت دارایی - قدرت دارایی نسبت به بازار چقدر است؟ آیا بازار و دارایی در مسیر یکسان هستند یا مسیر مخالف؟ مرحله 3: جستجو برای دارایی‌هایی با علت قوی - آیا دلایل کافی برای ورود به یک پوزیشن وجود دارد؟ آیا علت به اندازه کافی قوی هست که سودهای بالقوه آن ارزش ریسک‌ را داشته باشد؟ مرحله 4: تعیین احتمال حرکت - آیا دارایی آماده حرکت است؟ موقعیت آن در روند بزرگ‌تر چگونه است؟ قیمت و حجم معامله چه چیزی را نشان می‌دهند؟ این مرحله اغلب شامل استفاده از تست‌های خرید و فروش وایکوف می‌شود. مرحله 5: تعیین زمان ورود - مرحله آخر تماما درباره زمان‌بندیست. این مرحله معمولا شامل تحلیل یک سهم در مقایسه با بازار کلی است. به عنوان مثال یک معامله‌گر می‌تواند پرایس اکشن یک سهم را با شاخص S&P 500 مقایسه کند. چنین تحلیلی بسته به پوزیشن آن‌ها با استفاده از روش وایکوف می‌تواند دیدی کلی نسبت به حرکت‌های بعدی دارایی بدهد. این کار در نهایت ایجاد یک پوزیشن ورود خوب را تسهیل می‌کند. لازم به ذکر است که این روش با دارایی‌هایی که همراه با بازار یا شاخص کل حرکت می‌کنند، بهتر عمل می‌کند. از این رو در بازار رمزارزها این ارتباط همیشه مشهود نیست. روش وایکوف چقدر قابل اطمینان است؟ روش وایکوف برای معامله‌گرانی که به دنبال سود گرفتن از بخش اصلی یک روند هستند، موثر است. گرچه این روش همیشه تاثیرگذار نیست. به طور کلی افراد معمولا روی حمایت خریداری کرده و روی مقاومت می‌فروشند. اگر یک معامله‌گر بداند مرحله انباشت و افزایش قیمت چه هستند، انجام معاملات با احتمال برد زیاد آسان‌تر است. هدف تحلیل‌های تکنیکال این است که آینده قیمت را بر اساس احتمالات مشخص کرده و حرکات بعدی قیمت را در بازار رمزارزها پیش‌بینی کند. روش وایکوف می‌تواند به معامله‌گران کمک کند احتمال تحلیل هدف‌های قیمتی و جهت‌های محتمل را افزایش دهند. با این حال روش وایکوف نیز مانند دیگر ابزارهای معاملاتی محدودیات‌هایی دارد. در معاملات مالی هیچ ابزاری نمی‌تواند تضمین سود 100 درصدی را به شما یدهد. توجه کنید که بازار همواره در حرکت است و هیچ تضمینی وجود ندارد که گام به گام با روش وایکوف پیش برود. شما حتی اگر تمام مراحل وایکوف را روی یک قیمت پیاده کنید، باز هم نمی‌توان اطمینان داشت که به سود می‌رسید. از این رو میزان اطمینان به روش وایکوف به نحوه تمرین شما و دنبال کردن تمام قوانین آن ضمن استفاده از یک سیستم مدیریت سرمایه قوی بستگی دارد. نتیجه‌گیری با آنکه تقریبا یک قرن از خلق روش وایکوف می‌گذرد، این روش امروزه به طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد. از آنجایی که این روش شامل اصول، تئوری‌ها و تکنیک‌های معامله بسیاری است، یقینا بیشتر از یک اندیکاتور تکنیکال حرف برای گفتن دارد. روش وایکوف در اصل به سرمایه‌گذاران اجازه می‌دهد به جای آنکه با احساساتشان رفتار کنند، تصمیمات منطقی‌تری بگیرند. تلاش‌های وایکوف برای معامله‌گران و سرمایه‌گذاران، یک سری ابزار فراهم می‌اورد که ریسک‌ها را کاهش داده و شانس آن‌ها را برای موفقیت بالا می‌برد. همچنان باید گفت که در سرمایه‌گذاری، هیچ تکنیک 100 درصدی وجود ندارد. افراد همیشه باید نسبت به ریسک‌ها آگاه باشند، بخصوص در بازارهای رمزارز که نوسانات زیادی دارند. منبع: academy.binance [3] , learn.bybit [4] [1] https://blog.valmart.net/%d9%be%d9%84%d9%86-%d9%85%d8%b9%d8%a7%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82/ [2] https://blog.valmart.net/%d8%a7%d8%b1%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%ac%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%84-%d8%a8%db%8c%d8%aa-%da%a9%d9%88%db%8c%d9%86-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [3] https://academy.binance.com/en/articles/the-wyckoff-method-explained [4] https://learn.bybit.com/trading/trading-with-wyckoff-accumulation-theory/

آذر ۱۴۰۰ 11 دقیقه 38

آربیتراژ ارز دیجیتال (Crypto Arbitrage) روشی است که کاربران برای کسب سریع سود، از اختلاف قیمت میان صرافی‌های گوناگون استفاده می‌کنند. ممکن است قیمت یک ارز در یک صرافی بالاتر و در دیگری پایین‌تر باشد. معامله‌گران می‌توانند به سرعت یک ارز را در قیمت پایین خریداری کرده و با قیمت بیشتری بفروشند و بدین شکل با آربیتراژ کردن اختلاف قیمت‌ها کسب سود کنند. این کار به همین راحتی که به نظر می‌آید نیست. انجام معامله آربیتراژ، روش‌ها و ریسک‌های زیادی دارد. در این مطلب به تمام جنبه‌های آربیتراژ ارز دیجیتال می‌پردازیم، از خطرهایی که باید نسبت به آن‌ها آگاه باشید گرفته تا نحوه بهره‌مندی از فرصت‌های آربیتراژی که برایتان پیش می‌آید! برای آشنایی با بازی‌های بلاکچینی و نحوه کسب درآمد از آنها، پیشنهاد می‌کنیم این مطلب [1] را مطالعه کنید. آربیتراژ ارز دیجیتال چیست؟ آربیتراژ مدت‌ها پیش از ظهور بازار ارزهای دیجیتال، تکیه‌گاه بازارهای مالی سنتی بوده است، اما اکنون به نظر می‌رسد حرف و حدیث‌ها درباره پتانسیل آربیتراژ در دنیای کریپتو بیشتر است. این موضوع احتمالا به علت معروف بودن بازار کریپتو به داشتن نوسانات زیاد نسبت به دیگر بازارهای مالی باشد. یعنی قیمت دارایی‌های کریپتو در یک بازه زمانی مشخص تمایل به انحرافات قابل‌توجهی دارند. از آنجایی که رمزارزها 24 ساعته در صدها صرافی معامله می‌شوند، معامله‌گران آربیتراژ فرصت‌های بسیار بیشتری برای یافتن اختلاف قیمت‌های سودده دارند. تمام کاری که یک معامله‌گر بایستی انجام دهد این است که اختلاف قیمت یک ارز دیجیتال را در دو یا چند صرافی شناسایی کرده و چند تراکنش انجام دهد تا سود این اختلاف را از آن خود کند. به عنوان مثال، فرض کنید قیمت بیت‌کوین [2] در صرافی کوین‌بیس (Coinbase) 60,000 دلار و در صرافی کراکن (Kraken) 60,200 دلار است. در این سناریو معامله‌گران آربیتراژ ارز دیجیتال این اختلاف قیمت را رصد کرده و با خرید بیت‌کوین در کوین‌بیس و فروش در کراکن 200 دلار به جیب می‌زنند. این یک نمونه ساده از معامله آربیتراژ ارز دیجیتال است. انواع آربیتراژ ارز دیجیتال آربیتراژ فاصله‌ای (Spatial Arbitrage) آربیتراژ فاصله‌ای روش استاندارد و معمول است که در آن معامله‌گران فرصت آربیتراژ را در صرافی‌های گوناگون شناسایی می‌کنند. در این موقعیت قیمت ارز در یک صرافی بالاتر و در یک صرافی پایین‎تر است. معامله‌گران می‌توانند ارز را از صرافی "الف" خریداری کرده، به صرافی "ب" فرستاده، بفروشند و همان لحظه سود کسب کنند. فرض کنید صرافی "الف" بیت‌کوین را 9700 دلار می‌فروشد و صرافی "ب" بیت‌کوین را 10,000 دلار خریداری می‌کند. در این سناریو به طور واضح فرصت آربیتراژ برای اختلاف قیمت 300 دلاری وجود دارد. اگر کسی بخواهد از صرافی "الف" بیت‌کوین زیادی بخرد، سود خوبی به دست خواهد آورد. این سود برای هر بیت‌کوین خریداری شده معادل 300 دلار خواهد بود. این یک روش‌ ایمن است که افراد می‌توانند از آن سودهای بزرگ کسب کنند. فاکتورهای بسیار زیاد دیگری نیز در این میان وجود دارند که در ادامه بدان می‌پردازیم. آربیتراژ مثلثی (Triangular Arbitrage) این نوع آربیتراژ ارز دیجیتال به فرایند انتقال سرمایه به سه دارایی دیجیتال – یا بیشتر – در یک صرافی واحد برای کسب سود از اختلاف قیمت یک یا دو ارز گفته می‌شود. به عنوان مثال یک معامله‌گر می‌تواند یک لوپ معامله ایجاد کند که با بیت‌کوین شروع و به بیت‌کوین ختم می‌شود. معامله‌گر می‌تواند ابتدا بیت‌کوین را به اتر و سپس اتر را به لایت‌کوین [3] تبدیل کرده و در نهایت لایت‌کوین را مجددا به بیت‌کوین تبدیل کند. در این مثال معامله‌گر سرمایه خود را میان سه جفت معاملاتی تقسیم کرده است: BTC/ETH -> ETH/LTC -> LTC/BTC. در صورتی که میان هر یک از قیمت‌های این سه جفت اختلافی وجود داشته باشد معامله‌گر در نهایت بیت‌کوین بیشتری نسبت به زمان شروع معامله خواهد داشت. در این روش تمام تراکنش‌ها در یک صرافی صورت می‌گیرد. به همین دلیل نیاز نیست معامله‌گر سرمایه خود را در صرافی‌های متعدد واریز و برداشت کند. آربیتراژ فرامرزی (Cross-border Arbitrage) به علت وجود قوانین مختلف، فاکتورهای اقتصادی و اختلاف قیمت‌ها وجود فرصت‌های آربیتراژ در جفت‌های معاملاتی مختلف از شانس خوبی برخوردار است. به عنوان مثال BTC/USD و BTC/BRL (دلار برزیل). همچنین صرافی‌های برخی کشورها ممکن است مختص همان کشور بوده و خارجی‌ها قادر به معامله در آن‌ها نباشند. از این رو چون دیگر سرمایه‌گذاران نمی‌توانند خودشان به نرخ‌های بازار دسترسی داشته باشند قیمت در این صرافی‌ها ممکن است بالاتر باشد. آربیتراژ غیرمتمرکز (Decentralized Arbitrage) این نوع آربیتراژ ارز دیجیتال در صرافی‌های غیرمتمرکز [4] رواج دارد. این صرافی‌ها، قیمت جفت ‌ارزهای معاملاتی را با کمک برنامه‌های غیرمتمرکز و خودکاری به نام قراردادهای هوشمند بدست می‌آورند. در صورتی که قیمت جفت ‌ارزهای معاملاتی نسبت به قیمت‌ اسپات آن‌ها تفاوت بسیاری داشته باشد، معامله‌گران آربیتراژ ارز دیجیتال می‌توانند به سرعت وارد شده و معامله کراس انجام دهند. چرا آربیتراژ ارز دیجیتال کم ریسک است؟ ممکن است متوجه شده باشید که معامله‌گران آربیتراژ ارز دیجیتال، برخلاف معامله‌گران روزانه نیازی به پیش‌بینی قیمت آینده بیت‌کوین ندارند و برای کسب سود وارد معاملات طولانی‌مدت نمی‌شوند. معامله‌گران با شناسایی فرصت‌های آربیتراژ و سرمایه‌گذاری روی آن‌ها برای کسب سود ثابت، لزوما نیازی به تحلیل احساسات بازار یا اتکا به دیگر استراتژی‌های پیش‌بینی قیمت ندارند. همچنین معامله‌گران بسته به منابع در دسترس، امکان ورود و خروج از یک معامله آربیتراژ را ظرف چند ثانیه یا دقیقه خواهند داشت. با در نظر گرفتن مواردی که گفته شد می‌توان نتیجه گرفت که: ریسک معاملات آربیتراژ ارز دیجیتال در مقایسه با دیگر استراتژی‌های معاملاتی نسبتا پایین‌تر است، زیرا این استراتژی عموما نیازی به تحلیل‌های پیش‌بینی قیمت ندارد.معاملات معامله‌گران آربیتراژ نهایتا چند دقیقه به طول می‌انجامد، از این رو ریسک معامله به‌طور چشمگیری کاهش می‌یابد. گرچه این بدان معنا نیست که معامله‌گران آربیتراژ ارز دیجیتال در معرض هیچگونه ریسکی نیستند. ریسک‌های آربیتراژ ارز دیجیتال امکان سوددهی یک آربیتراژ را فاکتورهای مشخصی تعیین می‌کنند. ماهیت کم‌خطر بودن فرصت‌های آربیتراژ ارز دیجیتال بر سوددهی آن‌ها تاثیرگذار است؛ ریسک کمتر به سود کمتر متمایل است. به همین دلیل است که معامله‌گران آربیتراژ برای کسب سودهای بزرگ بایستی حجم معاملات خود را بالا ببرند. به علاوه معاملات آربیتراژ ارز دیجیتال رایگان نیستند. کارمزدها به خاطر داشته باشید که معامله در دو صرافی می‌تواند مشمول کارمزدهای برداشت، واریز و معامله شود. مجموع این کارمزدها ممکن است سود شما را ببلعد. بیایید فرض کنیم کارمزد برداشت صرافی کوین‌بیس، کارمزد واریز صرافی کراکن و کارمزد معاملاتی کراکن 2 درصد به هزینه‌ها اضافه می‌کنند. مجموع هزینه انجام این معامله به صورت زیر محاسبه می‌شود:  $45,000+ (2%* $45,000) = $45,900 به بیان دیگر این معامله‌گر باید ضرر کرده باشد، زیرا سود بالقوه آن فقط 200 دلار است. معامله‌گران برای آنکه ریسک ضرر بخاطر کارمزدهای گزاف را کم کنند، می‌توانند فعالیت خود را به صرافی‌هایی که کارمزد رقابتی دارند، محدود کنند. آنها همچنین می‌توانند سرمایه خود را در صرافی‌های متعدد واریز کرده و برای بهره‌مندی از اختلاف قیمت‌های بازار سبدهای خود را مجددا سازماندهی کنند. به عنوان مثال فرض کنید شخصی متوجه اختلاف قیمت بیت‌کوین در صرافی کوین‌بیس و کراکن شده و تصمیم می‌گیرد تمام پول خود را وارد کند. این شخص از پیش در کوین‌بیس، تتر و در کراکن 1 بیت‌کوین دارد. بنابراین تمام کاری که باید انجام دهد این است که 1 بیت‌کوین خود را در کراکن 45,200 دلار فروخته و در کوین‌بیس 1 بیت‌کوین به قیمت 45,000 دلار خریداری کند. او در انتهای این معامله همچنان 200 دلار سود خود را کرده، اما کارمزدی بابت واریز و برداشت نپرداخته است. در این روش تنها کارمزدی که شخص بایستی بدان فکر کند، کارمزد معاملات است. البته بهتر است توجه داشته باشید که کارمزد معاملات برای معاملات با حجم بالا نسبتا کم است. زمان‌بندی آربیتراژ ارز دیجیتال یک استراتژی حساس به زمان است. از آنجایی که معامله‌گران زیادی روی یک فرصت آربیتراژ سرمایه‌گذاری می‌کنند، اختلاف قیمت میان دو صرافی کم‌کم از میان می‌رود. بیاید برای نمونه تفاوت سودآوری علی و رضا را که در نتیجه اختلاف در زمان معامله حاصل شده بررسی کنیم. در این سناریو علی اولین نفریست که فرصت آربیتراژ را شناسایی و روی آن سرمایه‌گذاری کرده است. پس از او رضا نیز همین کار را کرده است. زمانی که علی بیت‌کوین را در کوین‌بیس 45,000 دلار می‌خرد و در کراکن 45,020 دلار می‌فروشد، رضا ممکن است نتواند دقیقا روی همین قیمت معامله کند. رضا به دلیل ماهیت رقابتی بازار ممکن است بیت‌کوین را در کوین‌بیس 45,005 دلار خریده و در کراکن 45,015 دلار به فروش برساند. همگرایی قیمت بیت‌کوین در صرافی کوین‌بیس و کراکن تا زمانی که هیچ اختلاف قیمتی میان این دو وجود نداشته باشد ادامه خواهد یافت. در ادامه به بیان فاکتورهایی می‌پردازیم که می‌توانند بر زمان انجام معاملات آربیتراژ ارز دیجیتال تاثیر نامطلوب بگذارند: سرعت تراکنش بلاکچین از آنجایی که ممکن است شما بخواهید معاملات خارج از صرافی انجام دهید، زمان تایید این انتقالات در بلاکچین می‌تواند بر بازده استراتژی معامله آربیتراژتان تاثیر بگذارد. برای مثال تایید تراکنش‌ها در بلاکچین بیت‌کوین 10 دقیقه تا 1 ساعت زمان می‌برد. در این زمان بازار ممکن است کاملا تغییر مسیر دهد. به همین دلیل معامله‌گران آربیتراژ ارز دیجیتال بایستی به بلاکچین‌هایی با سرعت بالا و یا آن‌هایی که احتمال تراکم شبکه ندارند، روی آورند. بررسی‌های مربوط به ضدپولشویی در صرافی‌ها صرافی‌ها معمولا جابجایی مبالغ بالا را مورد بررسی قانون مبارزه با پولشویی (AML) قرار می‌دهند. این بررسی‌ها در برخی موارد ممکن است هفته‌ها طول بکشد. از این رو پیش از آنکه معاملات خارج صرافی انجام دهید، در نظر داشته باشید که صرافی‌ها مایل به انجام بررسی‌های اضافه نیز هستند. آفلاین شدن سرورهای صرافی‌ از دسترس خارج شدن (آفلاین شدن) صرافی‌ها مورد عجیبی نیست. در برخی موارد صرافی‌ها ممکن است حتی برداشت و واریز برخی ارزهای دیجیتال بخصوص را به هر دلیلی محدود کنند. وقتی چنین اتفاقی می‌افتد، احتمال حساب کردن روی فرصت‌های آربیتراژ ارز دیجیتال بلافاصله از بین می‌رود. امنیت از آنجایی که معامله‌گران آربیتراژ باید سرمایه زیادی را در کیف‌پول صرافی‌ها واریز کنند، ممکن است در معرض ریسک‌های امنیتی مانند هک صرافی و اگزیت اسکم (Exit scam) قرار بگیرند. اگزیت اسکم‌ها زمانی اتفاق می‌افتند که یک شرکت فعالیت خود را به طور ناگهانی متوقف کرده و با پول کاربران خود فرار می‌کند. از این رو توصیه می‌شود سریعا از آن‌ها خارج شده و با صرافی‌های شناخته شده کار کنید. نتیجه‌گیری آربیتراژ در تمام بازارهای سرمایه، از سهام گرفته تا اوراق قرضه و به طور کلی، هر جایی که یک کالای مشابه به قیمت‌های مختلف در مکان‌های متفاوت معامله می‌شود، وجود دارد. از آنجایی که رمزارزها، دارایی دیجیتال بوده و به دارایی پشتیبان دیگری متکی نیستند، ارزش‌گذاری آن‌ها سخت‌تر است. قیمت‌گذاری ارزهای دیجیتال، مشابه قیمت‌گذاری‌های معمول سهام و اوراق قرضه را که به عملکرد شرکت، شهر یا کشور بستگی دارند، نیست. رمزارزها پیچیده هستند و استراتژی آربیتراژ می‌تواند حتی پیچیده‌تر از آن هم باشد. اما تمرین کردن آن هیچ ایرادی ندارد و می‌تواند در عین داشتن ریسک بالا، پاداش بیشتر نیز به ارمغان آورد. در این استراتژی نیز مانند هر استراتژی سرمایه‌گذاری دیگر، سرمایه‌گذاران بایستی هنگام بررسی آربیتراژ ارز دیجیتال، خودشان نیز تحقیق‌های لازم را انجام دهند؛ از جمله آنکه به دنبال رمزارزهای مختلف، کمتر شناخته‌شده و نرم‌افزارهای در دسترس برای دنبال کردن قیمت لحظه‌ای در صرافی‌ها بگردند. منبع: coindesk [5] , coincompanion [6] [1] https://blog.valmart.net/%da%a9%d8%b3%d8%a8-%d8%af%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%b1%db%8c%d9%be%d8%aa%d9%88%db%8c%db%8c/ [2] https://blog.valmart.net/%d8%a7%d8%b1%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%ac%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%84-%d8%a8%db%8c%d8%aa-%da%a9%d9%88%db%8c%d9%86-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [3] https://blog.valmart.net/%d9%84%d8%a7%db%8c%d8%aa-%da%a9%d9%88%db%8c%d9%86-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [4] https://blog.valmart.net/%d8%af%da%a9%d8%b3-%db%8c%d8%a7-%d8%b5%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c-%d8%ba%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%aa%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [5] https://www.coindesk.com/learn/crypto-arbitrage-trading-how-to-make-low-risk-gains/ [6] https://coincompanion.io/learn/crypto-arbitrage/

آذر ۱۴۰۰ 7 دقیقه 6