در تحلیلهای تکنیکال برای تحلیل حرکت قیمت یک سهم از نمودارها و اندیکاتورها استفاده میشود. یکی از پرکاربردترین اندیکاتورها میانگینهای متحرک هستند که برای پیشبینی حرکت آینده قیمت از سابقه آن استفاده میکنند. در این مطلب شما را با تفاوتهای موجود میان انواع اندیکاتور میانگین متحرک مانند میانگین متحرک ساده (SMA)، میانگین متحرک نمایی (EMA) و میانگین متحرک وزنی (WMA)، نحوه محاسبه آنها و نحوه کاربرد آنها در معامله آشنا خواهیم کرد. اندیکاتور میانگین متحرک چیست؟ اندیکاتور میانگین متحرک (MA) یک ابزار ساده و در عین حال پرکاربرد برای تحلیل تکنیکال است که پایه و اساس بسیاری از ابزارهای معاملاتی مانند اندیکاتور مکدی [1] و یا اسیلاتور استوکستیک را تشکیل میدهد. این اندیکاتور با ارائه مدام میانگین قیمت بروز، مسیر دسترسی به اطلاعات قیمت را هموار میکند. این میانگین قیمت طی یک دوره زمانی به انتخاب معاملهگر انتخاب شده و میتواند 10 روزه، 20 دقیقهای، 30 هفتهای یا ... باشد. استفاده از اندیکاتور میانگین متحرک در معاملات مزایای مختلفی دارد و این امکان را به شما میدهند که از میان انواع آنها انتخاب کنید. استراتژیهای میانگین متحرک رایج هم هستند و میتوان آنها را با هر تایم فریمی تنظیم کرد. این ویژگی باعث میشود میانگینهای متحرک هم برای سرمایهگذاران بلندمدت و هم معاملهگران کوتاهمدت گزینه مناسبی باشند. چرا از میانگین متحرک استفاده کنیم؟ تا وقتی که با چشمهای خودتان ندیده باشید احتمالا باورش برایتان سخت باشد اما اندیکاتور میانگین متحرک تصویری از سطوح مهم قیمت ارائه میدهد. میانگینهای متحرک چند عدد را دریافت کرده و با ارائه یک نقشه از سابقه قیمت آنها را واقعی میکنند؛ این نقشه از سه بخش اساسی تشکیل شده است: ترند (Trend)، حمایت (support) و مقاومت (resistance). در ادامه نگاه مفصلتری به هر یک از این بخشها میاندازیم. ترندها زمانی که یک سهم را تحلیل میکنیم اولین سوالی که بایستی بپرسیم این است که آیا ترند قیمت در کار است یا خیر. دو نوع ترند (یا روند) داریم: روندهای صعودی (uptrends) و روندهای نزولی (downtrends). روند صعودی - نشاندهنده فشار خرید است که منجر به افزایش قیمتها شده و بطور مرتب سقفها (اسپایک قیمت) و کفهای بالاتر (پولبک قیمت) را رقم میزند.روند نزولی - نشاندهنده فشار فروش است که منجر به کاهش قیمتها و به طور مرتب کفها (ریزش قیمت) و سقفهای (پرش قیمت) پایینتر را رقم میزند. هنگامی که یک سهم در روند خاصی نیست در حالت رنج در نظر گرفته میشود. حالت رنج بر روندهای دیگر مقدم است. با آنکه بسیاری از معاملهگران فصلی میتوانند تنها با نگاه کردن به نمودار سهم خود روندهای قیمتی را ترسیم کنند، روند رنج به داشتن اندیکاتوری دقیق که روند و مولفههای دیگر آن، یعنی حمایت و مقاومت را هم میسنجد کمک میکند. حمایت و مقاومت هنگامی که یک سهم در حال رشد است متوجه خواهید شد که قیمت در هنگام پولبک و پیش از از سر گیری رشد خود تمایل دارد که روی محدودههای خاصی توقف کند. نتیجه تکرار این فرایند سقفها و کفهای بالاتر برای یک سهم است. کفهای بالاتر در واقع پولبکهایی سطحیاند که در آنها قیمت پیش از ادامه روند صعودی خود «توقف میکند». از نظر شما اینکه بتوانید محل این توقفها را پیشبینی کنید عالی نیست؟ این همان کاریست که اندیکاتورهای میانگین متحرک اغلب انجام میدهند. اندیکاتور میانگین متحرک هنگامی که یک روند صعودی پیش از افزایش به سقفهای جدید پولبک را تجربه کند سطح حمایت را اندازهگیری میکند. به خاطر داشته باشید که روندهای نزولی برعکس روندهای صعودی هستند. این یعنی حمایت در روندهای نزولی سطح مقاومت در صعودهاست زیرا سهم کفها و سقفهای پایینتری رقم زده و نتیجه ریزش قیمتهاست. لازم است اشاره کنیم که هیچ اندیکاتور تکنیکالی قطعی نیست. با آنکه گرایش سهمها به یافتن حمایت و مقاومت روی میانگینهای متحرک مهم است، ممکن است به سوی بالا یا پایین این خط ها نیز حرکت کنند (که ممکن است نشاندهنده یک بازگشت روند بالقوه باشد). انواع میانگین متحرک سه نوع اندیکاتور میانگین متحرک داریم: میانگین متحرک ساده (SMA)، میانگین متحرک نمایی (EMA) و میانگین متحرک وزنی (WMA). اصلاحات بسیاری روی انواع این اندیکاتورها صورت گرفته تا شکلهای دیگری از میانگینهای متحرک را از آن مشتق کنند. هر یک از این اندیکاتورهای میانگین متحرک برای معاملهگران کاربردی بوده و با اولویتهای معاملهگران حقیقی سازگارند. بهترین گزینه برای آشنایی با اندیکاتور میانگین متحرک آن است که با میانگین متحرک ساده شروع کنید. گاهی اوقات بهترین گزینه، گزینه سادهتر است. احتمال آنکه اندیکاتورهای میانگین متحرک رایج نیز به شکل حمایت و مقاومت عمل کنند بیشتر است، چرا که معاملهگران و سرمایهگذاران سهام را در این سطوح انباشت یا توزیع میکنند. میانگین متحرک ساده پرکاربردترین اندیکاتور میانگین متحرک، میانگین متحرک ساده نام دارد. این اندیکاتور مجموع معاملات در یک دوره زمانی را دریافت کرده و میانگین قیمت آن دوره را محاسبه میکند. این دوره با ترتیب زمانی نشان داده میشود. برای مثال یک میانگین متحرک با دوره 200، میانگین 200 قیمت پایانی قبل را نشان میدهد. یک میانگین متحرک با دوره 200 هم که در تایمفریم 5 دقیقهای تنظیم شده، نشاندهنده متوسط قیمت پایانی 200 کندل (Candle) 5 دقیقهایست. اندیکاتور میانگین متحرک ساده را (مانند هر اندیکاتور میانگین متحرک دیگری) میتوان روی هر بازه زمانی (timeframe) تنظیم کرد. میانگین متحرک وزنی اندیکاتور میانگین متحرک وزنی یا WMA وزن بیشتری به دورههای قبلی میدهد اما نه به صورت نمایی؛ این ویژگی باعث میشود که این اندیکاتور نسبت به خط EMA کمی کندتر اما نسبت به خط SMA سریعتر باشد. در این محاسبات دوره ابتدایی کمترین وزن، دوره میانی وزنی متوسط و در نهایت دوره پایانی دو برابر دوره میانی وزن دارد. هرچه یک دوره متاخرتر باشد وزن بیشتری در محاسبات دارد. میانگین متحرک وزنی در معاملات سنتی به عنوان یک اندیکاتور کوتاهمدت قویتر از SMA بوده و نتیجه متغیرتری ارائه میدهد که برای معاملهگران کوتاهمدت یا متوسط کارکرد بهتری دارد. میانگین متحرک نمایی اندیکاتور میانگین متحرک نمایی یک میانگین متحرک «وزنی» است که وزن و ارزش بیشتری به معاملات اخیر یا قیمتهایی که به انتهای دوره نزدیکترند میدهد. تئوری پشت این محاسبه نیز این است که جدیدترین معاملات، شاخص بهتری برای نشان دادن فشار خرید یا فروش هستند و از این رو وزن بیشتری میگیرند. نحوه استفاده از میانگینهای متحرک همانطور که پیشتر گفته شد، از اندیکاتورهای میانگین متحرک میتوان برای تشخیص روندها و سطوح قیمتی مهم (حمایت و مقاومت) استفاده کرد. در ادامه این بخش به توضیح برخی استراتژیها که میتوانید آنها را در معاملاتتان اعمال کنید خواهیم پرداخت. استراتژی 1: ترند (روند) اندیکاتور میانگین متحرک دید سریعی از روند به شما میدهد. ما با تحلیل مسیر اندیکاتور میانگین متحرک به راحتی میتوانیم سقفهای جدید قیمت را ببینیم. همچنین راس اندیکاتور، انتهای خارجی آن، مسیر احتمالی آینده را نشان میدهد. معاملهگران ترند عموما زمانی که قیمت به میانگینهای متحرک قابلملاحظهای میرسد شروع به انباشت میکنند. منظور از «قابل ملاحظه» در اینجا مواردی هستند که بیشترین اطلاعات را در خود دارند، برای مثال 100 MA یا 200 MA که خیلی کم مشاهده میشوند. استراتژی 2: ترکیب میانگینهای متحرک بسیاری از افراد دوست دارند میانگینهای متحرک متعددی را در یک نمودار داشته باشند. این کار باعث میشود از مزیت مشاهده روند طولانیمدت و کوتاهمدت بهطور همزمان بهرهمند شوید. به کارگیری هر تعداد از این میانگینها ممکن است، میتوانید از 2 تا 3 MA و حتی یک دسته کامل از اندیکاتورهای میانگین متحرک را در نمودار خود داشته باشید. تا زمانی که اطلاعات موجود را درک میکنید میتوانید سیگنالها را از آن خوانده و درباره نحوه معامله خود در بازار تصمیم بگیرید. یکی از معنادارترین سیگنالهایی که میتوانید آن را معامله کنید میانگین متحرک سهگانه متقاطع (triple moving average Crossover) است. استراتژی 3: تقاطعها (Crossovers) کراساور یا تقاطع میانگین متحرک زمانی اتفاق میافتد که میانگین متحرک جلوتر (بازه زمانی کوتاهتر) میانگین متحرک عقبتر (بازه زمانی بلندتر) را قطع میکند. اگر تقاطع به سوی بالا باشد بریک اوت (Breakout) و اگر به سوی پایین باشد به آن بریک دان (Breakdown) میگوییم. مهمترین تقاطعهایی که معاملهگران رصد میکنند تقاطعهای 50 MA، 100 MA و 200 MA هستند. معاملهگران معمولا استراتژی تقاطع میانگین متحرک خود را بر اساس ترکیب این سه MA میسازند. تقاطع مثبتی که از میانگین متحرکهای بالا تشکیل شود تقاطع طلایی (Golden Cross) نامیده میشود.تقاطع منفیای که از میانگین متحرکهای بالا شکل بگیر تقاطع مرگ (Death Cross) نام دارد. تقاطع معمولا زمانی اتفاق میافتد که فروش یا خرید پایان یافته و بازار در حال بازگشت است. این استراتژی اندیکاتوری عالی برای مشاهده پتانسیل بازگشت روند است. به عنوان مثال اگر میانگین متحرک 50 روزه یک سهم میانگین متحرک 200 روزه آن را به سمت بالا قطع کند این تقاطع نشاندهنده یک ممنتوم گاوی کوتاهمدت برای قیمت بوده و میتواند نقطه ورود خوبی برای یک معامله لانگ بهشمار آید. این تقاطع نشان میدهد سرعت سهم در 50 روز گذشته نسبت به 200 روز گذشته بیشتر بوده است. اگر میانگین متحرک 50 روزه میانگین متحرک 200 روزه را به پایین قطع کند، شاهد تقاطعی خرسی خواهیم بود که میتواند نقطه ورود خوبی برای معامله شورت باشد. استراتژی 4: نقاط ورود (Entries) و خروج (Exits) از اندیکاتور میانگین متحرک میتوان برای اصلاح نقاط ورود و خروج نیز استفاده کرد. اگر میخواهید روند بازار را متوجه شوید، میتوانید یک سهم را در فاصله پولبک تا یک میانگین متحرک مهم خریداری کنید (با فرض اینکه نقطه میانگین به عنوان حمایت عمل میکند). برای مثال اگر سهمی در یک روند صعودی کوتاهمدت بالای اندیکاتور میانگین متحرک ساده 50 روزه بوده است، شما میتوانید زمانی که قیمت کاهش یافته و میانگین خود را به عنوان حمایت تست میکند وارد شوید. اگر به دنبال بازگشت روندها هستید میتوانید زمانی را که یک سهم به بالا یا پایین یک اندیکاتور میانگین متحرک مهم شکسته میشود نقطه ورود بهشمار آورید. به عنوان مثال اگر سهمی بیش از یکسال بالای میانگین متحرک 50 روزه خود معامله شده است میتوانید وقتی که آن سهم زیر میانگین متحرک 50 روزهاش بسته شد، نقطه ورود برای پوزیشن فروش (short) در نظر بگیرید. به همین ترتیب اگر در همان زمان در پوزیشن خرید (long) هستید، میتوانید آن را نقطه خروج در نظر بگیرید. استفاده از میانگینهای متحرک به عنوان اندیکاتوری برای نشان دادن محل حد ضرر (Stop Loss) کار نسبتا سادهایست. این اندیکاتور همچنین ابزاری عالی برای پیدا کردن محلیست که میتوانید سفارش خرید خود را ثبت کنید. چطور میانگین متحرک خود را انتخاب کنیم؟ وقتی پای اندیکاتور میانگین متحرک به میان بیاید هر تریدری اولویتهای خاص خودش را دارد. در ادامه به بیان نکاتی میپردازیم که برای انتخاب میانگین متحرک در نمودارهایتان بایستی بدان توجه کنید. محاسبات خود را پیچیده نکنید هدف اندیکاتور میانگین متحرک هموار کردن حرکت قیمت است. اگر نمودار خود را با میانگینهای متحرک متعدد پر کنید این اندیکاتورها ضد و نقیض خواهند شد. تعدادی میانگین متحرک مختلف را امتحان کنید تا بفهمید کدام یک به شما کمک میکند تصمیمات بهتری بگیرید. روی سبک معاملاتی خودتان متمرکز شوید معاملهگران بایستی از میانگین متحرکهایی استفاده کنند که بیشترین ارتباط را با استراتژیهایشان دارد. برای مثال معاملهگران سوئینگ (Swing Traders) ممکن است اندیکاتور میانگین متحرک را در نمودارهای ساعتی استفاده کنند، درحالی که معاملهگران روزانه (Day Traders) به میانگینهای روزانه کوتاهمدت (مثلا EMA 7 روزه) اتکا میکنند. دوبارهکاری نکنید تاثیرگذاری اندیکاتور میانگین متحرک را میتوان تا حدی به «معطوف به مقصود» بودن آنها نسبت داد. مثلا معاملهگران روزانه مایلند به VWAP (یک میانگین متحرک حجمی وزنی) توجه کنند، از این رو رفتار خرید ممکن است حول این میانگین تحت تاثیر قرار بگیرد. به همین ترتیب بسیاری از معاملهگران نیز برای تشخیص سطوح حمایت و مقاومت طولانیمدت به میانگین متحرکهای 200 و 50 روزه توجه دارند. اثربخشی این میانگینهای متحرک به عنوان سطوح قیمتی مهم ممکن است تا حدی به این واقعیت بستگی داشته باشد که بسیاری از معاملهگران آنها را رصد میکنند. رصد میانگینهای متحرکی که دیگر معاملهگران نیر در حال مشاهده آن هستند ارزشهای زیادی دارد. با آنکه از لحاظ تئوری یک میانگین متحرک 40 روزه از نظر هموارسازی افت و خیزهای قیمت ممکن است به اندازه میانگین متحرک 50 روزه مناسب باشد، اندیکاتور 50 روزه محبوبتر است و احتمال آنکه در تعیین سطوح کلیدی قیمت بتواند کمک بهتری بکند بیشتر است. معایب اندیکاتور میانگین متحرک میانگینهای متحرک بر اساس اطلاعات تاریخی محاسبه میشوند و در محاسبات هیچ چیز ماهیتی قابل پیشبینی ندارد. از این رو نتایج استفاده از اندیکاتور میانگین متحرک میتواند تصادفی باشد. در مواقعی بازار به حمایت/مقاومتها و سیگنالهای معاملاتی تعیینشده توسط MA احترام میگذارد و در مواقع دیگر اصلا طبق آنها پیش نمیرود. یکی از مشکلات بزرگ آن است که اگر حرکات قیمت پرنوسان شوند ممکن است قیمت جلو و عقب رفته و خطوط بازگشت روند یا سیگنالهای معاملاتی متعدد بسازد. زمانی که چنین اتفاقی میافتد بهترین کار این است که کاری نکنید یا از اندیکاتور دیگری استفاده کنید که به شناسایی روند کمک کند. همین اتفاق ممکن است در تقاطعهای MA نیز بیافتد؛ وقتی میانگینهای متحرک برای مدتی در شرایطی پیچیده گیر کنند، ضررهای متعددی را در معاملات موجب خواهند شد. اندیکاتور میانگین متحرک در شرایطی که روند کاملا مشخص است خوب عمل میکنند اما عملکرد آنها در شرایط رنج یا پرنوسان ضعیف میشود. شما با اصلاح بازه زمانی خود میتوانید این مشکل را به طور موقت حل کنید. گرچه این مشکلات میتوانند صرف نظر از بازه زمانی که انتخاب میکنید وجود داشته باشند. اگر علاقهمند به آشنایی با سایر اندیکاتورها هستید، پیشنهاد میکنیم راهنمای جامع اندیکاتور RSI [2] را مطالعه کنید. نتیجهگیری اندیکاتور میانگین متحرک با هموار کردن نوسانهای قیمت اطلاعات آن را ساده کرده و یک خط هموار یجاد میکند. این کار مشاهده روند را سادهتر میکند. میانگین متحرکهای نمایی نسبت به میانگین متحرکهای ساده سریعتر به تغییرات قیمت واکنش نشان میدهند. این ویژگی در برخی موارد خوب است اما در برخی دیگر ممکن است سبب ایجاد سیگنال غلط شود. میانگین متحرکهایی که دوره زمانی آنها کوتاهتر است (مثلا 20 روز) نیز نسبت به آنهایی که دوره طولانیتری دارند (مثلا 200 روز) سریعتر به تغییرات قیمت واکنش نشان میدهند. تقاطعهای میانگین متحرک استراتژی محبوبی برای نقاط ورود و خروج هستند. اندیکاتور میانگین متحرک همچنین میتواند مناطق بالقوه حمایت یا مقاومت را نیز مشخص کند. با آنکه ممکن است این کار بیشتر پیشبینی بنظر بیاید اما اندیکاتور میانگین متحرک همیشه بر اساس اطلاعات تاریخی بوده و تنها قیمت میانگین را در یک بازه زمانی مشخص نشان میدهند. منبع: investopedia [3] , centerpointsecurities [4] , goodcrypto [5] [1] https://blog.valmart.net/%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%da%a9%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1-macd-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [2] https://blog.valmart.net/%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84-%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%da%a9%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1-rsi/ [3] https://www.investopedia.com/articles/active-trading/052014/how-use-moving-average-buy-stocks.asp [4] https://centerpointsecurities.com/moving-averages/ [5] https://goodcrypto.app/moving-averages-sma-ema-wma-a-complete-guide-for-traders-explained-by-good-crypto/
سرمایهگذاران بازار سهام همیشه در تلاشند تا در بازار برنده شوند و یکی از راههای معمول آن به کار بستن معیارهای اقتصادی پیش از اقدام به خرید سهمهاییست که دوست دارند. اندیکاتور شاخص قدرت نسبی یا همان RSI یکی از موثرترین معیارهای ارزیابی در بازار است و به دلیل ارائه سیگنالهای درست، باعث شده معاملگران علاقه زیادی به آن نشان بدهند. اندیکاتور RSI در حقیقت راهی عالی برای ارزیابی پتانسیل یک سهم است و هرچه بهتر نحوه کار آن را درک کنید، بیشتر میتوانید از این ابزار بهره ببرید. RSI چیست؟ اندیکاتور RSI یک اسیلاتور ممنتوم (momentum oscillator) است که برای اندازهگیری سرعت و تغییر جهت حرکت قیمت استفاده میشود. در اصل زمانی که RSI ترسیم میشود، ابزاری دیداری برای کنترل قوت و ضعف فعلی و قبلی بازار را فراهم میآورد. نقاط ضعیف یا قوی بر اساس قیمتهای بسته شده طی یک بازه معاملاتی مشخص شده و این چنین یک معیار قابلاعتماد از تغییرات قیمت و ممنتوم ایجاد میکنند. با در نظر گرفتن ابزارهای مالی مانند شاخصهای سهام و محصولات مالی لوریج شده (کل حوزه مشتقات)، RSI ثابت کرده است که اندیکاتور کارآمدی برای بررسی روند قیمت است. تاریخچه جونیور ولز وایلدر (J.Welles Wilder Jr) خالق اندیکاتور RSI است. وایلدر که در ابتدا مکانیک ناوگان دریایی بود بعدها به عنوان یک مهندس مکانیک مشغول به کار شد. او پس چند سال فعالیت در حوزه معاملهگری،تلاش خود را به مطالعه درباره تحلیل تکنیکال منعطف کرد. وایلدر در سال 1978 کتاب «مفاهیم جدید سیستم معامله تکنیکال» را منتشر کرد. این کتاب، اسیلاتور ممنتوم جدید وی که با نام شاخص قدرت نسبی یا همان RSI شناخته میشود را شامل میشد. RSI تا به امروز نسبتا محبوب مانده و در حال حاضر یکی از ابزارهای اصلی و مهمیست که توسط تحلیلگران تکنیکال سراسر دنیا استفاده میشود. پس از وایلدر برخی از افراد خبره در جهت اصلاح و بهینهسازی RSI اقداماتی انجام دادند. یکی از نمونههای قابلتوجه این افراد اندرو کادول (Andrew Cardwell) است که از RSI برای تایید روند استفاده کرد. اسیلاتور چیست؟ برای آنکه RSI را درست بفهمید، باید ابتدا با مفهوم اسیلاتور و نحوه کار آن آشنا شوید. اسیلاتور در دنیای بازار سهام یک معیار بررسی تحلیل تکنیکال است که عملکرد یک سهم را میان دو نقطه حداکثری (برای مثال نقاط سقف و کف) مورد بررسی قرار میدهد. ایده در پس این کار، تمرکز در یک اندیکاتور روند بر اساس مدل اسیلاتور و تعیین موقعیتهای ایدهآل برای خرید سهم است. در اندیکاتور RSI، اسیلاتور در ناحیه بین 1 و 100 بوده و معمولا طی بازهای دوهفتهای، با درنظرگیری سطوح بالا (70) و پایین (30) در یک معادله اندازهگیری میشود (بازههای معاملاتی بین 20 و 80، یا 10 و 90 نیز متداولند). هرچه اسیلاتور به سوی 100 برود، اطلاعات حاصل به سرمایهگذار میگویند که این سهم در حالت «اشباع خرید» (overbought) قرار دارد. برعکس، هرچه این نوسانگر به سوی صفر میل کند به این معنیست که سهم احتمالا در حالت «اشباع فروش» (oversold) است. مدل اسیلاتور به طور خاص، زمانی که قیمت یک سهم به طور نامنسجم در ناحیهای کوچک در نوسان است، برای تحلیلگران کاربرد دارد. هنگامی که یک سهم عموما در حالت رنج معامله میشود، تعیین روند معامله در اوراق بهادار به کار سختتری بدل میگردد و لازم است از اسیلاتورهای به اصطلاح تصادفی، مانند اندیکاتور RSI به عنوان یک اندیکاتور عملکرد سهم دقیقتر استفاده کرد. فرمول RSI محاسبه اندیکاتور RSI در دو مرحله صورت میگیرد و با فرمول زیر آغاز میشود: RSI = 100 – [100 / (1+ میانگین ضرر/میانگین سود)] میانگین سود یا ضرری که در این رابطه آورده شده، میانگین درصد سود یا ضرر در یک بازه مشخص است. همچنین لازم به ذکر است که در رابطه فوق، میانگین ضرر مثبت در نظر گرفته میشود. در حالت استاندارد، محاسبه مقدار اولیه RSI در یک بازه 14 روزه انجام میشود. برای مثال تصور کنید قیمت بازار در 7 روز از 14 روز گذشته، با میانگین سود 1% و بقیه روزها با میانگین ضرر 0.8% بسته شده است. محاسبه قسمت اول RSI آن به صورت زیر خواهد بود: RSI = 100 – [100 / (1+(0.01/0.008)] = 55.5 زمانی که اطلاعات 14 روزه در دسترس موجود باشد، میتوان بخش دوم فرمول RSI را به صورت زیر محاسبه کرد: RSI = 100 – [100 / (1+(میانگین سود X 13 + سود فعلی) / ( میانگین ضرر X 13 + ضرر فعلی)] نحوه محاسبه RSI با استفاده از فرمولهای قبلی میتوان RSI را محاسبه کرد؛ جایی که پس از آن میتوان خط اندیکاتور RSI را زیر نمودار قیمت رسم کرد. با افزایش تعداد و اندازه بسته شدن کندل صعودی RSI نیز رشد خواهد کرد و با افزایش تعداد و کاهش اندازه بسته شدن کندل نزولی نیز کاهش مییابد. بخش دوم محاسبات دستیابی به نتیجه را هموار میکند، بنابراین اندیکاتور RSI در یک بازار پر فراز و فرود نزدیک به 100 یا 0 نوسان خواهد کرد. در نمودار بالا میتوان دید در حالی که سهم روندی صعودی دارد، اندیکاتور RSI میتواند بازههای گستردهای را در محدوده «اشباع خرید» نشان دهد. همچنین این اندیکاتور ممکن است زمانی هنگامی که سهمی در روند نزولی به سر میبرد مدت زیادی را در محدوده «اشباع فروش» باشد. این موضوع ممکن است تحلیلگران جدید را سردرگم کند اما یادگیری استفاده از این اندیکاتور در محدوده روند غالب میتواند در روشن کردن این ابهامات موثر باشد. پارامترهای مهم هنگام استفاده از RSI اشباع خرید/فروش (Overbought/Oversold) در RSI دو طیف وجود دارد که کاربردی و ارزشمند بهشمار میآیند. طبق گفته وایلدر، هر عددی بالای 70 بایستی اشباع خرید و هر عددی زیر 30 باید اشباع فروش در نظر گرفته شود. هنگامی که تقاضا برای یک سهم یا دیگر ابزارهای سرمایهگذاری سبب افزایش شمار خریداران نسبت به فروشندگانی میشود که در حال معامله آن هستند، آن سهم «اشباع خرید» محسوب میشود. این حالت اغلب سبب افزایش قیمت سهم میگردد. هدف از بهکارگیری RSI آن است که سهامداران بدانند سهمی که دارند چه زمانی بیش از حد خرید شده و احتمالا بخواهند سود خود را بسته و پیش از خرسی شدن احساسات و کاهش تقاضا سهم را بفروشند. RSI اندیکاتور خوبی برای نشان دادن زمان حدودی فروش در سناریو بازاری با تقاضای بالاست. در مقابل زمانی که تقاضا برای سهمی پایین بیاید، مقدار فروش بالا میرود. این کاهش تقاضا ممکن است به دلیل اخبار بد درخصوص عرضه عمومی شرکت مادر یا تاثیرات بد روند اقتصاد یا صنعت بر عملکرد مالی آن شرکت اتفاق بیافتد. اگر قیمت یک سهم بدون هیچ دلیل مشخصی کاهش یابد، RSI در تعیین نقطه حدودی اشباع فروش نامعتبر بوده و فرصت خرید خوب را نشان میدهد. واگرایی (Divergence) واگرایی اندیکاتور RSI زمانی اتفاق میافتد که میان آنچه عملکرد قیمت نشان میدهد و چیزی که RSI میگوید تفاوت وجود دارد. این تفاوتها را میتوان به بازگشت زودهنگام نیز تعبیر کرد. به طور خاص دو نوع واگرایی وجود دارد: خرسی و گاوی (نزولی و صعودی). واگرایی گاوی RSI – زمانی که قیمت کاهش جدیدی را ثبت میکند اما اندیکاتور RSI عدد کاهش را بالاتر نشان میدهد.واگرایی خرسی RSI – زمای که قیمت افزایش جدیدی را ثبت میکند اما اندیکاتور RSI عدد کمتری را نمایش میدهد. وایلدر معتقد بود واگرایی خرسی، فرصت فروش و واگرایی گاوی، فرصت خرید ایجاد میکند. همانطور که در نمودار زیر میتوان دید، زمانی که نمودار قیمت کف پایینتر و RSI کف بالاتری را ثبت کرده، واگرایی گاوی شناسایی شده است. این مورد سیگنال معتبریست اما زمانی که یک سهم در یک روند طولانیمدت پایدار قرار دارد، احتمال یافتن واگراییها بسیار کم است. استفاده از ناحیه اشباع خرید یا فروش منعطف، به یافتن سیگنالهای بالقوه بیشتر کمک خواهد کرد. نوسان شکست (Failure Swing) نوسانات شکست یکی دیگر از اتفاقاتی هستند که به عقیده وایلدر احتمال بازگشت قیمت را افزایش میدهند. یکی از مواردی که بایستی درباره نوسانات شکست در ذهن داشت آن است که این نوسانها کاملا مستقل از قیمت بوده و تنها به اندیکاتور RSI وابستهاند. نوسانات شکست شامل چهار مرحلهاند که گاوی (فرصت خرید) یا خرسی (فرصت فروش) درنظر گرفته میشوند. نوسان شکست گاوی RSI به زیر 30 کاهش یابد (که اشباع فروش محسوب میشود)RSI به بالای 30 باز گردد.RSI کاهش یافته اما بالای 30 باقی بماند (بالای سطح اشباع فروش)RSI از سطح بالای پیشین خود بالاتر رود. همانطور که میتوانید در نمودار زیر ببینید، اندیکاتور RSI به اشباع فروش رسیده، از 30% بالاتر رفته و شکست کف را شکل داده که در زمان صعود آن به بالا محرک سیگنال بوده است. استفاده اینچنینی از اندیکاتور RSI بسیار شبیه ترسیم خطوط روند روی یک نمودار قیمت است. نوسان شکست خرسی RSI به بالای 70 افزایش پیدا کند (که اشباع خرید محسوب میشود)RSI به زیر 70 کاهش یابدRSI به آرامی افزایش مییابد اما زیر 70 باقی باند (زیر سطح اشباع خرید)RSI از سطح کف پیشین خود پایینتر آید. نمودار زیر سیگنال نوسان شکست خرسی را نشان میدهد. این سیگنال مانند اکثر تکنیکهای معاملاتی زمانی قابل اعتماد خواهد بود که با روند غالب طولانیمدت مطابقت داشته باشد. احتمال خطای سیگنالهای خرسی در روندهای نزولی کمتر است. تایید روند کادول البته که هیچ اندیکاتوری سحرآمیز نیست و تقریبا هیچ چیز را نمیتوان همانقدر ساده که بنظر میآید تصور کرد. اندرو کادول، که پیشتر در همین مطلب از او نام بردیم، یکی از آن دانشآموزانی بود که توضیحات وایلدر درباره اندیکاتور RSI را فرا گرفت و بر اساس آنها کار دیگری کرد. اقدامات کادول با RSI سبب شد اندیکاتور RSI نه فقط ابزاری برای پیشبینی بازگشت روندها، که ابزاری برای تایید روندها نیز باشد. روندهای صعودی/نزولی کادول در مطالعه ایدههای واگرایی وایلدر مشاهدات هوشمندانهای داشت. او معتقد بود: واگرایی گاوی تنها در روند خرسی رخ میدهد.واگرایی خرسی تنها در روند گاوی رخ میدهد.واگرایی گاوی و خرسی در کنار هم معمولا سبب یک اصلاح قیمت جزئی میشوند نه بازگشت روند واقعی. این بدان معناست که واگرایی در اصل بایستی به عنوان روشی برای تایید روندها مورد استفاده شود و لزوما راهی برای پیشبینی بازگشت آنها نیست. بازگشت روند کادول همچنین بازگشت روند مثبت و منفی را هم کشف کرد. بازگشت روند مثبت و منفی اساسا نقطه مقابل واگرایی هستند. بازگشت روند مثبت زمانی رخ میدهد که قیمت، کف بالاتر و اندیکاتور RSI کف پایینتری را نشان میدهد. دراین حالت روند قیمت افزایشی است. بازگشت روند مثبت تنها در روند گاوی اتفاق میافتد.بازگشت روند منفی زمانی رخ میدهد که قیمت، سقف پایینتر و اندیکاتور ،RSI سقف بالاتری را نشان میدهد. در این حالت روند قیمت کاهشی است. بازگشت روند منفی تنها در روند خرسی اتفاق میافتد. بازگشتهای مثبت و منفی را میتوان در مواردی که قیمت نسبت به ممنتوم عملکرد بهتری دارد خلاصه کرد. از سوی دیگر، از آنجایی که بازگشتهای مثبت و منفی تنها در روندهای خاصی رخ میدهند میتوان از آنها به عنوان ابزار دیگری برای تایید روند استفاده کرد. نکات مهم برای استفاده از اندیکاتور RSI هنگامی که محاسبات RSI را وارد استراتژیهای معاملاتی خود کردید، به نکات زیر توجه داشته باشید: تایم فریم خود را محدود نکنید معاملهگران و سرمایهگذارها معمولا از RSI به شکل دورههای 14 تایی استفاده میکنند، اما هیچ دلیلی ندارد که دوره زمانی (Time Frame) خود را بر اساس نیازهای سبدتان کوتاهتر یا بلندتر در نظر نگیرید. به طور کلی باید بدانید که هرچه دوره زمانی شما کوتاهتر باشد، محاسبات حساستر بوده و احتمال آنکه قربانی محاسبات غیردقیق اندیکاتور RSI شوید، بالاتر است. فقط از یک اندیکاتور استفاده نکنید طبق مطلوبترین سناریو معاملاتی، تصمیم به خرید یا فروش بر اساس محاسبات اندیکاتور RSI صرف، اصلا توصیه نمیشود. برای تحلیل نمودار قیمت، حتما از چند اندیکاتور و الگو استفاده کنید و همچنین در جریان اخبار پیرامون بازار معاملاتی باشید . پیشنهاد میشود راهنمای کامل اندیکاتورهای میانگین متحرک [1] را مطالعه کنید. مزایا و معایب اندیکاتور RSI مزایای RSI اندیکاتور RSI یکی از کارامدترین ابزارها برای بررسی بازار به شمار میآید. در ادامه به شرح برخی از برجستهترین مزیتهای RSI میپردازیم. پیادهسازی سریع: محاسبه یا تنظیم اندیکاتور شاخص قدرت نسبی سریع صورت میگیرد. با وجود الگوی نسبتا جامع اندیکاتور RSI، هر معاملهگری میتواند اطلاعات لازم را به راحتی کسب کند. براوردهای خودکاری که توسط صرافیها انجام میشود همچنان منطبق با RSI هستند.ارزیابی ممنتوم: اندیکاتور RSI کمک میکند تا محلی را که یک دارایی سرعت خود را از دست داده است شناسایی کنیم. این اندیکاتور ما را در تعیین محل ممنتوم از دست رفته و سطوح کلیدی بازگشت روند یاری میکند.در برگرفتن احساسات بازار: اندیکاتور RSI بهترین ابزار برای گزارش حالت بازار است. پیشبینیهای تکنیکال از طریق این اندیکاتور شکل مختصرتری به خود گرفته و از همین رو سیگنالهای کاربردی برای معاملات ارائه میدهند. معایب RSI اندیکاتور RSI هم مانند برخی دیگر از ابزارهایی که از آنها برای ارزیابی بازار مالی استفاده میشود نمیتواند کاملا دقیق باشد. اگر بخواهیم خیلی دقیق بگوییم، هیچ ابزاری نمیتواند گزارش کاملی از حرکات بازار بدهد. از همین رو برخی از معایب اندیکاتور RSI را در ادامه لیست کردهایم. احتمال پیشبینی غلط بازار: به دلیل پیچیدگی نواحی اشباع خرید و فروش، وجود اطلاعات غلط اجتنابناپذیر است. مخصوصا زمانی که در میانه بازار خرسی و گاوی هستیم، رسیدن اندیکاتور به 90 یا سقوط آن به 10 زمینهساز این مسئله است.از دست دادن اعتبار در خط میانی 50: سرمایهگذاران ممکن است وقتی RSI یک دارایی بین 60 و 40 است سردرگم شوند. در شرایط عادی، اندیکاتور RSI ممکن است وقتی ممنتوم واقعی نامعلوم است، تثبیت دهد. نتیجهگیری اندیکاتور RSI هنگام ورود به بازار معیار کارامدیست، گرچه در استفاده از آن اجباری نیست. اگر معاملهگری هستید که پیش از تصمیم به معامله داراییهای دیجیتال، به تحلیلهای تکنیکال توجه میکنید باید به خوبی از این اندیکاتور بهره ببرید. با این وجود RSI یک اندیکاتور کاملا دقیق نیست. بازار مالی سراسر گمانهزنیست، از این رو نمیتوان حرکات قیمت را تنها با یک اندیکاتور تشخیص داد. شما میتوانید در کنار RSI از اندیکاتورهای کاربردی دیگر نیز استفاده کنید. منبع: tradingview [2] , thestreet [3] , investopedia [4] [1] https://blog.valmart.net/%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%da%a9%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d9%81%db%8c%d8%a8%d9%88%d9%86%d8%a7%da%86%db%8c-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [2] https://www.tradingview.com/scripts/relativestrengthindex/?solution=43000502338 [3] https://www.thestreet.com/investing/what-is-rsi-14758562 [4] https://www.investopedia.com/terms/r/rsi.asp
ابزارها و روشهای تجزیه و تحلیل فنی یا به اصطلاح تکنیکال (TA) زیادی وجود دارند که تریدرها (معاملهگران) به وسیله آنها میتوانند قیمتهای آینده را پیش بینی کنند. اندیکاتور فیبوناچی اصلاحی (Fib retracement)، شاخص معروفی است و اکثر تریدرها از آن در بازارهای فارکس، سهام و بازار ارزهای دیجیتال [1] استفاده میکنند. فیبوناچی اصلاحی بر اساس توالی اعداد است که حدود ۷۰۰ سال پیش، توسط ریاضیدانی به نام لئوناردو فیبوناچی (Leonardo Fibonacci) کشف شد. در ادامه با ما همراه باشید تا به بررسی نحوه استفاده از این ابزار مهم بپردازیم. اندیکاتور فیبوناچی اصلاحی چیست؟ فیبوناچی اصلاحی، یک اندیکاتور فنی برای تعیین نواحی مقاومت و حمایت در یک نمودار مورد استفاده قرار میگیرد. فیبوناچی اصلاحی مشتق شده از رشته اعدادی است که در قرن سیزدهم کشف شد. ارتباطات خاص ریاضی که بین اعداد در این توالی وجود دارد، نسبتهایی را ایجاد میکند که میتوان بر روی نمودار رسم کرد. این نسبتها به صورت زیر میباشد: 0 درصد23.6 درصد38.2 درصد61.8 درصد78.6 درصد100 درصد اگرچه 50 درصد نسبتهای فیبوناچی در جمله نیست، اما بسیاری از تریدرها از آن به عنوان یک نقطه میانی استفاده میکنند. همچنین ممکن است از نسبتهای خارج از محدوده 0 تا 100 نیز استفاده کنند که میتوان به 161.8 درصد، 261.8 درصد یا 423.6 درصد اشاره کرد. در ادامه دربارهی چگونگی استفاده تریدرها از این درصدها بحث خواهیم کرد. همچنین این نسبتهای روی نمودار، ممکن است با سطوح برجستهای در بازار ارتباط داشته باشند. معمولا تحلیلگران از فیبوناچی اصلاحی برای شناسایی نقاط حساسی مانند نقاط حمایت، مقاومت، ورود و خروج استفاده میکنند. روش محاسبه اندیکاتور فیبوناچی دنبالهای از اعداد را که با اعداد صفر و یک شروع میشود، ایجاد میکنیم. سپس برای محاسبه عدد بعدی، دو عدد قبلی را جمع میکنیم. با ادامهی این کار به یک دنبالهای از اعداد میرسیم که فیبوناچی نام دارد: 0، 1، 1، 2، 3، 5، 8، 13، 21، 34، 55، 89، 144، 233، 377 به جز چند عدد اول در این دنباله، در مورد اعداد بعدی همواره این ارتباط وجود دارد که اگر عدد قبلی بر عدد بعدی تقسیم شود، نسبتی تقریبا برابر 0.618 و اگر هر عدد بر عدد بعد از عدد بعدی خود تقسیم شود، نسبتی تقریبا برابر 0.382 بدست خواهد آمد. همهی نسبتها در اندیکاتور فیبوناچی اصلاحی (به جز 50 درصد) از این روش به دست آمدهاند. نسبت طلایی نسبت طلایی (0.618 درصد یا 1.618 درصد) یک نسبت ریاضی است که از اعداد فیبوناچی نشات میگیرد. اما شاید باعث ایجاد سوال شود که دلیل اهمیت این اعداد چیست؟ نسبت طلایی در بسیاری از پدیدههای طبیعت نظیر اتمها، ستارهها، کهکشانها و حتی زنبورهای عسل وجود دارد. هنرمندان، طراحان و مهندسان از این نسبتها برای ایجاد ترکیبهایی مطلوب و زیبا استفاده میکنند. اهرام مصر و مونا لیزای مشهور داوینچی مجموعهای هستند که با استفاده از این نسبت طلایی انجام شده است. همچنین از این نسبت در بازارهای مالی استفاده میشود و از اهمیت بسیاری برخوردار است. نحوه استفاده از اندیکاتور فیبوناچی اصلاحی فیبوناچی اصلاحی برای ترسیم سطوح بین دو نقطه پایین و بالای قیمت و سطح داخل محدوده استفاده میشود. از این اندیکاتور میتوان در موارد دیگری مانند ترسیم سطوح مهم خارج از این دامنه قیمت نیز استفاده کرد. استفاده از فیبوناچی اصلاحی در یک روند صعودی نقاط بالا و پایین را تعیین کرده و سطوح فیبوناچی بین این دو محدوده محاسبه میشود. برای محاسبهی سطوح در روند صعودی از فرمول زیر استفاده میشود: سطوح قیمت فیبوناچی = ( قیمت پایین – قیمت بالا) × سطوح فیبوناچی - قیمت بالا سطوح فیبوناچی ذکر شده در فرمول به عددهای 38.2 درصد، 50 درصد، 61.8 درصد و 78.6 درصد و ... اشاره دارد. در این روند نقطه پایین 1 یا 100 درصد و نقطه بالا صفر در نظر گرفته میشود. تریدرها میتوانند با ترسیم خطوط فیبوناچی اصلاحی سطوح مقاومت، حمایت و ... را شناسایی کنند. فیبوناچی اصلاحی در این حالت به حرکت از پایین اشاره دارد. استفاده از اندیکاتور فیبوناچی اصلاحی در یک روند نزولی در این روند هم مشابه روند قبلی، نقاط بالا و پایین را تعیین کرده و سطوح فیبوناچی بین این دو محدوده محاسبه میشود. برای محاسبهی سطوح در روند نزولی از فرمول زیر استفاده میشود: سطوح قیمت فیبوناچی = قیمت پایین + (قیمت پایین– قیمت بالا) × سطوح فیبوناچی در روند نزولی دقیقا برعکس روند صعودی، نقطه پایین صفر درصد و نقطه بالا 1 یا 100 درصد خواهد بود. در این حالت، روند قیمت نزولی است و اگر بازار صعودی شود، ابزار فیبوناچی اصلاحی سطح مقاومت بالقوه را نشان میدهد. اطلاعاتی که سطوح فیبوناچی اصلاحی در اختیار تریدرها قرار میدهد تریدرها میتوانند با استفاده از سطوح فیبوناچی نقاط ورود، خروج، حد ضرر و غیره را مشخص کنند. نحوه استفاده از این سطوح با توجه به سبک ترید و استراتژی میتواند متغیر باشد. استراتژیهایی مانند سودآوری، در محدوده بین دو سطح خاص فیبوناچی قرار دارد. مانند خرید در سطح 38.2 درصد و فروش در 23.6 درصد در یک روند صعودی میتواند استراتژی جالبی باشد. اما توجه به این نکته ضروری است که به استراتژی فردی و بسیاری از عوامل فنی دیگر بستگی دارد. اغلب، فیبوناچی اصلاحی را با تئوری امواج الیوت ترکیب میکنند که این میتواند یک استراتژی قدرتمند برای پیدا کردن ارتباط بین ساختارهای موج و نواحی احتمالی مقاومت و حمایت باشد. این اندیکاتور نیز مانند سایر اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال باید در ترکیب با دیگر ابزارها مورد استفاده قرار گیرد. زیرا ممکن است گزینهای که سیگنال خرید و فروش نیست با سایر اندیکاتورها به سیگنال تبدیل شود. ابزارهای تحلیل تکنیکال را باید با یکدیگر ترکیب کرد و با توجه به شرایط بازار و سایر عوامل تاثیر گذار به تحلیل دادهها و نمودارهای مورد نظر پرداخت. اندیکاتور فیبوناچی اصلاحی در چه زمانهایی ممکن است اشتباه عمل کند؟ فیبوناچی اصلاحی مانند سایر اندیکاتورهای تکنیکال بدون خطا نیست؛ در غیر این صورت همه میتوانستند بدون آموزش و از طریق این اندیکاتور ترید را انجام دهند. تریدرها میتوانند با پیدا کردن و بررسی نواحی مقاومت و حمایت در یک نمودار تریدهای بهتری را انجام دهند. برای کاهش خطای محاسبات، پارامترهایی وجود دارند که در ادامه آنها را مرور میکنیم: اطمینان پذیری میزان اطمینان به سطح فیبوناچی اصلاحی بستگی به بازه زمانی استفاده شده دارد. به این صورت که سطح 61.8 درصد در نمودار ماهانه نسبت به همین سطح در نمودار 4 ساعته بهتر و قویتر است. به همین دلیل باید تایم فریم بیشتری را برای این اندیکاتور و یا سایر آنها در نظر گرفت. ثبات هنگام ترسیم نمودار و مشخص کردن نقاط سوئینگ بالا و پایین، حتما باید به این نکته توجه شود که بدنه های کندل به یکدیگر و سایه ها به یکدیگر تنظیم شده باشد، زیرا عدم توجه به این نکته نتایج برعکس دارد به همین دلیل تریدرها به دنبال راهی برای کاهش آن هستند. انتخاب یکی دیگر از مشکلاتی که باید به هنگام تحلیل با اندیکاتور فیبوناچی بدانیم، انتخاب درست نقاط سوئینگ بالا و پایین است. هر تحلیل گری در تایم فریمهای متنوع نگاه و تحلیل متفاوتی نسبت به نمودارها ارائه میدهند که هر کدام دلایل قانع کننده مخصوص به خود را دارند و با استفاده از دانش قبلی خود نسبت به روند دارایی ترید و تحلیل میکنند. فیبوناچی گسترشی یا اکستنشن (Fibonacci extensions) همانطور که در ابتدای مقاله ذکر شد، از سطوح فیبوناچی برای پیدا کردن نواحی مقاومت و حمایت در یک نمودار استفاده میشود (قسمت اول عکس). اما به جز آن میتواند برای ترسیم سطوح مهم خارج از این دامنه نیز استفاده شود، که به آن سطوح فیبوناچی اکستنشن گفته میشود.(قسمت دوم عکس) سطوح فیبوناچی اکستنشن به عنوان تارگت تریدرها در نظر گرفته میشود. هر تریدر سطح مختلفی از اکستنشن را به عنوان هدف خود انتخاب میکند. سطوح اکستنشن شامل 138.6 درصد، 150 درصد، 161.8 درصد، 261.8 درصد و 423.6 درصد است. این سطوح ممکن است نشاندهندهی مناطقی باشد که به قیمتهای بعدی منتهی میشود. نتیجهگیری اعداد فیبوناچی در بازارهای مالی بسیار حائز اهمیت هستند. مانند سایر اندیکاتورها، رابطهی بین قیمتها و نمودارها از هیچ اصول علمی یا قانون فیزیکی پیروی نمیکند. یکی از دلایل اهمیت این اندیکاتور، افراد فعال در بازارهای مالی هستند که توجه بسیاری به اندیکاتور فیبوناچی نشان میدهند. از این اندیکاتورها به عنوان یک شاخص میتواند نواحی مورد علاقه برای سرمایه گذاران را مشخص و پیش بینی کند. منبع: academy.binance [2] , corporatefinanceinstitute [3] [1] https://blog.valmart.net/%d8%a7%d8%b1%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%ac%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%84-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ [2] https://academy.binance.com/en/articles/a-guide-to-mastering-fibonacci-retracement [3] https://corporatefinanceinstitute.com/resources/knowledge/trading-investing/fibonacci-retracements/